سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

در گفت‌و‌گو با برنا اعلام شد:

۳ راهکار حیاتی برای عبور از بن‌بستِ ورق و نقدینگی /ضرب‌الاجل ۸ هفته‌ای دولت برای نجات صنعت

۱۴۰۵/۰۲/۱۶ - ۰۹:۱۰:۲۹
کد خبر: ۲۳۳۸۰۴۷
برنا - گروه اقتصادی؛ اختلال در شریان‌های تولید فولاد کشور بر اثر تبعات جنگ، صنعت تهویه مطبوع را وارد یک «بحران عملیاتی بی‌سابقه» کرده است. مهدی بستانچی، رییس شورای هماهنگی شهرک‌های صنعتی سراسر کشور و رئیس انجمن تولیدکنندگان سیستم‌های تهویه مطبوع، در گفتگویی صریح هشدار می‌دهد با تداوم وضعیت فعلی، نه‌تنها قیمت‌ها جهشی ۱۰۰ درصدی را تجربه می‌کنند، بلکه موجی از تعطیلی و تعلیق نیروی کار در راه است.

او معتقد است دولت تنها ۲ ماه برای یک جراحی فوری فرصت دارد.

گزارش‌های اخیر انجمن نشان‌دهنده یک وضعیت قرمز در صنعت تهویه مطبوع است. ریشه اصلی این بحران کجاست؟

واقعیت این است که ما امروز با یک «شوک چندلایه» رو‌به‌رو هستیم. جنگ اخیر نه‌تنها زیرساخت‌های فیزیکی، بلکه زنجیره تأمین استراتژیک ما را هدف قرار داده است. ورق فولادی، به‌ویژه ورق گالوانیزه، قلب تپنده صنعت تهویه مطبوع است. وقتی ظرفیت تولید در واحد‌های بزرگ فولادی به دلیل اختلالات ناشی از جنگ کاهش می‌یابد، ما در صنایع پایین‌دستی با بن‌بست کامل رو‌به‌رو می‌شویم. مسئله فقط گرانی نیست؛ مسئله «عدم دسترسی» و نابودی امکان برنامه‌ریزی است.

این اختلال در لایه تولید خود را به چه شکلی نشان داده است؟ طبق آمار، وضعیت کارخانه‌ها چقدر نگران‌کننده است؟

تحلیل‌های میدانی ما نشان می‌دهد که صنعت وارد وضعیت «بحران عملیاتی شدید» شده است. در افق کوتاه مدت (۲ تا ۴ هفته آینده)، ما با کاهش ۶۰ درصدی تولید مواجه خواهیم بود. دقت کنید که این کاهش ناشی از کمبود تقاضا نیست؛ مشتری هست، اما مواد اولیه نیست. در حال حاضر، تنها ۱۰ درصد واحد‌های ما در وضعیت عادی هستند. ۶۰ درصد واحد‌ها بخشی از خطوط تولیدشان را متوقف کرده‌اند و ۱۰ درصد هم به طور کامل کرکره‌ها را پایین کشیده‌اند. ما در حال حرکت به سمت یک «نیمه‌تعطیلی گسترده» در سطح ملی هستیم.

در بازار ورق فولادی چه اتفاقی افتاده است؟ پیش‌بینی شما از قیمت‌ها و رفتار بازار چیست؟

بازار از وضعیت تعادلی خارج شده و به سمت «اقتصاد زیرزمینی» کوچ کرده است. ما پیش‌بینی می‌کنیم قیمت ورق فولادی در بازار داخلی بین ۵۰ تا ۱۰۰ درصد جهش داشته باشد. این یعنی هزینه تمام‌شده محصول نهایی ما به شدت بالا می‌رود. متأسفانه نشانه‌های احتکار و معاملات غیررسمی به وضوح دیده می‌شود. وقتی شفافیت از بین برود و تأمین ورق گالوانیزه که وابستگی حیاتی به ضخامت و جریان مداوم دارد دچار وقفه شود، تولیدکننده عملاً خلع سلاح می‌شود.

