دکتر بنی اسدی با درج یادداشتی در برنا نوشت:گاهی برای شناخت یک شهر، کافی است لحظهای از شتاب عبور دست بکشیم. در مسیر تهران به شرق کشور، شهری قرار دارد که بسیاری از مسافران از کنار آن میگذرند بیآنکه بدانند چه لایههایی از تاریخ و فرهنگ در آن نهفته است: سمنان. شهری که اگر درست خوانده شود، میتواند نمونهای روشن از پیوند میراث تاریخی، فرهنگ محلی و ظرفیتهای گردشگری باشد. اما واقعیت این است که میان این ظرفیتها و وضعیت فعلی مدیریت مقصد گردشگری فاصلهای قابل توجه دیده میشود.
سمنان شهری است که میراث ملموس آن تنها در چند بنای تاریخی خلاصه نمیشود؛ بلکه روایت یک تاریخ طولانی است. یکی از مهمترین نشانههای این تاریخ، مناره هزارسالهای است که هنوز در سیمای شهر ایستاده است؛ منارهای که به دوره حکومت آلزیار نسبت داده میشود و بخشی از مجموعه مسجد جامع سمنان به شمار میرود. آنها اسناد زندهای از استمرار شهرنشینی در ایراناند. وقتی گردشگری بر پایه روایت تاریخی شکل بگیرد، همین عناصر میتوانند هویت یک مقصد را تعریف کنند.
اما شاید یکی از جذابترین ظرفیتهای کمتر شناختهشده سمنان، میراث مهندسی و اجتماعی آن باشد: سیستم سنتی تقسیم آب شهر. در روزگاری که مدیریت منابع آب به یکی از مهمترین دغدغههای کشور تبدیل شده، یادآوری این نکته جالب است که سمنان قرنها پیش سازوکاری منظم و دقیق برای توزیع آب میان محلهها داشته است. این نظام سنتی که بر پایه عدالت اجتماعی و نظم محلی شکل گرفته بود، نمونهای از دانش بومی مدیریت منابع در شهرهای کویری ایران است. چنین میراثی اگر بهدرستی معرفی شود، میتواند حتی برای گردشگران علاقهمند به تاریخ فناوری و شیوههای زیست پایدار جذاب باشد.
در کنار اینها، تاریخ سمنان فقط در بناها و سازهها خلاصه نمیشود؛ بلکه در روایتهایی زنده است که نسلها آن را منتقل کردهاند. یکی از این روایتها، داستان مقاومت مردم شهر در برابر حملات مغول است. در منابع تاریخی اشاره شده که مردم سمنان در مقاطعی از تاریخ با وجود دشواریها، از شهر خود دفاع کردند و این روایتها هنوز در حافظه تاریخی شهر حضور دارد. چنین روایتهایی—اگر با دقت تاریخی و نگاه مسئولانه بازخوانی شوند—میتوانند بخشی از هویت فرهنگی مقصد باشند.
نمونه دیگری از این روایتهای محلی، داستان معروف «چهل تن و سی سر» است که در فرهنگ تاریخی سمنان جایگاه خاصی دارد و برای بسیاری از شهروندان نمادی از ایثار و پایداری به شمار میرود. این روایتها در کنار داستانهای محلی ، بخشی از میراث ناملموس شهر هستند. در جهان امروز، گردشگری فرهنگی دقیقاً بر همین پیوند میان مکان و روایت شکل میگیرد.
بخش مهم دیگری از هویت فرهنگی سمنان در سنتهای خوراکی آن نهفته است؛ حوزهای که در سالهای اخیر در گردشگری جهان اهمیت بیشتری پیدا کرده است. غذا و نانهای محلی در واقع روایت دیگری از تاریخ و سبک زندگی مردم یک منطقهاند. در سمنان، نمونه شاخص آن «سبزیپلوی سمنانی» است که بهعنوان یکی از غذاهای شاخص این شهر ثبت ملی شده و میتواند بهعنوان بخشی از تجربه گردشگری خوراک معرفی شود. در کنار آن، نانهای سنتی شهر مانند نان شیرمال، کماچ و دیگر نانهای محلی سمنانی نیز بخشی از میراث ناملموس منطقه محسوب میشوند. این خوراکها بخشی از حافظه فرهنگی شهرند؛ همان چیزی که در بسیاری از مقاصد گردشگری دنیا بهعنوان «هویت مزهها» شناخته میشود.
