تبسم کشاورز_ به بهانه برگزاری رویداد «هنر و جنگ» در موزه هنرهای معاصر تهران، خبرنگار برنا گفتوگویی تفصیلی با رضا دبیرینژاد، رئیس موزه انجام داده است.
در این گفتوگو، او از لحظه آغاز جنگ، تصمیمهای فوری موزه برای حفاظت از آثار و همچنین ایده شکلگیری یک رویداد هنری برای روایت نسبت هنر و جنگ سخن میگوید؛ روایتی که از مدیریت بحران تا نقش اجتماعی موزه را در بر میگیرد.
آنچه در ادامه میخوانید، مشروح این گفتوگو است.
از تشکیل «چکلیست مدیریت بحران» تا جمعآوری فوری آثار
برنا: مایلم بخش اول گفتوگوی ما درخصوص جنگ اخیر(حمله آمریکا و اسرائیل به ایران) و تجربه موزه در آن روزها باشد. موزه هنرهای معاصر تهران در آن روزها چه وضعیتی داشت و دقیقا از چه زمانی وارد وضعیت بحران و مدیریت آن شدید؟
دبیرینژاد: اتفاقا پیش از آغاز آن شرایط، ما بحثهایی درباره آمادگی برای جنگ و بحران داشتیم. بعد از شروع جنگ ۱۲ روزه، خیلی جدیتر وارد عمل شدیم. بخشی از اقدامات ما حفاظتی بود؛ یعنی چکلیست مدیریت بحران تهیه کردیم، پروتکلهایی نوشتیم و برخی اقدامات حفاظتی در اطراف موزه انجام دادیم. از طرف دیگر هم با نهادها و مراکز مختلف در ارتباط بودیم تا موضوع را در سطح بالاتری پیگیری کنیم.
نکته جالب این است که دقیقا همان لحظهای که خبر آغاز جنگ را دریافت کردیم، در وزارت ارشاد جلسهای درباره ایمنی و حفاظت موزهها داشتیم؛ یعنی ساعت ۹ صبح همان روز، در حال گفتوگو درباره همین مسائل بودیم که خبر آغاز جنگ رسید.
برنا: پس موزه عملا از همان ساعات ابتدایی وارد وضعیت اضطراری شد؟
دبیرینژاد: بله، ما همان روز مجبور شدیم چند اقدام فوری انجام دهیم. در آن مقطع در حال آمادهسازی یک نمایشگاه برای عید نوروز بودیم که همه آثار روی دیوارها قرار داشت اما فرصتی برای افتتاح نمایشگاه پیش نیامد.
همکاران موزه خیلی ضربتی شروع بهجمعآوری آثار کردند؛ به شکلی که تا ظهر همان روز تقریبا همه آثار جمعآوری شده بود. بعد از آن هم کارهای دیگری در فضای عمومی موزه انجام شد؛ از جمله جابهجایی مجسمههای جاکومتی و... آثار دیگر.
بازگشت اضطراری ۲۰ اثر به گنجینه موزه
برنا: در آن شرایط، ظاهرا بخشی از آثار خارج از موزه هم بودند؟
دبیرینژاد: بله، تعدادی از آثار بهدلیل برگزاری جشنواره فجر در موزه امام علی(ع) قرار داشتند. در آن شرایط بحرانی و با وجود محدودیتها و ترافیک، یکی از مهمترین کارهای ما این بود که حدود ۲۰ اثر را بهصورت ضربتی به موزه برگردانیم که خوشبختانه این کار انجام شد تا خیالمان از بابت حفاظت آثار راحتتر باشد.
البته یکی دیگر از بخشهای مهم چکلیست مدیریت بحران ما مربوط به اطلاعات موزه بود. دیتاسنترها، نسخههای دیجیتال، تصاویر، هاردها و همه فایلهای پشتیبان را جمعآوری و به فضای امن منتقل کردیم. همچنین نیروهای حفاظتی موزه را هم تقویت کردیم.
برنا: شما به اثر ماده و فکر از هاراگوچی هم اشاره کردید که نگرانیهایی درباره آن وجود داشت...
