سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

عقل و احساس؛ شاهکار جین آستین که هنوز قلب‌ها را تسخیر می‌کند

۱۴۰۵/۰۲/۰۱ - ۰۷:۳۵:۵۷
کد خبر: ۲۳۳۱۸۶۹
برنا - گروه فرهنگ و هنر: بیش از دویست سال از انتشار «عقل و احساس» جین آستین می‌گذرد اما این رمان هنوز مثل یک دوست صمیمی با خواننده حرف می‌زند؛ از دل‌دادگی‌های بی‌پایان، اشتباهات احساسی و آن لحظاتی که عقل و قلب با هم کشمکش دارند.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ وقتی «Sense and Sensibility» در سال ۱۸۱۱ با نام مستعار «یک خانم» منتشر شد، چه کسی فکر می‌کرد این کتاب آغازگر یکی از مهم‌ترین صداهای ادبیات انگلیسی شود.

جین آستین در این داستان، دو خواهر بسیار متفاوت را در مرکز قرار می‌دهد. الینور، نماد عقل، خویشتن‌داری و «Sense» و ماریان، تجسم شور، احساسات ناب و «Sensibility». وقتی پدرشان می‌میرد و آن‌ها با مادر و خواهر کوچک‌ترشان مجبور به ترک خانه اشرافی‌شان می‌شوند، با دنیای بی‌رحم‌تر و محدودتر زنان در اوایل قرن نوزدهم روبه‌رو می‌شوند.

آستین با مهارت تمام، بدون اینکه مستقیم موعظه کند، نشان می‌دهد که چگونه جامعه‌ای که زنان را عمدتا از طریق ازدواج تعریف می‌کند، چه فشارهایی بر احساسات و انتخاب‌های آن‌ها وارد می‌کند. الینور که باید همیشه «عاقل» باشد، در سکوت رنج می‌برد و ماریان با تمام وجود عاشق می‌شود و وقتی خیانت می‌بیند، تقریبا نابود می‌شود. اما کتاب فقط داستان عشق نیست؛ داستان بزرگ شدن است. داستان اینکه چطور انسان یاد می‌گیرد بین احساس خام و عقل پخته تعادل ایجاد کند.

آن‌چه «عقل و احساس» را خاص می‌کند

یکی از بزرگ‌ترین نقاط قوت آستین، شخصیت‌پردازی فوق‌العاده‌اش است. هیچ‌کدام از شخصیت‌ها سیاه یا سفید مطلق نیستند. حتی «خوب‌ها» نقص دارند و «بد‌ها» هم گاهی جنبه‌های انسانی نشان می‌دهند.

طنز ملایم و گزنده آستین هم مثل همیشه درخشان است؛ او با یک جمله یا توصیف کوتاه، حماقت‌های اجتماعی، خودنمایی‌های طبقه مرفه و پوچی برخی رسوم را برملا می‌کند بدون اینکه عصبانی یا تلخ شود. این طنز، کتاب را بسیار خواندنی و لذت‌بخش نگه داشته است.

از نظر ساختاری، رمان کمی طولانی‌تر از آثار بعدی آستین است و گاهی ریتم آهسته‌ای دارد اما این آهستگی عمدی است. آستین می‌خواهد ما با شخصیت‌ها زندگی کنیم، نه فقط داستانشان را بخوانیم. پایان کتاب هم، هرچند در چارچوب رمان‌های آن دوره قابل پیش‌بینی است اما به شکلی رضایت‌بخش و واقع‌بینانه تمام می‌شود؛ نه بیش از حد رمانتیک و رویایی، بلکه منطبق با دنیای واقعی که آستین می‌شناخت.

چرا امروز هم باید بخوانیمش؟

در عصری که احساسات در شبکه‌های اجتماعی با سرعت نور منتشر می‌شود و «عقل» گاهی به معنای محاسبه‌گری سرد دیده می‌شود، «عقل و احساس» هنوز حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. به ما یادآوری می‌کند که نه باید احساساتمان را سرکوب کنیم و نه بی‌قیدوشرط تسلیم‌شان شویم. تعادل، همان چیزی است که الینور در طول داستان به آن می‌رسد و ماریان با درد آن را یاد می‌گیرد.

علاوه بر این، کتاب یک سند اجتماعی ارزشمند از وضعیت زنان در قرن نوزدهم است؛ زنانی که ارث نمی‌بردند، استقلال مالی نداشتند و اغلب سرنوشتشان به انتخاب همسر مناسب بستگی داشت. اما آستین هرگز قربانی نمی‌سازد. شخصیت‌های زن او هوشمند، پیچیده و فعال‌اند؛ حتی وقتی جامعه سعی می‌کند صدایشان را محدود کند.

«عقل و احساس» شاید به اندازه «غرور و تعصب» در فرهنگ عامه معروف نباشد اما برای کسانی که عاشق قلم آستین هستند، اغلب کتاب موردعلاقه‌شان است. چون اینجا آستین هنوز در حال بالیدن است؛ طنزش تیزتر و شخصیت‌ها صمیمی‌تر به نظر می‌رسند. اگر به دنبال داستانی هستید که هم سرگرمتان کند، هم شما را به فکر وادارد و هم بعد از تمام شدنش، هنوز در ذهنتان بماند، این کتاب دقیقا همان چیزی است که نیاز دارید.

به قول خود آستین، گاهی «عقل» و «احساس» هر دو لازم‌اند و این رمان، بهترین معلم این درس است.

انتهای پیام/

نظر شما