پرنیا رضیپور، جامعهشناس، در گفتوگو با خبرگزاری برنا، با بیان اینکه کاهش ازدواج و فرزندآوری را نمیتوان تنها با یک عامل توضیح داد، بلکه مجموعهای از تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در شکلگیری این روند نقش دارند، افزود: برای پاسخ به این پرسش که چرا تمایل به ازدواج کمتر شده است، باید توجه داشت که کاهش ازدواج یک مسئله تکعلتی نیست، بلکه حاصل مجموعهای از تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است که در سالهای اخیر بر زندگی جوانان سایه انداخته است. اگر بخواهیم ریشههای این روند را بررسی کنیم، باید همزمان به وضعیت اقتصاد و تغییرات در نگرشها و ساختار خانواده توجه کنیم.
وی با اشاره به چالشهایی که در سالهای اخیر نهاد خانواده با آن روبهرو شده است، گفت: افزایش آمار طلاق در سالهای اخیر نوعی احساس ناامنی و تردید در میان بسیاری از جوانان ایجاد کرده است. وقتی نمونههای متعددی از فروپاشی زندگیهای مشترک در اطراف دیده میشود، طبیعی است که تصمیم برای ورود به یک تعهد بلندمدت با احتیاط و نگرانی همراه شود.
به گفته این جامعهشناس، نگاه نسل جدید به ازدواج نیز تغییر کرده است. جوانان امروز بیش از گذشته به استقلال فردی، حق انتخاب و شناخت متقابل پیش از ازدواج اهمیت میدهند و دیگر الگوهای کاملاً سنتی و تحمیلی را بهسادگی نمیپذیرند. این تغییر نگرش، اگرچه بخشی از تحولات طبیعی اجتماعی است، اما در نبود زیرساختهای فرهنگی و آموزشی مناسب، گاهی به تعویق یا کاهش ازدواج نیز منجر میشود.
رضیپور همچنین مهمترین عامل کاهش ازدواج را شرایط اقتصادی دانست و بیان کرد: ازدواج تنها یک تصمیم عاطفی نیست؛ بلکه آغاز یک زندگی مشترک است که به حداقلهایی از ثبات اقتصادی نیاز دارد. وقتی جوانان با بیکاری، ناامنی شغلی، گرانی مسکن و افزایش مداوم هزینههای زندگی روبهرو هستند، طبیعی است که توان و جسارت شروع یک زندگی مستقل را از دست بدهند.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی حتی تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی برای بسیاری از آنها دشوار است، چه برسد به برنامهریزی برای تشکیل خانواده. به همین دلیل، برای بخشی از جوانان، تصویر زندگی مشترک و تشکیل خانواده به رؤیایی دور از دسترس تبدیل شده است.
این جامعهشناس با تأکید بر اهمیت احساس امنیت و اعتماد اجتماعی در تشکیل خانواده افزود: ازدواج صرفاً یک قرارداد رسمی یا یک مراسم اجتماعی نیست، بلکه پیوندی انسانی، عاطفی و فکری میان دو نفر است که برای شکلگیری و تداوم آن، احساس امنیت، ثبات اقتصادی و اعتماد اجتماعی ضروری است. هنگامی که این مؤلفهها در جامعه تضعیف شوند، طبیعی است که تمایل به ازدواج نیز کاهش پیدا کند.
پرنیا رضیپور درباره کاهش نرخ تولد در ایران نیز معتقد است که این مسئله ارتباط مستقیمی با کاهش تمایل به ازدواج دارد.
وی اضافه کرد: به طور طبیعی وقتی تمایل به ازدواج کاهش پیدا میکند، میزان فرزندآوری نیز کمتر میشود؛ چرا که ازدواج بستر اصلی شکلگیری خانواده و تولد فرزند است.
این کارشناس مسائل اجتماعی مهمترین عامل کاهش فرزندآوری را نیز شرایط اقتصادی عنوان و بیان کرد: در گذشته فرزند در نگاه بسیاری از خانوادهها «عصای دوران پیری» محسوب میشد، اما امروز با افزایش هزینههای زندگی، گاه از فرزند به عنوان مسئولیت و هزینهای سنگین یاد میشود. فشارهای اقتصادی، هزینههای آموزش، درمان و تأمین آینده فرزندان باعث شده بسیاری از خانوادهها در تصمیم برای فرزندآوری با تردید بیشتری روبهرو شوند.