دبیرینژاد: بله، یکی از نگرانیهای ما اثر حوض روغن بود که متریال روغنی داشت و بهدلیل شرایط خاصش میتوانست خطرساز شود. موج انفجار یا حتی لرزشهای احتمالی ممکن بود باعث سرریز شدن مواد، ایجاد حریق یا مشکلات دیگر شود. برای همین با کارشناسان حفاظت و مرمت، برخی هنرمندان و حتی موزههایی در خارج از کشور که تجربه مشابه داشتند مشورت کردیم. در نهایت به این جمعبندی رسیدیم که همانطور که آثار را به مخزن منتقل میکنیم، بخش عمده مواد این اثر را هم جمعآوری کنیم تا خطر سرریز شدن یا آتشسوزی کاهش پیدا کند. البته اثر تخریب نشده و بعدا دوباره به وضعیت قبلی بازمیگردد.
مکاتبه با ۴۰ موزه جهان و شورای بینالمللی موزهها
برنا: در آن روزها ارتباطاتی هم با نهادهای بینالمللی داشتید؟
دبیرینژاد: بله، یکی از اقداماتی که انجام دادیم ارسال نامه به حدود ۴۰ نفر از روسای موزههای جهان و همچنین شورای بینالمللی موزهها بود. در این نامهها گزارشی از وضعیت موزه و خطراتی که متوجه گنجینه موزههای ایران بود ارائه کردیم.
ما تلاش کردیم اطلاعرسانی دقیقی درباره وضعیت موجود انجام دهیم؛ چون احساس میکردیم اطلاعات درستی از شرایط موزهها وجود ندارد. بعدتر هم با همکاری وزارت میراث فرهنگی و کمیسیون ملی یونسکو، اطلاعاتی گردآوری و در اختیار یونسکو قرار گرفت تا تاکید شود این مراکز، فرهنگی و غیرنظامی هستند و نباید آسیب ببینند.
شورای بینالمللی موزهها هم چند بیانیه صادر کرد و اعلام آمادگی کرد که به موزههای آسیبدیده کمک کند و حتی امکان جذب حمایتهای مالی را بررسی کند. بهنظر من در آن شرایط مهم بود که روایت خودمان را ارائه دهیم و بگوییم در چه وضعیتی قرار داریم.
موزه باید نقش اجتماعی خودش را ایفا کند
برنا: بعد از آتشبس، به نظر میرسد نگاه موزه از حفاظت صرف به سمت یک واکنش فرهنگی و اجتماعی رفت...
دبیرینژاد: بعد از پایان بحران اولیه به این فکر کردیم که وظیفه ما فقط حفاظت از آثار نیست. اگر معتقدیم هنر و موزه نقش اجتماعی دارند باید این نقش را ایفا کنند. ما مدتهاست این ایده را دنبال میکنیم که موزه هنرهای معاصر تهران فقط محل نگهداری آثار نباشد بلکه کنش اجتماعی و خوانش معاصر از آثار هم باید داشته باشد. به همین دلیل به این فکر کردیم که نسبت هنر و جنگ را از طریق آثار گنجینه روایت کنیم.
موزهها وظیفه تذکر، یادآوری و الهامبخشی دارند
برنا: این ایده بر چه مبنایی شکل گرفت؟
دبیرینژاد: اگر به تاریخ هنر نگاه کنیم، میبینیم جنگ تجربهای جهانی است و تقریبا همه کشورها در دورههای مختلف آن را تجربه کردهاند. هنرمندان هم همیشه نسبت به جنگ واکنش نشان دادهاند؛ گاهی روایتگر بودهاند، گاهی بازنمایی کردهاند، گاهی فاصله گرفتهاند و حتی در بعضی دورهها، جنگها موجب شکلگیری جریانها و مکاتب هنری شدهاند.
ما احساس کردیم گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران که یکی از مهمترین گنجینههای هنر مدرن و معاصر دنیاست، ظرفیت روایت این تجربهها را دارد. برای همین تلاش کردیم با زبان خود موزه، نسبت هنر و جنگ را یادآوری کنیم؛ چون موزه فقط محل نگهداری اثر نیست بلکه وظیفه تذکر، یادآوری و الهامبخشی هم دارد.
میخواستیم چراغ موزه روشن بماند
برنا: بهنظر میرسد بعد از عبور از مرحله اولیه بحران، تلاش کردید موزه فقط در موقعیت تدافعی و حفاظتی باقی نماند و وارد یک کنش فرهنگی هم بشود. برنامهای که این روزها در موزه در حال برگزاری است را چه نامگذاری میکنید؟
دبیرینژاد: من ترجیح میدهم اسمش را صرفا «نمایشگاه» نگذارم و بیشتر از عنوان «رویداد هنری» استفاده کنم؛ چون وقتی میگوییم نمایشگاه، ذهنها به سمت نمایشگاههای بزرگ و مرسوم موزه میرود، درحالیکه این پروژه شکل متفاوتی دارد.
