سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

ایران جغرافیای غیرت و مردانگی

۱۴۰۵/۰۱/۱۹ - ۱۱:۳۴:۱۶
کد خبر: ۲۳۲۸۱۳۱
صیانت از مرز تنها یک وظیفه سازمانی نیست، بلکه در ادبیات ایران، استعاره‌ای از حفظ «ناموس و شرف» تلقی می‌شود.

به گزارش خبرگزاری برنا تهران، مجید طلیمی خبرنگار ارشد ، دانش آموخته وکارشناس عالی روابط عمومی و رسانه در یاداشتی نوشت، ایران تنها یک نام در نقشه‌های سیاسی نیست؛ بلکه مفهومی است که در طول هزاره‌ها، از میان خاکسترِ تهاجم‌های ویرانگر، ققنوس وار بارها قد برافراشته است. آنچه ایران را در تاریخ سرافراز نگاه داشته، نه صرفاً مرزهای جغرافیایی، بلکه اراده‌ی جمعی برای بقا و صیانت از وطن و هویت ملی است.

در تئوری‌های نوین امنیت، تاب‌آوری اجتماعی کلیدی‌ترین نقش را در دفع تهدیدات خارجی ایفا می‌کند. مقاومت مردمی در ایران، ریشه در فرهنگ دفاع از کیان دارد. این پدیده تنها یک واکنش نظامی نیست، بلکه یک ساختار دفاعی چندلایه است که در آن؛ پیوند میان فرد و خاک، هزینه‌ی تجاوز را برای دشمن به شدت بالا می‌برد و هر شهروند به یک دیده‌بان برای حفظ صلح و ثبات تبدیل می شود .

تاریخ معاصر نشان داده است که هرگاه فشارهای خارجی اعم از تحریم‌های ظالمانه یا تهدیدات نظامی افزایش یافته، گسل‌های اجتماعی جای خود را به «وحدت کلمه» داده‌اند.

وطن پرستی در فرهنگ ایرانی، نقطه‌ی تلاقی تمام سلیقه‌ها و گرایش‌هاست. این یکپارچگی در شرایط بحرانی، مانند یک زره ملی عمل کرده و مانع از نفوذ استراتژیک دشمن به ساختار روانی جامعه می‌شود. امنیت مرزها در ایران، محصول آمیختگی فناوری دفاعی و ایمان سربازان است.

صیانت از مرز تنها یک وظیفه سازمانی نیست، بلکه در ادبیات ایران، استعاره‌ای از حفظ «ناموس و شرف» تلقی می‌شود.

این در حالی است که ؛ بهره‌گیری از توانمندی‌های بومی برای پشیمان‌سازی متجاوز پیش از هرگونه اقدام ، پیوند میان امنیت داخلی و ثبات منطقه‌ای ، تقویت روحیه ، توسل و توکل به خداوند متعال و نماد های ملی و مذهبی برای حفظ تمامیت ارضی وطن ، نمادهای شکست ناپذیری و مولفه های قدرت در حفظ وطن می باشد.

در ادبیات گزارش‌نویسی کلاسیک، «ایران سرافراز» نتیجه‌ی یک فرمول ساده است: اتحاد داخلی + اقتدار نظامی + ریشه‌های تاریخی. ایستادگی در برابر تجاوز، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت تاریخی برای ملتی است که آموخته است در سخت‌ترین شرایط، از دل تهدید، فرصتی برای شکوه ملی بسازد و همانطور که در عمق تحریم های مختلف ، در بسیاری از زمینه های فنی ، علمی ، ورزشی ، اجتماعی و پزشکی در جایگاه برتر جهان قرار گرفت ، همچنان در بحران قوی تر می شود . مرزهای این سرزمین، با خونِ پاک‌ترین فرزندانش پاسداری شده و این زنجیره‌ی فداکاری، ضامن بقای نام جاویدان ایران در ترازوی تاریخ است چو ایران نباشد، تن من مباد... این نه فقط یک بیت شعر، که دکترین دفاعی هر ایرانی در صیانت از مرزهای این کهن‌بوم است.

