پس از ۲۱ ساعت مذاکره نفسگیر و فشرده در پایتخت پاکستان، هیئت آمریکایی به سرپرستی «جیدی ونس»، اسلامآباد را با دست خالی ترک کرد. این دور از گفتوگوها که در فضای سنگین پس از چهل روز درگیری نظامی و در سایه آتشبس موقت برگزار شد، نشان داد که کاخ سفید همچنان در درک واقعیتهای جدید منطقه و ابزارهای قدرت ایران دچار خطای محاسباتی مزمن است.
منطق قدرت در برابر دیپلماسی تحمیل
شواهد و مواضع رسمی پس از پایان مذاکرات حاکی از آن است که عامل اصلی شکست گفتوگوها، اصرار واشنگتن بر مدل «مذاکره برای تسلیم» بوده است. محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین، در واکنشی به اظهارات معاون رئیسجمهور آمریکا اشاره کرد که ریشه ناکامی را باید در جمله خودِ ونس پس از پایان مذاکرات جستوجو کرد: «آنها پذیرفتن شرایط ما را انتخاب نکردهاند.» این ادبیات نشاندهنده آن است که تیم ترامپ هنوز نیاموخته است که با جمهوری اسلامی ایران نمیتوان با زبان «دیکته» سخن گفت.
ایران بر اساس یک موضع اصولی وارد میدان شد و پذیرش آتشبس دوهفتهای نشانه حسن نیت تهران برای جلوگیری از گسترش تنش بود، اما دیپلماتهای ایرانی به صراحت اعلام کردند که آنچه در میدان جنگ با قدرت سخت به دست آمده، در پشت میز مذاکره با جنگ روانی واگذار نخواهد شد.
حق غیرقابل معامله
یکی از محورهای اصلی اختلاف در اسلامآباد، اصرار آمریکا بر محدودسازی فراتر از عرف توان هستهای ایران بود. موضع تهران در این میان شفاف و منطبق بر حقوق بینالملل است؛ حقی که غنیسازی زیر ۴ درصد را حقی مشروع و قانونی برای تمامی اعضای انپیتی جهت مصارف صلحآمیز قائل است.
همچنین ایران بارها اعلام کرده که مواضعش در قبال غنیسازی روشن است، اما هرگونه عقبنشینی از حقوق هستهای تحت فشار زیادهخواهیهای واشنگتن، خط قرمز نظام محسوب میشود. آمریکاییها که با ادعای «کسب اطمینان از عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای» وارد شده بودند، در واقع به دنبال خلع سلاح علمی و فنی ایران بودند، ۀ خواستهای که با سد محکم هیئت ایرانی مواجه شد.
تنگه هرمز در ید اراده ایران
منابع آگاه پاکستانی فاش کردند که پرونده «تنگه هرمز» به یکی از بزرگترین موانع پیشرفت مذاکرات تبدیل شد. آمریکا که از حضور مقتدرانه ایران در این شاهراه حیاتی انرژی به ستوه آمده، تلاش داشت تا بازگشایی و مدیریت تنگه به سهلترین روش ممکن انجام دهد و نقش ایران را در این منطقه به حاشیه براند.
عطاءالله مهاجرانی، وزیر اسبق ارشاد در دولت اصلاحات در تحلیل خود که در واکنش به اظهارات جیدی ونس منتشر شده بود، اشاره کرد که واشنگتن قصد داشت آنچه را در میدان نظامی به دست نیاورده، در اسلامآباد صید کند. اما واقعیت این است که تنگه هرمز تحت نظارت و حاکمیت ایران، کارتی نیست که تهران به سادگی از آن بگذرد، بهویژه زمانی که دشمن با زبان تهدید سخن میگوید.
شکست سومین فاجعه
همانطور که «جان مرشایمر»، تحلیلگر برجسته آمریکایی اذعان کرده است، جنگ با ایران پس از تجربههای شکستخورده افغانستان و عراق به سومین فاجعه بزرگ برای تاریخ معاصر آمریکا تبدیل شده است.
واشنگتن در حالی پاکستان را ترک کرد که دست برتر ایران باعث شد تا تحلیلگران غربی نظیر «آرون دیوید میلر» اعتراف کنند که ایران اکنون کارتهای بیشتری در اختیار دارد؛ از کنترل بر جغرافیا تا پایداری ساختار سیاسی. همچنین منتقدان داخلی در آمریکا، از جمله سناتور اندی کیم، تیم ونس را به مذاکرات نمایشی و عدم درک تخصصی دیپلماسی متهم میکنند.
جمهوری اسلامی ایران با ایستادگی در اسلامآباد نشان داد که دیپلماسی را نه راهی برای تسلیم، بلکه ابزاری برای صیانت از حقوق ملی میداند. اگر واشنگتن به دنبال توافق است، باید از پیوند زدن امنیت منطقه به منافع رژیم صهیونیستی دست بردارد و واقعیت ایرانِ مقتدر را بپذیرد. در غیر این صورت، همانطور که مقامات کشورمان هشدار دادهاند، با پایان آتشبس موقت، هزینههای زیادهخواهی آمریکا در منطقه به شدت افزایش خواهد یافت.
انتهای پیام/