ما احساس کردیم باید چراغ موزه روشن بماند و درِ موزه باز باشد. الان مردم به یک غذای فرهنگی متناسب با شرایط نیاز دارند. جامعه نمیتواند مدام در وضعیت نگرانی و استرس بماند. اگر قرار است هنر نقش اجتماعی خودش را ایفا کند، شاید باید بتواند به ترمیم روانی جامعه، تابآوری و حال روحی مردم کمک کند.
برنا: چرا این پروژه را به شکل محدود و مرحلهای طراحی کردید؟
دبیرینژاد: پروژهای که تعریف کردیم عمدا محدود طراحی شده است. قرار است هر هفته تعداد کمی از آثار گنجینه را به نمایش بگذاریم. شاید در نهایت، بعد از چند مرحله همه این بخشها در کنار هم یک نمایشگاه بزرگتر را شکل بدهند.
دلیل این محدود بودن هم روشن است؛ اگر خدای نکرده اتفاقی بیفتد ما باید بتوانیم خیلی سریع آثار را جمعآوری و به مخزن منتقل کنیم و همزمان امنیت مخاطبان را هم حفظ کنیم. درعینحال مردم میتوانند در فضایی محدود وارد موزه شوند، قدم بزنند و از مواجهه با آثار لذت ببرند.
موزه نباید نقش رسانه را بازی کند
برنا: نکته مهم این است که شما ترجیح دادید موزه در این شرایط سکوت نکند...
دبیرینژاد: چون معتقدم هر رسانه و هر مدیومی باید با زبان خودش واکنش نشان بدهد. عکاسی با زبان خودش کار میکند، سینما با زبان خودش، ادبیات با زبان خودش و رسانه هم کار خبری خودش را انجام میدهد.
موزه هم باید رفتار موزهای داشته باشد. ما قرار نیست نقش خبرگزاری یا رسانه را بازی کنیم بلکه باید با زبان خود موزه واکنش نشان بدهیم. حتی بهنظرم باز بودن موزه هنرهای معاصر میتواند به فضای هنرهای تجسمی کشور، گالریها و فعالیتهای فرهنگی دیگر هم کمک کند.
از «هنر و تابآوری» تا ایده «موزهدرمانی»
برنا: از نشستهایی که کنار این رویداد برگزار میشود هم بگویید؟
دبیرینژاد: ما به این بهانه نشستهایی با عنوان «هنر و تابآوری» هم طراحی کردیم، چون فکر میکنیم این موضوع باید محل گفتوگو باشد و درباره آن فکر شود که هنر در چنین شرایطی چه کمکی میتواند بکند. من سالهاست روی موضوعی با عنوان «موزهدرمانی» کار میکنم و معتقدم موزهها میتوانند مکمل درمانهای اجتماعی و فرهنگی باشند و به حال بهتر جامعه کمک کنند.
اتفاقا چند سال پیش شعار روز جهانی موزهها «موزهها و زیست بهتر» بود؛ یعنی اینکه موزه چگونه میتواند به کیفیت زندگی جامعه کمک کند. امسال هم شعار روز جهانی موزهها این است که «موزهها، جامعه گسسته را متحد میکنند». بهنظرم این شعار خیلی با وضعیت امروز ما مرتبط است.
از پاپآرت آمریکا تا هنرمندان اسپانیایی و مکزیکی
برنا: نخستین بخش این رویداد به آثار مرتبط با پاپآرت آمریکا اختصاص دارد؛ هفتههای بعد با کدام آثار از گنجینه پیش میرود؟
دبیرینژاد: نخستین بخش بیشتر به هنرمندان پاپآرت آمریکا مربوط میشود؛ هنرمندانی که بعد از جنگ جهانی دوم و جنگ ویتنام نگاههای انتقادی نسبت به جنگ داشتند.
بعد از آن هم نمایش آثاری از هنرمندان اسپانیایی، مکزیکی، ایرانی و دیگر هنرمندان اروپایی را برای هفتههای آینده برنامهریزی کردهایم.
تمام این آثار از گنجینه خود موزه انتخاب شدهاند. وقتی موضوع جنگ پیش آمد، شروع کردیم بررسی کنیم چه آثاری در گنجینه موزه وجود دارد که متاثر از جنگ یا واکنش به جنگ تولید شدهاند و فهرستی از این آثار تهیه کردیم و حتی به نمایش خیابانی آثار هم فکر کردیم.
