سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

در ستایش زبان و وطن؛ شاهرخ مسکوب: ایرانی بودن با تمام مصیبت‌ها به زبان فارسی‌اش می‌ارزد

۱۴۰۵/۰۱/۲۶ - ۰۹:۰۴:۲۸
کد خبر: ۲۳۳۰۲۱۹
برنا- گروه فرهنگ و هنر: در روز‌هایی که نام ایران بیش از همیشه تکرار می‌شود، یاد شاهرخ مسکوب، نویسنده‌ای که وطن را در زبان و فرهنگ می‌زیست، پررنگ‌تر از همیشه است.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ این روز‌ها که نام «ایران» بیش از همیشه در گفتار و نوشتار‌ها تکرار می‌شود، این روز‌ها که سایه تنش، جنگ و آتش‌بس بر سر منطقه سنگینی می‌کند و سخنان تهدیدآمیز سیاستمداران خارجی، احساسات یک ملت را جریحه‌دار می‌کند، معنای «وطن» دوباره در ذهن‌ها زنده شده است. 

وقتی از ایران سخن می‌گوییم، از یک نقشه ساده حرف نمی‌زنیم؛ از یک «نفس» سخن می‌گوییم، از مجموعه‌ای از مردم، تاریخ، زبان، فرهنگ و خاطره.

در چنین روزهایی، یادآوری نام کسانی که «ایران» برایشان نه یک شعار بلکه یک زیست درونی و همیشگی بود، اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند. 

۲۳ فروردین، سالروز درگذشت شاهرخ مسکوب یکی از همین چهره‌ها بود؛ مردی که فرهنگ ایران را وطن حقیقی خود می‌دانست.

شاهرخ مسکوب؛ زیستن در زبان و فرهنگ

شاهرخ مسکوب از جمله نویسندگانی بود که «ایرانی بودن» را در پیوندی عمیق با زبان فارسی تعریف می‌کرد. جمله‌ای که از او نقل می‌شود، به‌خوبی جهان‌بینی‌اش را نشان می‌دهد: «ایرانی بودن با تمام مصیبت‌هایش به زبان فارسی‌اش می‌ارزد...»

او نه‌فقط نویسنده بلکه اندیشمندی بود که ایران را در لایه‌های عمیق فرهنگ، اسطوره و ادبیات جست‌و‌جو می‌کرد. 

در جایی می‌نویسد: «نمی‌توانم به ایران فکر نکنم... فکر ایران یک نفس در من گرم کار است.»

برای مسکوب، ایران یک دغدغه دائمی بود؛ دغدغه‌ای که در تمام آثارش جریان دارد.

زندگی و مسیر فکری

مسکوب در ۲۰ دی ۱۳۰۴ در بابل به دنیا آمد. کودکی‌اش را در تهران گذراند و تحصیلات متوسطه را در اصفهان به پایان رساند. سپس وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد، اما مسیر زندگی‌اش خیلی زود به سمت ادبیات و اندیشه تغییر کرد.

او در جوانی به فعالیت‌های سیاسی گرایش داشت و به همین دلیل چند بار زندانی شد، اما همان‌طور که خود اشاره می‌کند، پس از این تجربه‌ها، «ادبیات» نجاتش داد؛ به‌ویژه آشنایی عمیق با شاهنامه و مثنوی.

این نقطه، آغاز مسیر تازه‌ای در زندگی او بود؛ مسیری که او را به یکی از مهم‌ترین چهره‌های ادبیات معاصر ایران تبدیل کرد.

مسکوب و شاهنامه؛ بازخوانی یک میراث ملی

نام مسکوب بیش از هر چیز با پژوهش‌هایش درباره شاهنامه گره خورده است. او از فردوسی به عنوان الهام‌بخش بزرگ خود یاد می‌کرد و تلاش داشت شاهنامه را از دل گذشته به اکنون بیاورد.

از مهم‌ترین آثار او در این زمینه می‌توان به «مقدمه‌ای بر رستم و اسفندیار»، «سوگ سیاوش»، «ارمغان مور» اشاره کرد.