این وضعیت چه تأثیری بر امنیت شغلی کارگران این صنعت دارد؟

این دردناک‌ترین بخش ماجراست. طبق برآورد‌های ما، بین ۲۵ تا ۵۰ درصد نیروی کار متخصص ما در معرض تعدیل، تعلیق یا حداقل کاهش شدید ساعات کاری قرار دارند. بنگاه‌ها در حال حاضر با کاهش شیفت‌ها و مدیریت موجودی، به بهای افت بهره‌وری تلاش می‌کنند چراغ کارخانه را روشن نگه دارند، اما این مقاومت حداکثر ۱ تا ۲ ماه دوام می‌آورد. ما با یک بمب ساعتی در حوزه اشتغال صنعت تهویه رو‌به‌رو هستیم.

زمان طلایی برای مداخله دولت چقدر است؟ اگر اقدامی نشود چه سرنوشتی در انتظار این صنعت خواهد بود؟

ما یک پنجره واحد ۱ تا ۲ ماهه داریم. این «بازه طلایی» مداخله سیاستی است. اگر دولت در این مدت نتواند دسترسی صنایع پایین‌دستی به ورق فولادی را تسهیل کند و جلوی نوسانات ۱۰۰ درصدی قیمت را نگیرد، این بحران از یک اختلال موقت به یک «بحران ساختاری» تبدیل می‌شود. در آن صورت، حتی پس از پایان شرایط جنگی هم بازسازی این صنعت و بازگرداندن کارگران تعدیل‌شده، سال‌ها زمان خواهد برد. صنعت تهویه مطبوع امروز نیاز به اکسیژن دارد و این اکسیژن چیزی جز تأمین ورق فولادی با قیمت منصفانه نیست.

شما به وابستگی حیاتی این صنعت به ورق فولادی اشاره کردید. اما آیا هر نوع ورقی می‌تواند گره از کار تولیدکننده بگشاید؟ شنیده‌ها حاکی از یک «ناترازی هدفمند» در تأمین است.

دقیقاً نکته کلیدی همین‌جاست. مسئله ما صرفاً «کمبود عمومی فولاد» نیست؛ ما با یک «جراحی بدون بیهوشی» در قلب خطوط تولید رو‌به‌رو هستیم. صنعت تهویه مطبوع بر پایه استاندارد‌های مهندسی بسیار دقیقی بنا شده است. وقتی ما از ورق گالوانیزه حرف می‌زنیم، یعنی ضخامت‌های استراتژیک ۰.۶ تا ۰.۸ میلی‌متر و ۱ تا ۱.۲۵ میلی‌متر. حتی اگر کوهی از ورق‌های دیگر در بازار باشد، بدون این ضخامت‌های خاص، خط تولید کولر، هواساز و چیلر عملاً «تکه آهنی سرد و بلااستفاده» است. در واقع، ناترازی در دسترسی به «نوع مشخص» و «زمان مناسب»، کمر تولید را شکسته است.

در گزارش شما به تفاوت میان «تولید پیوسته» و «بخش‌های پروژه‌ای» اشاره شده است. اختلال در تأمین ورق، در این دو بخش چه تفاوت‌هایی ایجاد کرده؟

در بخش تولید انبوه مثل بدنه کولر‌های گازی، پنل‌ها و فن‌کوئل‌ها، ما با «خطوط پیوسته» رو‌به‌رو هستیم. این خطوط مثل یک موجود زنده هستند؛ اگر اکسیژن (ورق روغنی و گالوانیزه) حتی برای چند ساعت قطع شود، کل فرآیند می‌میرد. راه‌اندازی مجدد این خطوط پس از توقف، هزینه‌های کمرشکن فنی و افت بهره‌وری شدیدی به همراه دارد.

اما در بخش پروژه‌ای که چیلر‌های بزرگ صنعتی و هواساز‌های عظیم ساخته می‌شود، ما به ورق سیاه و استیل وابسته‌ایم. اینجا بحران فقط در کارخانه نمی‌ماند، بلکه به «رکود در پروژه‌های ملی و زیرساختی» سرایت می‌کند. وقتی ورق نیست، یعنی بیمارستان، کارخانه و مجتمع مسکونی که منتظر سیستم تهویه هستند، متوقف می‌شوند. این یک «فلج زنجیره‌ای» در اقتصاد است.