از سوی دیگر، سمنان شهری با پیشینه مذهبی و فرهنگی نیز هست و وجود امامزادههای تاریخی در بافت شهر، بخشی از هویت اجتماعی آن را شکل داده است. از جمله این مکانها میتوان به امامزاده یحیی سمنان، امامزاده اشرف سمنان و امامزاده علویان سمنان اشاره کرد که برای بسیاری از شهروندان و زائران جایگاهی معنوی دارند. این اماکن علاوه بر کارکرد مذهبی، در صورت برنامهریزی مناسب میتوانند بخشی از مسیرهای گردشگری فرهنگی و زیارتی شهر نیز باشند.
اگر این عناصر—از نظام سنتی آب تا روایتهای تاریخی، از غذاهای محلی تا مکانهای مذهبی—در کنار هم دیده شوند، تصویری متفاوت از سمنان شکل میگیرد: شهری که میراث آن ترکیبی از تاریخ، فرهنگ، دانش بومی و زندگی روزمره مردم است. چالش اصلی شاید این باشد که این ظرفیتها هنوز در قالب یک روایت منسجم از شهر معرفی نشدهاند. گردشگری امروز بیش از هر زمان دیگری به روایت نیاز دارد؛ روایتی که بتواند این گنجینههای پراکنده را به یک تجربه واحد برای مخاطب تبدیل کند.
با وجود چنین ظرفیتهایی، پرسش مهم همچنان پابرجاست: چرا سمنان هنوز در نقشه گردشگری کشور جایگاه برجستهای پیدا نکرده است؟ بخشی از پاسخ را باید در نحوه مدیریت مقصد جستوجو کرد. در سالهای اخیر تلاشهایی برای معرفی گردشگری شهر انجام شده، اما این تلاشها هنوز به یک راهبرد منسجم و پایدار تبدیل نشده است. گاهی برنامهها کوتاهمدت هستند، گاهی هماهنگی میان نهادهای مختلف کامل نیست و گاهی ظرفیتهای واقعی شهر کمتر در سیاستگذاریها دیده میشود.
از سوی دیگر، موقعیت جغرافیایی سمنان یک فرصت مهم است. این شهر در یکی از محورهای پرتردد کشور قرار دارد و سالانه شمار زیادی از مسافران از آن عبور میکنند. اما بخش بزرگی از این جریان سفر، تنها عبور است نه توقف. در ادبیات گردشگری گفته میشود که یک مقصد زمانی موفق است که بتواند «دلیل ماندن» ایجاد کند. سمنان با توجه به تاریخ، فرهنگ و طبیعت کویری خود، چنین ظرفیتی را دارد؛ اما این ظرفیت نیازمند روایتسازی، برنامهریزی و زیرساخت مناسب است.
یکی از چالشهای مهم در این مسیر، نبود یک تصویر واحد از هویت گردشگری شهر است. سمنان میتواند شهر جاده ابریشم، شهر میراث کویری، شهر روایتهای تاریخی یا حتی مقصد گردشگری خلاق باشد. اما تا زمانی که این هویت بهطور روشن تعریف نشود، معرفی شهر نیز پراکنده خواهد بود. در کنار آن، مشارکت جامعه محلی نیز نقشی تعیینکننده دارد. گردشگری زمانی پایدار میشود که مردم شهر خود را بخشی از آن بدانند، نه صرفاً مخاطب تصمیمهای مدیریتی.
راهحل شاید بیش از آنکه در پروژههای بزرگ و پرهزینه باشد، در بازشناسی دقیق ظرفیتها و هماهنگی میان بخشهای مختلف نهفته است. احیای روایتهای تاریخی شهر، معرفی میراث مهندسی سنتی مانند نظام تقسیم آب، فعالسازی فضاهای فرهنگی در بافت تاریخی و ایجاد تجربههای گردشگری مبتنی بر فرهنگ محلی میتواند مسیر تازهای برای سمنان ایجاد کند.
سمنان شهری است که گنجینههای آن هنوز بهطور کامل دیده نشدهاند. شاید مسئله اصلی این نباشد که آیا این شهر ظرفیت گردشگری دارد یا نه؛ زیرا پاسخ روشن است. مسئله این است که آیا میتوان این ظرفیتها را بهموقع به یک روایت روشن و منسجم تبدیل کرد یا همچنان اجازه داد در سایه عبور مسافران پنهان بمانند. سرنوشت بسیاری از شهرها در چنین نقطهای رقم خورده است—جایی میان ظرفیت و تصمیم.