به گفته وی، تغییر سطح توقعات و نیازهای نسل جدید نیز در این روند تأثیرگذار بوده است: خانوادهها احساس میکنند باید شرایط مناسبی برای رشد و رفاه فرزند فراهم کنند و اگر نتوانند چنین شرایطی را مهیا کنند، ترجیح میدهند فرزندآوری را به تعویق بیندازند. برای مثال بسیاری از زوجهای جوان معتقدند تا زمانی که از مسکن و سرپناه مناسب برخوردار نباشند، آوردن فرزند به دنیا نوعی بیعدالتی در حق اوست.
رضیپور با این هشدار که این تعویقها میتواند در آینده به کاهش امکان فرزندآوری منجر شود، گفت: همین تعویقها، با افزایش سن زوجین، گاه به کاهش امکان فرزندآوری نیز منجر میشود.
وی همچنین تغییر سبک زندگی را از دیگر عوامل مهم کاهش نرخ تولد دانست و افزود: نسل جدید و بهویژه قشر جوان تلاش میکنند همگام با تحولات روز زندگی کنند، زمان بیشتری برای خود، علایق شخصی، پیشرفت شغلی، سفر و تجربههای فردی اختصاص دهند. در چنین شرایطی، فرزندآوری که همراه با مسئولیتهای طولانیمدت و محدودیتهای بیشتر است، برای برخی از آنها تصمیمی دشوار تلقی میشود.
این جامعهشناس اضافه کرد: برخی خانوادهها نیز ترجیح میدهند به جای داشتن فرزند، حیوان خانگی نگهداری کنند تا اینگونه اوقات را سپری کنند.
رضیپور تأکید کرد که کاهش ازدواج و فرزندآوری تنها نتیجه مشکلات اقتصادی نیست، بلکه عوامل فرهنگی و اجتماعی نیز در آن نقش جدی دارند.
وی در اینباره گفت: جامعه امروز با تحولات گستردهای روبهرو شده و همین تحولات، نگاه نسل جدید را نسبت به ازدواج و فرزندآوری تغییر داده است.
به گفته این جامعه شناس، جوان امروز دیگر مانند گذشته محدود به محله، محیط اطراف یا حتی چهارچوبهای فرهنگی نزدیک به خود نیست. گسترش رسانهها و شبکههای اجتماعی باعث شده جوانان سبکهای مختلف زندگی را در سراسر جهان مشاهده و زندگی خود را با دیگران مقایسه کنند.
رضیپور افزود: این مقایسهها گاهی باعث شکلگیری انتظارات و معیارهای جدیدی در ذهن جوانان میشود؛ معیارهایی که رسیدن به آنها زمان بیشتری میطلبد.
وی ادامه داد: در نتیجه بسیاری از جوانان ترجیح میدهند ابتدا به اهداف شخصی، تحصیلی و شغلی خود برسند، تجربههای فردی بیشتری کسب کنند و سپس به ازدواج یا فرزندآوری فکر کنند. آنها تمایل دارند در انتخاب همسر نیز نقش و اختیار بیشتری داشته باشند و تصمیمهای مهم زندگی را بر اساس انتخاب و خواست شخصی خود بگیرند.
این جامعهشناس با اشاره به خطر پیر شدن جمعیت کشور تأکید کرد: برای جلوگیری از پیر شدن جمعیت و کاهش نیروی جوان در آینده، لازم است به ریشههای این مسئله توجه جدی شود. بهبود شرایط اقتصادی، ایجاد فرصتهای شغلی پایدار و تسهیل مسیر ازدواج برای جوانان از مهمترین اقداماتی است که میتواند به تقویت نهاد خانواده کمک کند.
وی همچنین بر اهمیت آگاهیبخشی فرهنگی اشاره کرد و گفت: جوانان باید در فضایی آگاهانه و همراه با حق انتخاب، با ارزشها و مسئولیتهای زندگی خانوادگی آشنا شوند. آموزش و تقویت اهمیت خانواده از سنین پایین، در کنار فراهم شدن حداقلهای یک زندگی، میتواند زمینهساز شکلگیری خانوادههای پایدارتر باشد.
پرنیا رضیپور در پایان خاطرنشان کرد: تولد هر فرزند تنها به معنای به دنیا آمدن یک انسان جدید نیست، بلکه نشانهای از تداوم حیات و پویایی جامعه است. هرچه کانون خانواده گرمتر، امنتر و پایدارتر باشد، آینده جامعه نیز روشنتر و امیدوارکنندهتر خواهد بود.
انتهای پیام/