وضعیت شرکت‌های کوچک و متوسط (SME ها) در این میان چگونه است؟ آیا آنها توان جذب این شوک را دارند؟ 

متأسفانه باید بگویم SME‌ها در صف اول قربانیان این وضعیت جنگی هستند. این بنگاه‌ها برخلاف غول‌های صنعتی، ذخیره استراتژیک ندارند و خریدهایشان روزمره است. نقدینگی محدود و دسترسی دشوار به منابع مالی باعث شده که با اولین نوسان، از چرخه خارج شوند. این یک فاجعه برای اشتغال غیرمتمرکز است. از طرفی، ناهمگنی مصرف باعث شده که اختلال در تأمین چند بنگاه بزرگ پیشران، کل عرضه بازار را خشک کند.

پیام اصلی شما به سیاست‌گذاران در این شرایط بحرانی چیست؟

پیام من روشن است: «تخصیص هدفمند، قبل از فوت وقت». دولت باید درک کند که صنعت تهویه مطبوع، مصرف‌کننده عمومی فولاد نیست؛ بلکه یک صنعت مهندسی‌شده با نیاز‌های اختصاصی است. اگر هماهنگی میان ویژگی‌های مورد نیاز ما و الگوی عرضه فولاد در این ۱ یا ۲ ماه آینده برقرار نشود، ما نه با یک «کمبود موقت»، بلکه با یک «ویرانی ساختاری» رو‌به‌رو خواهیم بود که تبعات آن از بازار مسکن تا رفاه عمومی شهروندان را در بر خواهد گرفت. ما در انجمن، تمام داده‌ها را شفاف کرده‌ایم؛ حالا نوبت جسارتِ مدیریتی برای نجات تولید است.

شما به «نقطه گسست» در زنجیره تولید اشاره کردید. کدام بخش از صنعت تهویه، زودتر از بقیه در برابر این طوفان تسلیم می‌شود؟

اگر بخواهم صریح باشم، تجهیزات صنعتی و سیستم‌های HVAC بزرگ (مثل چیلر‌های صنعتی) اولین قربانیان هستند. این بخش، «نقطه گسست» صنعت ماست. به دلیل ابعاد بزرگ و الزامات فنی بالا، این تجهیزات بیشترین وابستگی را به ورق فولادی دارند. اینجا بحث فقط کاهش تولید نیست؛ بلکه با توقف کامل پروژه‌های صنعتی رو‌به‌رو هستیم. وقتی ورق نباشد، چیلر ساخته نمی‌شود و وقتی چیلر نباشد، پروژه‌های ساختمانی و زیرساختی کشور فلج می‌شوند. این یک «ایست قلبی» در بخش پروژه‌های ملی است.

وضعیت در مورد کالا‌های مصرفی‌تر مثل کولر‌های گازی و آبی چطور است؟ آیا آنها حاشیه امنی دارند؟

 حاشیه امنی وجود ندارد، فقط «شدت ضربه» متفاوت است. در بخش کولر گازی و اسپلیت، ما با یک «تنگنای دوگانه» رو‌به‌رو هستیم؛ هم وابستگی به ورق داخلی و هم وابستگی به قطعات وارداتی. این یعنی کوچکترین اختلال در تأمین ورق، اثر قطعات وارداتی را هم خنثی می‌کند و خط تولید را به کما می‌برد.

در مورد کولر آبی، وضعیت کمی منعطف‌تر است. به دلیل طراحی ساده‌تر، این بخش تاب‌آوری بیشتری دارد، اما حتی آنجا هم با افت شدید بهره‌وری و تولیدِ نیمه‌جان رو‌به‌رو هستیم. در واقع، بحران از تجهیزات سنگین شروع شده و مثل یک موج به سمت کالا‌های مصرفی حرکت می‌کند.

شما از سه «گلوگاه هم‌افزا» نام بردید که این بحران را تشدید می‌کنند. این مثلث بحران چگونه عمل می‌کند؟

ما در محاصره سه عامل هستیم:

۱. کاهش تقاضا: قدرت خرید مردم افت کرده است.

۲. کمبود نقدینگی: بنگاه‌ها پولی برای خرید مواد اولیه گران ندارند.

۳. جهش هزینه مواد اولیه: قیمت ورق فولادی مستقیماً حاشیه سود را بلعیده است.

وقتی این سه عامل به هم می‌رسند، یک «بازخورد مخرب» ایجاد می‌کنند. یعنی کاهش تولید منجر به افزایش قیمت می‌شود، افزایش قیمت تقاضا را می‌کشد، و کاهش فروش نقدینگی شرکت را نابود می‌کند. این یک چرخه مرگبار است که هر مرحله‌اش، مرحله قبلی را تقویت می‌کند.