در نظام بین‌الملل، قدرت معمولاً با شاخص‌های سخت‌افزاری سنجیده می‌شود، اما در جغرافیای سیاسی ایران، مولفه‌ای فراتر از محاسبات مادی وجود دارد که مرز میان «ماندن» و «فنا شدن» را ترسیم می‌کند: وحدت در عین کثرت. بررسی رفتارهای اجتماعی ایرانیان در سده‌ی اخیر نشان می‌دهد که «تعلق به خاک» پدیده‌ای است که بر تمامی مرزبندی‌های سیاسی، حزبی و جناحی سایه می‌اندازد.

طبق اصول خبرنویسی تحلیلی، می‌توان این پدیده را «فرا رفتن از شکاف‌های ثانویه به نفع پیوند اولیه» نامید. هنگامی که موجودیت وطن مورد تعرض قرار گیرد، سلایق سیاسی به حاشیه رفته و «هویت ملی» به تنها پرچم مشترک تبدیل می‌شود.

این حس ناسیونالیستی مرزهای جغرافیایی را درنوردیده است و ایرانیان در سراسر جهان، فارغ از فاصله و دیدگاه، در لحظات بحرانی، قلبشان برای امنیت مرزها می‌تپد و همگرایی جهانی شکل میگیرد. همچنین ؛ یکی از ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد دفاع در ایران، تنوع مدل‌های ایستادگی است. دفاع از وطن در ایران نه یک فرم دستوری و تک‌بعدی، بلکه یک «مقاومت متکثر» است .

بدین معنی که هر طایفه، قبیله و قومیت با تکیه بر سنن حماسی خود، بخشی از پازل امنیت را تکمیل می‌کند. روشنفکر با قلم، سرباز با سلاح، و شهروند با پایداری مدنی؛ هر فرد به سبک و مدل فکری خود، سدی در برابر متجاوز می‌سازد.این تنوع در شیوه‌ی دفاع، عمق استراتژیکی ایجاد می‌کند که هیچ دشمنی قادر به پیش‌بینی و درهم‌شکستن آن نیست؛ چرا که با یک ارتش کلاسیک روبرو نیست، بلکه با یک ملت-سنگر مواجه است. چرا که در فرهنگ اصیل ایران، بحران نه مایه‌ی فروپاشی، بلکه عامل صیقل خوردن جوهر وجودی ملت است. تاریخ گواهی می‌دهد که ایرانیان «فرزندان روزهای سخت » هستند.

کارشناسان و پژوهشگران در جهان معتقدند که ایستادگی در برابر تجاوز بین ایرانیان ، ریشه در این باور دارد که سختی‌ها، آزمونی برای اثبات وفاداری به ریشه‌هاست. صیانت از مرزها و حفظ وطن در شرایط دشوار، به جای ایجاد هراس، منجر به نوعی «خیزش جمعی» می‌شود که در آن تفاوت‌ها رنگ می‌بازند و تنها «ایران» باقی می‌ماند.

امنیت مرزهای ایران تنها با سیم‌خاردار و برجک‌های دیده‌بانی تأمین نشده است، بلکه با وجود رهبری عالیقدر و مسوولانی دلسوز ، تار و پود آن از غیرت ملی بافته شده است.

وقتی سخن از تعرض به میان می‌آید، «ایرانی» فراتر از هر برچسب سیاسی، خود را مکلف به ایستادگی می‌بیند.

این همان پیوند ناگسستنی میان ملت ، رهبری و خاک وطن است که ایران را در طول تاریخ، علی‌رغم تمام تهاجم‌ها، سرافراز و یکپارچه نگاه داشته است.

تاریخ ایران ثابت کرده است که تعرض به این خاک، به معنای مواجهه با یک ملت متحد است که در آن، هر شهروند با هر گرایش و آیینی، در صیانت از مرزها ، فارغ از جنسیت ، یک "مردِ میدان" است.

انتهای پیام/

نظر شما