سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

برنا بررسی می‌کند؛

منطق دیپلماسی با چشمان باز در کارزار اسلام‌آباد/ چرا در مذاکرات حُسن نیت داریم، اما به آمریکا بی‌اعتمادیم؟

۱۴۰۵/۰۱/۲۲ - ۰۷:۰۰:۰۲
کد خبر: ۲۳۲۸۸۸۲
برنا - گروه بین‌الملل: مذاکرات اسلام‌آباد در حالی آغاز می‌شود که خاطره بدعهدی‌های تاریخی واشنگتن، سایه‌ای سنگین بر میز مذاکره انداخته است.

تجربه زیسته جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که دیپلماسی برای تهران نه یک مانور تبلیغاتی، بلکه مسیری برای احقاق حق با چشمان کاملاً باز است؛ رویکردی که در آن حسن نیت وجود دارد، اما بی‌اعتمادی به طرف مقابل که آمریکا باشد نیز جزء لاینفک آن است.

گذر زمان ثابت کرده است که منطق حاکم بر سیاست خارجی ایران، بر پایه آرمان‌گرایی کورکورانه بنا نشده، بلکه ریشه در واقع‌گرایی برخاسته از دهه‌ها تجربه مواجهه با غرب دارد. امروز که هیئت‌های مذاکره‌کننده در اسلام‌آباد حضور دارند، سوال اصلی این نیست که آیا ایران اراده‌ای برای حل بحران دارد یا خیر؛ چرا که پاسخ این پرسش در پذیرش آتش‌بس و حضور در پای میز مذاکره، آن هم پس از جنایت‌های فراوان آمریکا و اسرائیل نهفته است. پرسش بنیادین اینجاست که چرا تهران با وجود پیش‌قدم شدن در مسیر‌های دیپلماتیک، همچنان از واژه «اعتماد» به عنوان یک حلقه مفقوده یاد می‌کند؟

از برجام تا ضرب‌الاجل‌های نمایشی

ریشه‌های بی‌اعتمادی کنونی را نباید صرفاً در جنگ تحمیلی سوم جست‌و‌جو کرد. حافظه تاریخی دستگاه دیپلماسی و مردم به‌خوبی به یاد دارند که چگونه توافقات بین‌المللی با یک امضای نمایشی در واشنگتن به ورق‌پاره‌ای بی‌ارزش تبدیل شد.

خروج یک‌جانبه از توافقات پیشین و بازگشت تحریم‌ها، این گزاره را در ذهن ملت ایرانی نهادینه کرده است که طرف آمریکایی، مذاکره را نه برای تفاهم، بلکه به عنوان ابزاری برای مهار و تغییر رفتار اجباری می‌خواهد.

ایران در تمامی این سال‌ها نشان داده که به تعهدات خود پایبند است، اما این پایبندی هرگز به معنای ساده‌انگاری نبوده است. گزارش‌های آژانس در سال‌های گذشته بر حسن نیت فنی تهران صحه گذاشته‌اند، اما در مقابل پاسخ واشنگتن همیشه ترکیبی از فشار اقتصادی و تهدید نظامی بوده است. این تضاد آشکار، ایران را به این نتیجه رسانده که در دنیای سیاست، تضمین‌های کتبی و عینی و بین‌المللی تنها متر و معیار قضاوت هستند.

مذاکره زیر سایه تهدید!

تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران و جنگ چهل روزه نشان داد که زبان تهدید علیه تهران دیگر کارایی سابق را ندارد. تلاش برای تحمیل اراده از طریق تحریم‌های همه‌جانبه یا حملات تجاوزکارانه، تنها به پیچیده‌تر شدن گره‌های دیپلماتیک منجر شد.

در نهایت این جمهوری اسلامی بود که با مدیریتی هوشمندانه در تنگه هرمز و نمایش اقتدار میدانی، ثابت کرد میز مذاکره نباید سکویی برای دیکته کردن خواسته‌های یک‌طرفه باشد و آمریکا را مجبور به پذیرش طرح ۱۰ ماده‌ای خود برای مذاکره کرد.

دولت فعلی آمریکا در ابتدا با تعیین ضرب‌الاجل‌های مدت‌دار و تکیه بر ابزار‌های فشار، سعی داشت ایران را در موضع ضعف به اسلام‌آباد بکشاند. با این حال اقتدار در تنگه هرمز، پاسخ‌های کوبنده، به خطر انداختن منافع ایالات متحده در کشور‌های حاشیه خلیج فارس و ترکیب تیم اعزامی ایران که چهره‌های شاخص سیاسی، اقتصادی و نظامی را در بر می‌گیرد، نشان‌دهنده این است که تهران با یک بسته جامع و با دست پر وارد کارزار شده است.

با تمامی این شرایط بر همگان عیان شده که ایران خواهان صلح است، اما صلحی که در آن عزت ملی و منافع اقتصادی به‌وضوح تامین شده باشد.

راستی‌آزمایی؛ تنها پل عبور از بن‌بست

بی‌اعتمادی ایران به آمریکا یک انتخاب سلیقه‌ای نیست، بلکه یک ضرورت استراتژیک است. وقتی جی‌دی ونس، معاون اول رئیس‌جمهور آمریکا از «شکننده بودن» آتش بس سخن می‌گوید، طبیعی است که طرف ایرانی روی راستی‌آزمایی دقیق و تضمین‌های حقوقی برای توافق پافشاری کند. تجربه به ما آموخته است که وعده‌های شفاهی در راهرو‌های کاخ سفید به سرعت فراموش می‌شوند.

تلاش برای گنجاندن موضوعات غیرهسته‌ای یا محدود کردن توان دفاعی ایران در مذاکرات، از دیگر مواردی است که دیوار بی‌اعتمادی را بلندتر می‌کند. ایران همواره تاکید کرده که مذاکره صلح باید متمرکز بر رفع تحریم‌ها و بازگشت به تعهدات قانونی باشد. هرگونه تلاش برای انحراف از این مسیر، تنها به معنای اتلاف وقت و بازگشت به نقطه صفر خواهد بود.

دیپلماسی با چشمان باز

ایران بار دیگر حسن نیت خود را با پذیرش میانجی‌گری پاکستان و حضور در پای میز گفت‌و‌گو به جهانیان نشان داد. این حضور، نه از سر ناچاری، بلکه از موضع قدرت و برای اتمام حجت با جامعه جهانی است.

تهران ثابت کرده که برای صلح صادقانه آمادگی دارد، اما این آمادگی به معنای نادیده گرفتن سوابق سیاه طرف مقابل نیست و آمریکایی‌ها نیز باید درک کنند که دوران «فشار برای امتیاز» به سر آمده است.

ایران با تکیه بر توان داخلی و اقتدار منطقه‌ای خود، تنها زمانی به توافق نهایی تن خواهد داد که اطمینان یابد این بار امضای طرف آمریکایی تضمین‌کننده یک صلح پایدار برای تمام جهان است، نه پیش‌درآمدی برای بحرانی جدید. بی‌اعتمادی ما سپر دفاعی ماست تا زمانی که تغییر رفتار واقعی در کاخ سفید مشاهده شود.

انتهای پیام/

نظر شما