سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

چرا BNP در انتخابات پساانقلاب بنگلادش پیروز شد؟/ ریاضیات انتخاباتی، شبکه‌های نفوذ و خاطره ۱۹۷۱

۱۴۰۴/۱۱/۲۹ - ۱۴:۵۵:۰۲
کد خبر: ۲۳۱۳۲۴۱
برنا - گروه بین‌الملل: سیزدهمین انتخابات پارلمانی بنگلادش که پس از سرنگونی شیخ حسینه برگزار شد، با پیروزی قاطع حزب ملی‌گرا (BNP) همراه گشت؛ نتیجه‌ای که بیش از آنکه محصول موج فراگیر آرمان‌خواهی باشد، حاصل محاسبات انتخاباتی و وفاداری‌های سنتی بود.

در شامگاه ۱۳ فوریه، هنگامی که نتایج نهایی انتخابات پارلمانی بنگلادش اعلام شد، بسیاری ناظران بین‌المللی و تحلیلگران داخلی از یک واقعیت شگفت‌زده شدند: حزب ملی‌گرای بنگلادش (BNP) به رهبری طارق رحمان با کسب ۲۰۹ کرسی از ۲۹۷ حوزه‌ای که نتایج آن اعلام شد، به پیروزی قاطع دست یافت. این در حالی بود که ائتلاف جماعت‌اسلامی با ۶۸ کرسی در جایگاه دوم قرار گرفت و حزب ملی شهروندان (NCP) که از دل قیام نسل زد در اوت ۲۰۲۴ متولد شده بود، تنها موفق به کسب ۶ کرسی شد. برای درک چرایی این نتیجه، باید از روایت ساده‌انگارانه "از دست رفتن فرصت تاریخی توسط جنبش دانشجویی" فراتر رفت و به عمق ریاضیات انتخاباتی، شبکه‌های قدرت محلی و خاطره تاریخی ۱۹۷۱ سفر کرد.

جماعت‌اسلامی بنگلادش (JI) در این انتخابات بهترین عملکرد خود را از ۱۹۹۱ به ثبت رساند و ۶۸ کرسی به دست آورد. این رقم در مقایسه با ۱۸ کرسی سال ۱۹۹۱، یک جهش خیره‌کننده است و نشان می‌دهد که خشم عمومی از عملکرد ضعیف رهبران محلی BNP در دوره پس از سقوط حسینه، بسیاری از رأی‌دهندگان را به سمت گزینه "جایگزین پاک" سوق داده است. در ماه‌های پس از اوت ۲۰۲۴، بسیاری از رهبران محلی BNP متهم به فساد و اخاذی شدند و نارضایتی در بازار‌های شهری و حومه شهر‌ها به اوج خود رسید. یک رأی‌دهنده روستایی در گفت‌و‌گو با تحلیلگران به زبان ساده گفته بود: "ما واقعا، واقعا عصبانی هستیم. " این خشم، سرمایه‌ای شد که جماعت به خوبی از آن استفاده کرد.

اما ریاضیات انتخاباتی نظام نخست‌نفری (First-Past-the-Post) بنگلادش، معادله دیگری رقم زد. در این نظام، افزایش سبد رأی یک حزب لزوماً به معنای افزایش متناسب کرسی‌ها نیست. رأی‌دهندگان روستایی بنگلادش، که ستون فقرات بدنه انتخاباتی کشور را تشکیل می‌دهند، در مواجهه با نامزد‌های ناشناخته جماعت که تنها "صداقت" را به عنوان نشان تجاری خود عرضه می‌کردند، با یک دوراهی مواجه شدند. از یک سو، از عملکرد نامزد‌های محلی BNP منزجر بودند؛ از سوی دیگر، نامزد‌های جماعت را نمی‌شناختند و به شبکه‌های حمایتی آنها دسترسی نداشتند. در چنین شرایطی، عقلانیت عملی (instrumental rationality) حکم کرد که به "شیطان آشنا" رأی دهند؛ کسی که می‌تواند در صورت پیروزی، شغلی برای فرزندشان پیدا کند یا در دعوای ملکی میانجیگری نماید. BNP با شناخت عمیق از این روان‌شناسی انتخاباتی، استراتژی نامزدی خود را طراحی کرد و بر چهره‌های شناخته‌شده با شبکه‌های نفوذ گسترده تکیه زد، نه بر تکنوکرات‌های پاک، اما گمنام.

جماعت‌اسلامی علاوه بر محدودیت ساختاری نظام انتخاباتی، با دو مانع راهبردی دیگر نیز مواجه بود. نخست، موضع مبهم این حزب در قبال حقوق زنان. بنگلادش امروز با ۱۷۳ میلیون نفر جمعیت، دارای یکی از فعال‌ترین نیروی کار زن در جنوب آسیاست. زنان نه تنها در سیستم آموزشی و اقتصاد خرد، که در مدیریت خانواده و تعیین الگوی رأی، نقشی کلیدی ایفا می‌کنند. اظهارات دوپهلوی رهبران جماعت در مورد نقش اجتماعی زنان، نتوانست اعتماد این بخش عظیم از جامعه را جلب کند. دوم، زخم کهنه جنگ آزادی‌بخش ۱۹۷۱. تلاش برخی از چهره‌های جماعت برای بازنویسی تاریخ یا تلطیف موضع خود در قبال نقش این حزب در مخالفت با استقلال بنگلادش، حتی برای خانواده‌های مذهبی نیز خط قرمز بود. ضرب‌المثل رایجی که در گفت‌و‌گو‌های خصوصی شنیده می‌شد این بود: "می‌توان بخشید، اما نمی‌توان فراموش کرد. " این دو مانع، مانع از شکل‌گیری یک موج فراگیر ملی به نفع جماعت شد و پیروزی آن را به مناطقی خاص (راجشاهی، کولنا، رنگپور) محدود ساخت.

حزب ملی شهروندان (NCP) که از دل قیام ۲۰۲۴ بیرون آمد، با ۵ کرسی، موفقیتی تاریخی، اما محدود به دست آورد. در یک نظام انتخاباتی دیگر، مانند نظام تناسبی (Proportional Representation)، چنین حزبی می‌توانست به راحتی ۲۰ یا ۳۰ کرسی به دست آورد و به عنوان یک قطب سوم عمل کند. اما در نظام نخست‌نفری، ۵ کرسی هم یک "شکست" است و هم یک "سقف". تحلیلگران معتقدند ائتلاف NCP با جماعت، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت برای استفاده از ماشین انتخاباتی آن وسوسه‌انگیز بوده باشد، اما در بلندمدت، تصویر "نسل جدید" را مخدوش کرد و بسیاری از رأی‌دهندگان جوان را که به دنبال گسست کامل از سیاست‌های کهنه بودند، از خود راند.

انتخابات سیزدهم بنگلادش، داستان محدودیت‌ها بود: محدودیت خشم، محدودیت برندسازی اخلاقی، محدودیت بازبینی تاریخی و قدرت ماندگار عمق سازمانی در یک سیستم "برنده همه چیز را می‌برد". BNP پیروز نشد، چون کشور را الهام‌بخشی کرد؛ پیروز شد، چون کشور را می‌شناخت. اکنون طارق رحمان که پس از ۱۷ سال تبعید به کشور بازگشته و ۱۷ فوریه به عنوان نخست‌وزیر سوگند یاد کرد، با چالش پاسخ به خشم نسلی مواجه است که اگرچه رأیش را به BNP داد، اما با ناامیدی به تابلوی ۵ کرسی NCP زل زده و منتظر است.

انتهای پیام/

نظر شما