مصرف بنزین در سالهای اخیر به یکی از مهمترین چالشهای حوزه انرژی کشور تبدیل شده است موضوعی که با افزایش تقاضا و محدودیتهای موجود در بخش تولید بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. ادامه روند رشد مصرف در کنار کاهش بخشی از ظرفیت پالایشی، باعث شده مدیریت مصرف سوخت به یکی از اولویتهای اصلی سیاستگذاری اقتصادی و انرژی تبدیل شود. در چنین شرایطی کنترل مصرف و استفاده بهینه از منابع موجود نقش مهمی در حفظ تعادل بازار سوخت و کاهش فشار بر منابع ارزی کشور خواهد داشت.
آمارها نشان میدهد میزان مصرف روزانه بنزین در کشور پیش از شرایط اخیر بهطور متوسط بین ۱۳۰ تا ۱۳۵ میلیون لیتر بوده و در برخی روزها از ۱۴۰ میلیون لیتر نیز عبور کرده است. این در حالی است که ظرفیت تولید داخلی حدود ۱۱۴ تا ۱۲۴ میلیون لیتر در روز برآورد میشد. در نتیجه حتی در وضعیت عادی نیز توازن میان تولید و مصرف بهطور کامل برقرار نبوده و بخشی از نیاز کشور از طریق ذخایر یا واردات تأمین میشد.
با کاهش بخشی از توان تولید این فاصله بیشتر شده و ادامه روند فعلی میتواند نیاز به واردات بنزین را افزایش دهد. چنین شرایطی علاوه بر تحمیل هزینه ارزی وابستگی بیشتری در تأمین سوخت ایجاد خواهد کرد. از سوی دیگر کشور برای توسعه و بازسازی زیرساختهای صنعتی و انرژی به منابع مالی گسترده نیاز دارد و افزایش واردات بنزین میتواند بخشی از این منابع را مصرف کند.
در حوزه مدیریت مصرف سیاستهای غیرقیمتی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفتهاند. تجربههای گذشته نشان داده افزایش ناگهانی قیمت سوخت میتواند تبعات اقتصادی و اجتماعی متعددی به همراه داشته باشد. به همین دلیل تمرکز اصلی بر استفاده از ابزارهای مدیریتی و کنترل الگوی مصرف قرار گرفته است.
در این چارچوب،سهمیه پایه بنزین یارانهای بدون تغییر حفظ شده اما سهمیه نرخ دوم با هدف کاهش مصرف غیرضروری محدودتر شده است. بر اساس ارزیابی کارشناسان بخش قابل توجهی از رشد مصرف مربوط به استفاده از سهمیههای مازاد و سفرهای غیرضروری بوده و کاهش این سهمیه میتواند به کنترل تقاضا کمک کند.
علاوه بر این استفاده از سامانههای هوشمند مدیریت مصرف توسعه حملونقل عمومی حمایت از خودروهای کممصرف و اعمال برخی محدودیتهای هدفمند از جمله اقداماتی است که میتواند فشار بر شبکه توزیع سوخت را کاهش دهد.
مدیریت مصرف بنزین از منظر ارزی نیز اهمیت بالایی دارد. هرچه فاصله میان تولید و مصرف بیشتر شود، نیاز کشور به واردات افزایش پیدا میکند و منابع ارزی بیشتری صرف تأمین سوخت خواهد شد. این در حالی است که پروژههای توسعهای در بخش انرژی برای حفظ و افزایش ظرفیت تولید، به سرمایهگذاری مستمر نیاز دارند.
در این میان اصلاح الگوی مصرف از سوی مردم میتواند نقش مهمی در کاهش تقاضا ایفا کند. استفاده بیشتر از حملونقل عمومی، کاهش سفرهای غیرضروری، استفاده مشترک از خودرو و رعایت اصول رانندگی کممصرف از جمله اقداماتی است که میتواند مصرف روزانه سوخت را کاهش دهد.
همچنین توسعه استفاده از سوختهای جایگزین مانند CNG یکی از ظرفیتهای قابل توجه کشور به شمار میرود. گسترش خودروهای دوگانهسوز و توسعه جایگاههای CNG میتواند بخشی از فشار وارد بر مصرف بنزین را کاهش دهد.
از سوی دیگر نوسازی ناوگان حملونقل و جایگزینی خودروهای فرسوده نیز اهمیت زیادی دارد زیرا خودروهای قدیمی به دلیل مصرف بالاتر سهم قابل توجهی در افزایش مصرف سوخت دارند.
در مجموع مدیریت مصرف بنزین نیازمند ترکیبی از سیاستگذاری موثر و همراهی عمومی است. استفاده بهینه از منابع انرژی میتواند علاوه بر کاهش فشار اقتصادی امکان هدایت منابع کشور به سمت توسعه زیرساختها و تقویت امنیت انرژی را فراهم کند.