خبرگزاری برنا- یادداشت سیداحمد علوی عضو شورای اسلامی شهر تهران: شهادت مظلومانه رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی در پی تجاوز وحشیانه رژیم صهیونیستی و آمریکا، بار دیگر حقانیتِ نگاه ژرف و پیشبینیهای دقیق آن حکیم فرزانه را به اثبات رساند. ایشان طی دهههای متمادی، با صلابتی مثالزدنی، بر دیوارهی کجِ اعتماد به غرب و بهویژه آمریکا نهیب زدند. این «عدم اعتماد» نه یک تاکتیک سیاسی کوتاهمدت، بلکه برآمده از یک منظومه منسجم فکری بود که در ادامه به تبیین ابعاد آن میپردازم:
۱. بُعد قرآنی و وحیانی: تقابل جبهه حق و استکبار
از منظر مبانی دینی، رهبر شهید بر اساس نص صریح قرآن کریم، ماهیت نظام سلطه را «مستکبر» میدانستند. قرآن کریم در آیات متعددی از جمله آیه ۱۲۰ سوره بقره هشدار میدهد: «وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ» (هرگز یهود و نصارا از تو راضی نخواهند شد، تا از آیینشان پیروی کنی). ایشان با استناد به سنت الهی، معتقد بودند که خوی استکباری آمریکا مانع از هرگونه تعامل برابر است؛ چرا که آنها به چیزی کمتر از استاله کامل و نفی هویت اسلامی ما راضی نمیشوند.
۲. بُعد عرفانی و شهودی: رؤیت حقیقتِ پشتِ ماسک
در نگاه عرفانی ایشان، سیاست از معنویت جدا نبود. رهبر شهید با بهرهگیری از «بصیرتِ نافذ»، به باطنِ امور مینگریستند. ایشان قدرت آمریکا را قدرتی پوشالی و شیطانی میدیدند که در تقابل با «توحید» قرار دارد. از منظر عرفان سیاسی، اعتماد به «طاغوت» نوعی شرک به قدرت لایزال الهی است. ایشان در پسِ دستکشهای مخملی، دست چدنی را به وضوح میدیدند و این ناشی از صفای باطنی و نوری بود که خداوند در دل مؤمنان قرار میدهد تا فریب جلوههای فریبنده دنیا را نخورند.
۳. بُعد بینالمللی و تاریخی: رئالیسم در شناخت ساختار قدرت
از منظر علمی و تحلیل روابط بینالملل، نگاه ایشان منطبق بر یک واقعگرایی (Realism) ساختاری بود. تاریخ معاصر، از کودتای ۲۸ مرداد تا نقض عهد در برجام و در نهایت تجاوز مستقیم اخیر در اسفند ۱۴۰۴، نشان داد که آمریکا به هیچ پیمان بینالمللی وفادار نیست. ایشان به درستی درک کرده بودند که نظام بینالملل بر پایه قدرت و منفعتطلبیِ یکجانبه آمریکا بنا شده و «اعتماد» در محیطی که آنومیک و فاقد ضمانت اجرایی برای کشورهای مستقل است، یک خطای استراتژیک و مهلک محسوب میشود.
۴. بُعد اجتماعی و صیانت از عزت ملی
در حوزه جامعهشناسیِ سیاسی، رهبر شهید اعتماد به بیگانه را عامل فروپاشی «عزت ملی» و «خودباوری اجتماعی» میدانستند. ایشان بر این باور بودند که تکیه بر ستونِ شکسته آمریکا، باعث سستی اراده ملت و توقف چرخه نوآوری و مقاومت داخلی میشود. از نظر ایشان، صیانت از کرامت انسان ایرانی در گرو استقلال کامل بود. عدم اعتماد ایشان، در واقع یک «سپر دفاعی اجتماعی» برای حفاظت از سرمایه نمادینِ انقلاب یعنی «ما میتوانیم» بود.
امروز که شهر تهران و کل میهن اسلامی، داغدارِ عروج ملکوتی آن پیشوای بصیر است، بیش از پیش درک میکنیم که چرا ایشان میفرمودند: «من خوشبین نیستم». تجاوز اخیر و شهادت ایشان توسط ایادی استکبار، مُهر تأییدی بود بر این حقیقت که دشمنی آمریکا با اصلِ وجودی «ایرانِ مستقل» است. ما در شورای شهر تهران، راه آن شهید والامقام را در ایستادگی بر اصول و خدمت صادقانه به ملتی که هرگز تسلیم نشد، با افتخار ادامه خواهیم داد
انتهای پیام/.