انباشت گسترده خودروهای ناقص در پارکینگهای یک خودروساز بزرگ به یکی از گلوگاههای جدی صنعت خودرو تبدیل شده است. این وضعیت باعث اختلال در روند عرضه به بازار شده و بخش قابل توجهی از سرمایه در گردش شرکت را از چرخه تولید و فروش خارج کرده است. خودروهایی که باید وارد بازار شوند عملاً به داراییهای منجمد تبدیل شدهاند و فشار مالی مستقیم بر ساختار نقدینگی خودروساز وارد کردهاند.
در این مدل تأمین هرگونه اختلال در تولید یا تحویل قطعه مستقیماً به توقف خطوط تکمیل خودرو منجر میشود و نتیجه آن انباشت خودروهای ناقص در پارکینگهاست. این خودروها سرمایه خوابیدهاند نه کالا، منابعی که باید صرف تولید توسعه محصول یا پرداخت بدهی زنجیره تأمین شود در قالب بدنههای ناقص فلزی متوقف ماندهاند و همین مسئله تراز مالی شرکت را با عدم تعادل مواجه کرده است.
در همین چارچوب اطلاعات دریافتی نشان میدهد بخش زیادی از خودروهای دپو شده در پارکینگهای گروه خودروسازی سایپا به دلیل کمبود قطعات وابسته به یک قطعهساز بزرگ زمینگیر شدهاند و بخش قابل توجهی از سرمایه در گردش این مجموعه در قالب خودروهای ناقص قفل شده است. همچنین مشخص شده بخش عمده کسری قطعات مربوط به اقلامی است که طی سالهای گذشته بهصورت متمرکز و شبهانحصاری به یک تأمینکننده بزرگ واگذار شده و عملاً امکان جایگزینی سریع تأمینکننده برای آنها وجود ندارد.
از منظر ساختاری مشکل فقط کمبود قطعه نیست. مسئله اصلی تمرکز تولید است. واگذاری انحصاری یا شبهانحصاری برخی اقلام راهبردی به یک تأمینکننده بزرگ باعث شده شبکه تأمین فاقد انعطاف باشد. اگر این قطعهساز دچار اختلال تولید مشکل مالی محدودیت واردات مواد اولیه یا مسائل لجستیکی شود کل زنجیره تولید خودرو قفل میشود. بدون مسیر جایگزین بدون سازوکار اضطراری.
این ساختار متمرکز برخلاف منطق تابآوری زنجیره تأمین است. در مدلهای موفق خودروسازی جهان قطعات راهبردی دارای چند منبع فعال تأمین هستند تا ریسک سیستماتیک کاهش یابد. اما در این ساختار یک گلوگاه واحد کل صنعت را تحت تأثیر قرار میدهد.
پیامد این وضعیت فقط محدود به پارکینگهای سایپا نیست. بازار نیز مستقیماً درگیر شده است. کاهش عرضه واقعی خودرو فشار تقاضا را افزایش داده فاصله قیمت کارخانه و بازار را تشدید کرده و به تقویت سوداگری انجامیده است. خودروهایی که باید وارد بازار شوند در پارکینگها باقی ماندهاند و بازار با کمبود مصنوعی عرضه مواجه شده است.
در سطح کلانتر این بحران نشانه ضعف مزمن سیاستگذاری صنعتی است. وابستگی به قطعهسازان بزرگ بدون طراحی شبکه تأمین چندلایه بدون رقابت واقعی و بدون تنوعبخشی به منابع تولید نتیجهای جز قفل شدن سرمایه کاهش بهرهوری افزایش هزینه تمامشده و شکنندگی شدید صنعت خودرو ندارد. اگر این ساختار اصلاح نشود دپوی خودروهای ناقص یک بحران مقطعی نخواهد بود بلکه به یک الگوی تکرارشونده تبدیل میشود.