بهگزارش خبرگزاری برنا از کرمانشاه؛ حامد بهرامیان، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی و فعال رسانه در یادداشتی آورده است: در سپهر سیاست بینالملل، مذاکره نه صرفاً یک ابزار دیپلماتیک، بلکه عرصهای برای آزمون اراده و ثبات است.
در تقابل میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، ما با نوعی الگوی رفتاری سیستماتیک روبرو هستیم که در آن، مذاکره تنها پوششی برای پیشبرد استراتژیهای کُنشگرایانه و فشار حداکثری است.
تاریخ نشان داده است که واشینگتن در معادلات دیپلماتیک، از منطق برد-برد پیروی نمیکند، بلکه در پی بازتعریف نظم منطقهای بر پایه برد-فقط-من است. این عدم اطمینان بنیادین، ناشی از یک شکاف معرفتی است؛ جایی که آمریکا، توافق را نه یک تعهد پایدار، بلکه ابزاری گذرا برای تضعیف ظرفیتهای دفاعی و اقتصادی رقیب میبیند.
سوابق رفتاری ایالات متحده در مدیریت توافقات، گویای یک سیاستِ خلفعده ساختاری است که ریشه در تغییرات درونسازمانی و پارادایمهای انتخاباتی آنها دارد. ما شاهد بودیم که چگونه توافق برجام با یک تصمیم یکجانبه و بیقید و بند، به لایههای زیرین بیاعتمادی کشیده شد؛ یا در پروندههای مشابه، وعدههای رفع تحریمها که تنها در حد شعارهای انتخاباتی باقی ماندند و در عمل به ابزاری برای فلجسازی اقتصادی تبدیل شدند.
این رفتارهای نوسانی، نه تنها یک خطای محاسباتی، بلکه بخشی از استراتژی ابهام آنهاست تا با زیر سوال بردن تعهدات خود، فضای نوسان و بیثباتی را برای طرف مقابل ایجاد کنند.
با این حال، در این پیچیدگیهای ژئوپلیتیک، یک متغیر حیاتی و غیرقابل تغییر وجود دارد: تابآوری ملی ایران. برخلاف تحلیلهای سطحی که تنها بر فشارهای خارجی تمرکز دارند، واقعیت میدانی نشان میدهد که ایران با تکیه بر ظرفیتهای تکنولوژیک و نظامی خود، به یک قدرت منطقهای و جهانی تبدیل شده که معادلات را بازنویسی کرده است.
این قدرت، تنها از لولههای موشک یا پهپادها سرچشمه نمیگیرد، بلکه ریشه در اتحاد نفوذناپذیر میان ملت و نظام دارد. حمایت تودهای از حاکمیت، عصای دست دیپلماسی ایران در میز مذاکره است؛ چرا که قدرتی که پشتوانه اجتماعی مستحکم دارد، در برابر شوکهای سیاسی و فشارهای اقتصادی، نه تنها فرو نمیپاشد، بلکه بازتعریف میکند.
در نهایت، باید دانست که در عصر جدید رقابتهای قدرت، امنیت دیگر از طریق معاهدات شکننده تامین نمیشود، بلکه از طریق قدرت بازدارندگی و خودباوری ملی حاصل میگردد. ایران امروز با درک عمیق از ماهیت قدرتهای گذرا، مسیری را طی میکند که در آن، دیپلماسی از موضع قدرت و با تکیه بر واقعیتهای میدانی، نه از موضع ضعف و امید به وعدههای پوچ، مدیریت میشود.
انتهای پیام/