این بحران اقتصادی چگونه به لایه اجتماعی و سفره کارگران اصابت می‌کند؟

این تلخ‌ترین پرده از نمایش بحران است. وقتی نقدینگی خشک شود و خط تولید متوقف بماند، فشار نهایی به بازار کار منتقل می‌شود. برآورد‌های ما نشان می‌دهد ۲۵ تا ۵۰ درصد نیروی کار این صنعت در معرض ریسک جدی هستند. این اتفاق ناگهانی نیست، بلکه یک «مرگ تدریجی» است؛ ابتدا با کاهش ساعات کاری شروع می‌شود، سپس به توقف خطوط می‌رسد و در نهایت به تعدیل اجباری نیرو‌های متخصصی می‌انجامد که سال‌ها برای آموزش آنها زمان صرف شده است.

شما از یک «مرگ تدریجی» در اشتغال و تولید صحبت کردید. اگر بخواهیم واقع‌بین باشیم، افق کوتاه‌مدت صنعت را چطور می‌بینید؟

 در افق کوتاه‌مدت، صادقانه بگویم که محتمل‌ترین سناریو، حرکت به سمت «تعطیلی گسترده» بخشی از بنگاه‌هاست. این یک افت تدریجی نیست؛ یک سقوط آزاد در ظرفیت عملیاتی است. وقتی شریان ورق فولادی قطع شود، بخشی از واحد‌ها بلافاصله از مدار خارج می‌شوند و مابقی هم با ظرفیتی چنان پایین کار می‌کنند که دیگر توجیه اقتصادی ندارد. نتیجه؟ عرضه به بازار قفل می‌شود و ما با یک بازارِ خالی و ملتهب رو‌به‌رو خواهیم شد.

آیا این بحران با ابزار‌های داخلیِ شرکت‌ها (مثل مدیریت هزینه‌ها) قابل کنترل است؟

به هیچ وجه. بحران فعلی صنعت تهویه از دیوار‌های کارخانه فراتر رفته است. مسئله دیگر کمبودِ ظرفیت اسمی فولاد نیست؛ مسئله «نحوه تخصیص و اولویت‌بندی» است. وقتی جریان ورق فولادی مدیریت نشود، ما با توقف‌های نامتوازن رو‌به‌رو می‌شویم. یعنی در جایی که نیاز حیاتی داریم ورق نیست، و جایی که اولویت دوم است، انبار‌ها پر است. این بحران، ماهیت زنجیره‌ای دارد و فقط با مداخله حاکمیتی در کل زنجیره ارزش حل می‌شود.

شما به عنوان یک خبره صنعت، چه «بسته فوریتی» را برای خروج از این وضعیت پیشنهاد می‌دهید؟

ما به سه اقدام فوری و جراحی‌گونه نیاز داریم:۱. تزریق نقدینگی: تأمین سرمایه در گردش برای بنگاه‌ها تا قفل نقدینگی شکسته شود.

۲. تخصیص هدفمند: ورق فولادی باید بر اساس «ظرفیت واقعی تولید» توزیع شود، نه به صورت عمومی و رانتی.

۳. تک‌نرخی کردن نهاده‌ها: باید جلوی بازار چندنرخی را گرفت؛ چون همین چندنرخی بودن، خودش عامل اصلی احتکار و رفتار‌های غیررسمی است؛

و اگر این اقدامات در همان بازه «۱ تا ۲ ماهه طلایی» که گفتید انجام نشود، چه خواهد شد؟

اگر این فرصت کوتاه را از دست بدهیم، اختلال عملیاتی به یک «بحران ساختاری» تبدیل می‌شود. یعنی دیگر با بخشنامه و تزریق پول هم نمی‌توان صنعت را بلند کرد. خطوط تولیدی که از مدار خارج می‌شوند، هزینه‌های بازگشت‌شان سرسام‌آور است. نیروی متخصصی که تعدیل شود، دیگر برنمی‌گردد. در واقع، ما از وضعیت «بحران قابل مدیریت» به سمت «ویرانی غیرقابل بازگشت» حرکت خواهیم کرد. تثبیت ساختار تأمین، ایجاد ذخایر راهبردی و تجمیع تقاضای شرکت‌های کوچک (SME ها) باید همین امروز شروع شود.

انتهای پیام/

نظر شما