مرتضی موسویان، پژوهشگر حوزه اجتماعی، در گفتوگو با خبرگزاری برنا، با اشاره به پیچیدگیهای مسیر زندگی و دشواریهای آن، افزود: برخلاف تصورات رایج که زندگی را مسیری خطی و هموار نشان میدهند، واقعیات روزمره گاهی چنان دشوار میشوند که به نظر میرسد هیچ روشناییای در افق وجود ندارد. روزهایی که انسان زیر بار مسئولیتها، اضطرابهای بیپایان یا درد ناشی از فقدان خرد قرار میگیرد، مفهوم «تابآوری» از یک واژه روانشناختی لوکس به یک ضرورت حیاتی برای «بقا» تبدیل میشود.
وی با بیان اینکه تابآوری به معنای بیحسی یا نادیده گرفتن درد نیست و آدمهای تابآور ابرقهرمانانی از فولاد نیستند، افزود: تابآوری «ظرفیت بازگشت به تعادل پس از فشار» است مانند شاخه بیدی که در باد خم میشود، میرقصد، اما نمیشکند. این مهارت نه با تولد، بلکه با تمرین و ممارست در جریان حوادث زندگی به دست میآید.
موسویان خاطرنشان کرد: انسانها اغلب انرژی عظیمی را صرف انکار موقعیت دشوار میکنند؛ عباراتی مانند «نباید این اتفاق میافتاد» یا «چرا من؟» نمونهای از این انکار است. اما باید دانست پذیرش به معنای تسلیم شدن نیست، بلکه به معنای ایستادن در نقطه صفر و اذعان به این واقعیت است که «بله، من اکنون در این موقعیت دشوار هستم و این درد واقعی است».
به گفته وی، وقتی مقاومت در برابر واقعیت کنار گذاشته شود، انرژی ذهنی آزاد میشود تا به جای پرسشهای تلخ درباره چراییها، به پاسخهای سازنده برای چگونگی مواجهه فکر شود.
موسویان ابزار دوم تابآوری را «خُرد کردن بار» معرفی کرد و گفت: وقتی با بحران بزرگ روبهرو هستیم، ذهن ما به تصویری کلان و رعبآور از آینده نگاه میکند. تابآوری یعنی مهارت زوم کردن؛ به جای فکر کردن به یک سال آینده، به یک ماه، یک هفته و حتی فقط «امروز» فکر کنیم. گاهی تنها کاری که همین الان میتوان انجام داد، نفس کشیدن، نوشیدن یک فنجان چای یا انجام یک کار ساده است. وقتی سنگهای بزرگ به قلوهسنگ تبدیل شوند، حملشان ممکن میشود.
موسویان مسئله سوم را «شفقت با خود» دانست و بیان کرد: در روزهای سخت، انسان اغلب خشنترین منتقد خود است. سرزنش خود بابت ناتوانی در مدیریت شرایط، سرعت ما را در باتلاق ناامیدی بیشتر میکند. تابآوری یعنی در روزهای شکست، با خودتان مثل یک دوست صمیمی حرف بزنید. این دلسوزی انرژی ترمیمکننده روان ماست.
این کارشناس با تأکید بر اینکه تابآوری پروژهای انفرادی نیست و انسان در تنهایی شکنندهتر است، بیان کرد: جستجوی معنا در رنج و اتصال به دیگران، سپرهای دفاعی ما هستند. معنا همان چیزی است که به ما میگوید چرا باید روی پاهایمان بایستیم و میتواند عشق به خانواده، تعهد به یک ارزش اخلاقی یا تلاش برای بهبود گوشهای از جهان باشد. وقتی رنجی را برای هدفی بزرگتر متحمل میشویم، آن رنج به تلاش تبدیل میشود و تلاش، بذر امید است.
این پژوهشگر اجتماعی در پایان یادآور شد: تابآوری یک مقصد نیست؛ یک جریان دائم است. شما مجبور نیستید هر روز قوی باشید؛ گاهی همین که فقط «بودن» را انتخاب میکنید و تسلیم نمیشوید، شجاعانهترین عمل ممکن است. مانند طوفانها که همیشه میگذرند و آنچه باقی میماند، ریشههایی است که در دل سختیها عمیقتر در خاک ریشه کردهاند. شما پس از آن دیگر آن آدم پیش از طوفان نخواهید بود؛ کسی خواهید بود که راه قد علم کردن در باد را آموخته است.
انتهای پیام/