سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

دفاع اروپایی از حاکمیت گرینلند در برابر تحرکات ترامپ

۱۴۰۴/۱۱/۱۲ - ۱۳:۰۰:۰۳
کد خبر: ۲۳۰۶۷۳۰
برنا- گروه بین الملل؛ رهبران دانمارک و گرینلند برای جلب پشتیبانی آلمان و فرانسه در مقابله با ادعا‌های رئیس‌جمهور آمریکا درباره گرینلند، عازم برلین و پاریس شدند.

سفر اضطراری «مت فردریکسن»، نخست‌وزیر دانمارک، و «ینس فردریک نلسن»، رهبر حکومت خودمختار گرینلند، به آلمان و فرانسه در روز‌های ۲۷ و ۲۸ ژانویه ۲۰۲۶، نشانه‌ای آشکار از تشدید نگرانی‌های کپنهاگ از تحرکات اخیر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، درباره بزرگ‌ترین جزیره جهان است.

 این سفر دیپلماتیک که بلافاصله پس از عقب‌نشینی نسبی ترامپ از ادعای مالکیت بر گرینلند برنامه‌ریزی شده، با هدف «تحکیم جبهه متحد اروپایی» در دفاع از تمامیت ارضی دانمارک و تقویت پایه‌های حقوقی حاکمیت این کشور بر گرینلند صورت می‌گیرد. بر اساس برنامه‌های اعلام شده، فردریکسن و نلسن نخست با «فریدریش مرتس»، صدراعظم آلمان، و سپس با «امانوئل مکرون»، رئیس‌جمهور فرانسه، دیدار خواهند کرد. کاخ الیزه در بیانیه‌ای پیش از سفر تأکید کرد که مکرون بر «تضامن اروپایی و حمایت قاطع فرانسه از حاکمیت و تمامیت ارضی دانمارک و گرینلند» تأکید خواهد نمود.


پیشینه این بحران به چند هفته قبل و اظهارات تهدیدآمیز دونالد ترامپ بازمی‌گردد که در آن، رئیس‌جمهور آمریکا نه تنها خرید یا الحاق گرینلند را مطرح کرد، بلکه به طور ضمنی از امکان «تسخیر قهرآمیز» این جزیره نیز سخن گفت. این ادعا‌ها که با واکنش شدید و بی‌دریغ دانمارک و اتحادیه اروپا مواجه شد، در پی مذاکرات ترامپ با «مارک روته»، دبیرکل ناتو، در حاشیه مجمع جهانی اقتصاد داووس، به یک «توافق چارچوب» مبهم تبدیل شد. ترامپ پس از این مذاکرات ادعا کرد که آمریکا به «دسترسی کامل و دائمی» به گرینلند دست یافته است، ادعایی که مقامات ناتو بلافاصله آن را تأیید نکردند، اما بر ضرورت تقویت تعهد امنیتی اعضا در قطب شمال برای مقابله با تهدیدات روسیه و چین تأکید نمودند.

 این تحولات، در حالی رخ می‌دهد که قطب شمال به دلیل ذوب یخ‌ها و دسترسی به منابع عظیم معدنی (از جمله نادر‌های خاکی) و مسیر‌های دریایی جدید، به یک منطقه ژئوپلیتیکی فوق‌حساس تبدیل شده است. گرینلند با مساحتی حدود ۲.۱۶ میلیون کیلومتر مربع، اگرچه از نظر سیاسی بخشی از پادشاهی دانمارک است، اما از سال ۱۹۷۹ دارای حکومت خودمختار داخلی بوده و سیاست خارجی و دفاعی آن همچنان در حیطه مسئولیت کپنهاگ قرار دارد.


اهداف استراتژیک سفر رهبران دانمارک و گرینلند به دو قدرت اصلی اتحادیه اروپا چندلایه است. در سطح اول، هدف «ایجاد یک دیپلماسی اروپایی هماهنگ» برای مقابله با هرگونه فشار یا معامله‌گری آینده ترامپ است. آلمان و فرانسه به عنوان موتور‌های سیاسی و اقتصادی اتحادیه، می‌توانند پشتیبانی دیپلماتیک و احتمالاً اقدامات هماهنگ اقتصادی (مانند تهدید به تحریم‌های متقابل) را سازماندهی کنند. در سطح دوم، بحث درباره «توسعه اقتصادی و اجتماعی گرینلند» و تعمیق مشارکت‌های اروپایی در پروژه‌های زیرساختی و تحقیقاتی این جزیره قرار دارد تا وابستگی آن به کمک‌های دانمارک کاهش یابد و پایه‌های حاکمیت محکم‌تر شود.

فرانسه پیشتر علاقه خود به مشارکت در توسعه بخش معدنی گرینلند را نشان داده است. در سطح سوم و احتمالاً مهم‌تر، «ملاحظات امنیتی در قطب شمال» است. ناتو در سال‌های اخیر عملیات‌های نظامی خود در منطقه آرکتیک را افزایش داده و پایگاه‌های جدیدی ایجاد کرده است. حضور نظامی رو به رشد روسیه در این منطقه و نیز فعالیت‌های اقتصادی و تحقیقاتی چین، نگرانی غرب را برانگیخته است. دانمارک و گرینلند در صدد هستند تا حمایت آلمان و فرانسه را برای تقویت حضور ناتو تحت رهبری اروپایی (و نه صرفاً تحت تأثیر مستقیم دستور کار آمریکا) در منطقه جلب نمایند.


این بحران، آزمونی جدی برای انسجام اتحادیه اروپا و نیز رابطه متعادل ناتو با آمریکاست. از یک سو، موضع قاطع پاریس و برلین در حمایت از کپنهاگ، نشان‌دهنده اراده اروپا برای دفاع از حاکمیت اعضای خود در برابر فشار‌های خارجی، حتی از سوی متحدی مانند آمریکا، است. از سوی دیگر، پیچیدگی مسئله در این است که گرینلند از نظر استراتژیک برای امنیت ناتو نیز حیاتی است و واشنگتن خواهان حفظ و تقویت پایگاه مهم «توله» در شمال این جزیره است.

بنابراین، احتمالاً نتیجه نهایی، نه پیروزی کامل یک طرف، بلکه رسیدن به یک «توافقنامه جدید سه‌جانبه» بین دانمارک/گرینلند، ناتو (به رهبری آمریکا) و اتحادیه اروپا خواهد بود که در آن دسترسی‌های امنیتی و تحقیقاتی آمریکا تضمین شود، اما حاکمیت کامل دانمارک به رسمیت شناخته شده و توسعه اقتصادی جزیره با مشارکت گسترده‌تر اروپا همراه گردد. نتیجه این مذاکرات، می‌تواند الگویی برای مدیریت تنش‌های آینده در مناطق استراتژیک تحت حاکمیت متحدین باشد.

نظر شما