برنا: یعنی ایدههای اجرایی دیگری هم برای این پروژه داشتید؟
دبیرینژاد: بله، حتی فکر کردیم نسخههایی از این آثار را در خیابانها نمایش بدهیم یا مثلا نمایشگاه مجازی و ویترینی طراحی کنیم. چون بهنظر من مهم، رفتار موزه است. حتی اگر روزی امکان باز بودن موزه وجود نداشته باشد، رفتار موزهای تعطیل نمیشود و میشود از طریق نمایش شهری یا شکلهای دیگر این ارتباط را حفظ کرد.
مثلا در نیمه اول فروردین هم بخشی از آثاری را که مرتبط با ایران بودند، در محدوده چهارراه ولیعصر بهصورت تصویر شهری نمایش دادیم تا در معرض دید مردم قرار بگیرند.
نزدیک به ۱۰۰ اثر مرتبط با جنگ در گنجینه داریم
برنا: تعداد آثار مرتبط با جنگ در گنجینه موزه چقدر است؟
دبیرینژاد: تعدادشان قابل توجه است. اگر بخواهیم همه آثاری را که به نوعی با جنگ ارتباط دارند جمعبندی کنیم، احتمالا نزدیک به ۱۰۰ اثر یا حتی بیشتر در گنجینه وجود دارد. البته ما در این پروژه آثار منتخب را انتخاب کردهایم تا بتوانیم روایتها و مواجهههای مختلف هنرمندان جهان با جنگ را نشان بدهیم؛ آن هم از طریق آثار هنرمندان برجسته و شناختهشده که خود این موضوع میتواند نوعی تذکر و یادآوری باشد.
گردآوری آثار در دل بحران ممکن نیست
برنا: یکی از پرسشهای اصلی این است که آیا موزه هنرهای معاصر تهران برنامهای برای آرشیو و گردآوری آثار مرتبط با جنگ اخیر را دارد؟ اساسا در چنین شرایطی امکان گردآوری وجود دارد؟
دبیرینژاد: اگر بخواهم دقیق بگویم یکی از ارکان موزهها گردآوری است اما گردآوری همیشه «پسارویداد» است. یعنی شما نمیتوانید در دل یک رخداد، آن را تبدیل به مجموعه موزهای کنید. ما هنوز در خود رخداد هستیم و از آن خارج نشدهایم. در این مرحله، کار ما بیشتر مواجهه هنری و رصد کردن است. باید هنرمندان خلق اثر کنند، بعد ما آنها را شناسایی کنیم و در یک سازوکار موزهای درباره ورودشان به گنجینه تصمیم بگیریم.
برنا: یعنی هیچ موزهای در لحظه بحران وارد گردآوری نمیشود؟
دبیرینژاد: در برخی موزهها بله، مثل موزههای دفاع مقدس یا موزههای صلح. آنها ممکن است بقایای یک فاجعه یا جنگ را جمعآوری کنند و بهعنوان نشانه در موزه نگه دارند اما در موزه هنرهای معاصر، موضوع متفاوت است. ما با آثار هنری سروکار داریم، نه صرفا اشیای فیزیکیِ رخداد بنابراین باید صبر کنیم تا اثر خلق شود و جایگاهش در هنر مشخص شود.
برنا: با این حال گفتید که با برخی هنرمندان در ارتباط هستید. این یعنی نوعی رصد در حال انجام است؟
دبیرینژاد: بله. ما با تعدادی از هنرمندان گفتوگو کردهایم تا بتوانیم نوعی زندگی هنری در دل رخداد داشته باشیم. این موضوع از هفتههای آینده به شکل برنامههایی ادامه پیدا میکند.
برنا: این نگاه فقط به هنرمندان ایرانی محدود است یا جنبه بینالمللی هم دارد؟
دبیرینژاد: نه، فقط ایران نیست. هم هنرمندان ایرانی در نظر گرفته شدهاند و هم هنرمندان بینالمللی. چون تجربه جنگ، تجربهای جهانی است و در تاریخ معاصر بارها در کشورهای مختلف تکرار شده است. در طول تاریخ، کشورها جنگهای متعددی داشتهاند؛ از جنگهای جهانی تا جنگهای منطقهای و داخلی. در همه اینها هنرمندان واکنش نشان دادهاند؛ گاهی مستقیم، گاهی غیرمستقیم. حتی جنگ هشتساله ایران هم یک بستر مهم برای تولید آثار هنری بوده است. بعضی هنرمندان مستقیم به جنگ پرداختهاند، بعضی از زاویه خاطره یا تجربه زیسته.
