ذبیح اله زارع کارشناس و پژوهشگر مدیریت شهری: رشد ۳۹ درصدی منابع، در نگاه نخست نشانهای از رویکرد توسعهگراست؛ بهویژه آنکه ۴۸ درصد از کل اعتبارات به حوزه حملونقل عمومی اختصاص یافته و توسعه مترو، نوسازی ناوگان اتوبوسرانی و برقیسازی وسایل نقلیه در اولویت قرار گرفته است. این جهتگیری، در صورت اجرای دقیق، میتواند بر کیفیت زندگی میلیونها شهروند اثر مستقیم بگذارد.
اما مسئله اصلی فراتر از ارقام است. پرسش کلیدی اینجاست که آیا الگوی تأمین مالی و سازوکار اداره شهر متناسب با این حجم از منابع تحول یافته است یا همچنان بر همان ریلهای سنتی حرکت میکند؟
وابستگی ساختاری به منابع ناپایدار
سهم قابل توجه درآمدهای شهرسازی و نیز استفاده از تسهیلات و اوراق بدهی، نشان میدهد که ساختار بودجه هنوز به منابع ناپایدار و بدهیمحور تکیه دارد. این الگو در سالهای گذشته بارها تجربه شده و در دورههای رکود مسکن یا محدودیتهای مالی، تحقق درآمدها را با چالش مواجه کرده است.
تداوم این روند، علاوه بر افزایش تعهدات آتی، مدیریت شهری را در برابر نوسانات اقتصادی آسیبپذیر میکند. پایتخت بهعنوان الگوی سایر کلانشهرها، نیازمند حرکت به سمت درآمدهای پایدار و متنوعسازی منابع مالی است.
ضرورت تغییر پارادایم در اداره شهر
افزایش رقم بودجه بهتنهایی نشانه پیشرفت نیست. اگر فرآیندهای اداری پرهزینه، ساختارهای غیرچابک و تخصیصهای غیرعملکردی اصلاح نشود، حتی بزرگترین بودجهها نیز به بهرهوری مطلوب منتهی نخواهد شد. تهران امروز بیش از افزایش منابع، به اصلاح ساختاری نیاز دارد، به بودجهریزی مبتنی بر عملکرد، شفافیت مالی برخط، کاهش هزینههای سربار و حرکت به سمت حکمرانی دادهمحور.
فرصت یا تکرار چرخه گذشته؟
تمرکز گسترده بر حملونقل عمومی، فرصتی تاریخی برای تغییر چهره ترافیک و آلودگی هواست. اما اگر تأمین مالی آن بر پایه ابزارهای سنتی و بدهیمحور باقی بماند، این فرصت ممکن است در سالهای آینده به فشار مالی مضاعف تبدیل شود.
شهرداری تهران اکنون در نقطهای قرار دارد که میتواند آغازگر یک تحول ملی در مدل مدیریت شهری باشد؛ تحولی که مبتنی بر نوآوری مالی، مشارکت مؤثر بخش خصوصی، بهرهوری نهادی و درآمدهای پایدار تعریف شود.
بودجه ۱۴۰۵ تهران تنها یک سند مالی نیست؛ این بودجه، آزمونی برای سنجش بلوغ حکمرانی شهری در کشور است.
اگر مدیریت شهری بتواند همزمان با اجرای پروژههای عمرانی، ریل تأمین مالی و سازوکار اداره شهر را نیز متحول کند، این بودجه میتواند به نقطه عطفی در تاریخ مدیریت شهری ایران تبدیل شود.
در غیر این صورت، افزایش ارقام، صرفاً به تکرار چرخهای آشنا خواهد انجامید؛ چرخهای از توسعه ناپایدار و تعهدات انباشته. امروز زمان انتخاب است. انتخاب میان اصلاح پارادایم یا ادامه مسیر گذشته.
انتهای پیام