مسکوب در این آثار، شاهنامه را صرفا یک متن تاریخی یا ادبی نمی‌دید بلکه آن را آیینه‌ای برای فهم انسان معاصر می‌دانست. او با نگاهی نو، اسطوره‌ها را به تجربه‌های انسانی امروز پیوند می‌زد و از دل آنها، مفاهیمی، چون مرگ، سرنوشت، عدالت و تراژدی را استخراج می‌کرد.

نثر، خاطره و تجربه زیسته

یکی از وجوه درخشان کار مسکوب، نثر اوست؛ نثری دقیق، شاعرانه و در عین حال صمیمی. در کنار پژوهش‌هایش، آثار شخصی و خاطره‌گونه او نیز جایگاه ویژه‌ای دارند.

از جمله مهم‌ترین آنها «روز‌ها در راه»، «سوگ مادر» و «در سوگ و عشق یاران».

در این آثار، مسکوب زندگی، رنج، تبعید، دوستی و فقدان را با زبانی انسانی و تاثیرگذار روایت می‌کند. نوشته‌های او نشان می‌دهند که چگونه یک نویسنده می‌تواند تجربه‌های شخصی را به تجربه‌ای جمعی تبدیل کند.

مترجمی میان جهان‌ها

مسکوب علاوه بر نویسندگی و پژوهش، مترجم برجسته‌ای نیز بود. او با ترجمه آثار نویسندگان بزرگ جهان، پلی میان ادبیات ایران و جهان ساخت.

از مهم‌ترین ترجمه‌های او می‌توان به «خوشه‌های خشم» اثر جان اشتاین‌بک «آنتیگونه» و «ادیپ شهریار» از سوفوکل اشاره کرد.

این ترجمه‌ها نشان‌دهنده نگاه گسترده و جهان‌وطنی اوست. نگاهی که در عین دلبستگی عمیق به ایران، از ارتباط با فرهنگ‌های دیگر غافل نبود.

شبکه‌ای از اندیشه و دوستی

مسکوب در طول زندگی خود با بسیاری از روشنفکران و نویسندگان ایرانی در ارتباط بود. از جمله هوشنگ ابتهاج، داریوش شایگان و دیگران.

بخشی از این ارتباطات در قالب نامه‌نگاری‌های او ثبت شده است. نامه‌هایی که امروز در آرشیو‌هایی مانند دانشگاه استنفورد نگهداری می‌شوند و نشان‌دهنده گفت‌و‌گو‌های فکری و فرهنگی میان نسل روشنفکران ایران هستند.

مرگ یک نویسنده، تداوم یک اندیشه

شاهرخ مسکوب در ۲۳ فروردین ۱۳۸۴ در پاریس، بر اثر سرطان خون درگذشت. پیکرش به ایران بازگردانده شد و در میان جمع زیادی از دوستدارانش به خاک سپرده شد.

اما مرگ او پایان یک مسیر نبود. اندیشه و نوشته‌هایش همچنان زنده‌اند؛ به‌ویژه در روز‌هایی که «ایران» دوباره به مسئله‌ای جدی و ملموس تبدیل می‌شود.

مسکوب و امروز ما

در روزگاری که واژه «ایران» بار دیگر به کانون توجه بازگشته، بازخوانی آثار مسکوب اهمیت ویژه‌ای دارد. او به ما یادآوری می‌کند که ایران فقط یک سرزمین نیست بلکه یک تجربه فرهنگی و زبانی است که در ذهن و جان ما زندگی می‌کند.

مسکوب با تمام زندگی‌اش نشان داد که می‌توان در دل بحران‌ها، تبعید‌ها و دشواری‌ها، همچنان به فرهنگ و زبان وفادار ماند.

شاید بتوان سخن او را چنین خلاصه کرد... ایران، چیزی است که نمی‌توان از آن دست کشید؛ حتی اگر از آن دور باشی و همین نگاه است که او را به یکی از ماندگارترین چهره‌های ادبیات معاصر ایران تبدیل کرده است.

انتهای پیام/

نظر شما