برنا: در بخش بینالمللی رویداد یعنی نمایشگاه "هنر و جنگ" تمرکز روی کدام کشورهاست؟
دبیرینژاد: در هفته آینده بخش اسپانیا را داریم. در این بخش حتی آثاری از پابلو پیکاسو هم دیده میشود و چهار هنرمند اسپانیایی در این بخش حضور دارند. بعد از آن مکزیک، سپس مجموعهای از هنرمندان اروپایی و در ادامه هنرمندان ایرانی را خواهیم داشت. البته هنوز در مرحله انتخاب هستیم و ممکن است ترکیبها تغییر کند.
برنا: این رویداد از قبل طراحی شده بود یا واکنشی به شرایط فعلی است؟
دبیرینژاد: این پروژه از قبل طراحی نشده بود. ما دو سه هفته بعد از عید، با هنرمندان مختلف جلسه گذاشتیم و به این جمعبندی رسیدیم و حتی درباره اینکه موزه باز باشد یا بسته، بحثهای جدی داشتیم. در نهایت تصمیم گرفتیم موزه باز بماند و از دل همان شرایط، فهرست موضوعات را استخراج کنیم.
برنا: در این نمایشگاه ۶ اثر در معرض دید تماشاگران است. آیا تعداد محدود آثار برای مخاطب سوالبرانگیز نیست؟
دبیرینژاد: باید توجه کرد که در تاریخ موزهها، حتی یک اثر هم میتواند یک نمایشگاه باشد. بسیاری از مخاطبان در جهان فقط برای دیدن یک اثر خاص به موزه میروند؛ مثلا اثری از پابلو پیکاسو، خوان میرو، جکسون پولاک و...
در این پروژه هم نگاه ما عددی نیست؛ نگاه ما تجربه است. حتی اگر تعداد آثار کم باشد، کیفیت مواجهه اهمیت دارد.
برنا: در این چند روز استقبال مخاطبان چگونه بوده است؟
دبیرینژاد: با توجه به شرایط و محدودیت اطلاعرسانی، بازدیدها قابل توجه بوده است. در کل برای ما عدد مهم نیست؛ کیفیت تجربه مخاطب مهم است.
برنا: چرا در این شرایط یعنی جنگ و آتشبس، موزههای مختلف رفتار متفاوت دارند؟
دبیرینژاد: واقعیت این است که امروز تعریف موزهها نسبت به ۵۰ سال پیش تغییر کرده و یک تعریف واحد وجود ندارد. مثلا شرایط ما با کاخ گلستان یا موزه ملی متفاوت است. نباید انتظار داشت همه موزهها یک رفتار مشابه داشته باشند.
برنا: در این نگاه جدید، وظیفه اصلی موزه چیست؟
دبیرینژاد: موزه فقط محل نگهداری آثار نیست. آموزش، پژوهش و مهمتر از همه «در دسترس قرار دادن» هم جزو کارکردهای آن است. این دسترسی میتواند به شکل نمایشگاه، رویداد، انتشار یا حتی فضای مجازی باشد. هرچه ابزارها متنوعتر شوند، موزه پویاتر میشود.
برنا: در نهایت، نقش اجتماعی موزهها را چگونه تعریف میکنید؟
دبیرینژاد: موزهها نهادهای اجتماعی هستند و مسئولیت اجتماعی دارند. البته باید مراقب باشند تنش ایجاد نکنند اما در عین حال میتوانند محل تفکر، الهام و تذکر باشند. ما در تلاش هستیم تا نسبت میان هنر و جامعه را تعریف کنیم.
برنا: نقش موزه در شرایط بحرانی چیست؟
دبیرینژاد: همه ما در همین جامعه زندگی میکنیم؛ از پزشک تا تعمیرکار و نهاد فرهنگی. هر کسی به سهم خودش کاری میکند. موزه هم میتواند به ترمیم شوک فرهنگی و روانی جامعه کمک کند یا حداقل آن را تسکین دهد. ما محل تولید اثر نیستیم اما میتوانیم محل تولید رویداد باشیم. نقطه خلاقیت موزه همین است؛ اینکه بتواند بین داشتهها، روشها و شرایط جامعه ارتباط برقرار کند و به یک موزه جامعهمحور تبدیل شود.
انتهای پیام/