رحمن قهرمانپور در گفتوگو با خبرگزاری برنا درباره تصویب طرح محدودسازی اختیارات جنگی ترامپ در قبال ایران در سنای آمریکا، پس از هفت بار تلاش ناموفق، اظهار کرد: بر اساس یک قاعده کلی در نظامهای ریاستی، یعنی نظامهای مبتنی بر ریاستجمهوری، بهصورت عرفی قدرت رئیسجمهور از قدرت پارلمان بیشتر است؛ در حالی که در نظامهای پارلمانی معمولاً قدرت پارلمان از نخستوزیر بیشتر است؛ بنابراین این قاعده در مورد آمریکا نیز صدق میکند.
وی افزود: همانطور که در دوره رؤسای جمهور پیشین آمریکا نیز شاهد بودیم، با وجود مخالفتهای کنگره آنها توانستهاند جنگهایی را آغاز کرده و ادامه دهند. از این رو، حتی اگر این طرح به تصویب نهایی برسد، نمیتوان با قاطعیت گفت که دست ترامپ را برای اقدام نظامی علیه ایران بهطور کامل میبندد یا چارچوب مشخص و الزامآوری برای او تعیین میکند.
این کارشناس مسائل آمریکا ادامه داد: در نظامهای ریاستی، رئیسجمهور عالیترین فردی است که مصالح عالی کشور را تشخیص میدهد و فرمانده کل قوا نیز محسوب میشود، بنابراین بهصورت عرفی در امور مرتبط با امنیت ملی، نظر رئیسجمهور همواره معتبرتر و قابلقبولتر از نظر کنگره خواهد بود.
قهرمانپور درباره احتمال وتوی این طرح از سوی ترامپ نیز گفت: هنوز نمیتوان با قطعیت درباره وتوی این مصوبه اظهارنظر کرد و ممکن است ترامپ آن را وتو کند، اما در مجموع وزن و اهمیت این لایحه آنقدر بالا نیست که ترامپ بخواهد به خاطر آن وارد چالش جدی با کنگره شود.
وی تصریح کرد: زمانی که ترامپ در موضوعی مانند اعمال تعرفهها، که قانون اساسی آمریکا به صراحت اختیار آن را به کنگره داده، از حدود اختیارات عبور کرده و این روند را ادامه میدهد، طبیعی است که در حوزه امنیت ملی که بیش از مسائل اقتصادی در اختیار رئیسجمهور قرار دارد نیز همین رویه را دنبال کند.
قهرمانپور درباره تناقض مواضع ترامپ در خصوص نزدیک بودن توافق با ایران و تهدید به حمله گفت: باید توجه داشت که چارچوب رفتاری ترامپ مبتنی بر چیزی است که میتوان آن را «دیپلماسی اجبار» نامید.
این کارشناس مسائل بینالملل افزود: این رویکرد را هم در جنگ دوازدهروزه و هم در جنگ تحمیلی سوم مشاهده کردیم. ترامپ، در عین حال که نشان میدهد از طریق دیپلماسی به اهداف خود برسد، زمانی که دیپلماسی را ناموفق بداند، از بهکارگیری زور و قدرت نظامی نیز خودداری نمیکند.
قهرمانپور ادامه داد: تفاوت اصلی میان سیاست فشار حداکثری و دیپلماسی اجبار نیز دقیقا در همین نقطه است. در سیاست فشار حداکثری، استفاده از زور و توسل به قدرت نظامی در واقع وجود ندارد و نوعی خط قرمز محسوب میشود، اما در دیپلماسی اجبار، استفاده از زور به موازات دیپلماسی صورت میگیرد و به همان اندازه مورد توجه و پذیرش است.
وی در بخشی دیگر از سخنان خود با اشاره به سفر مقامات پاکستان به ایران در فاصله زمانی کوتاه نیز گفت: به نظر میرسد پاکستانیها تلاش دارند به یک چارچوب رویهای یا یک چارچوب کلی و موقت برای جلوگیری از آغاز جنگ در کوتاهمدت و در عین حال تداوم مذاکرات دست پیدا کنند.
قهرمانپور افزود: ظاهرا اسلامآباد به این جمعبندی رسیده که ایران و آمریکا در کوتاهمدت نمیتوانند از طریق مذاکره به بحران موجود پایان دهند، از همین رو ایده توافق موقت بار دیگر در دستور کار قرار گرفته است؛ توافقی که میتواند به تداوم وضع موجود کمک کند.
وی ادامه داد: البته این چارچوب یا توافق موقت به معنای از بین رفتن عدمقطعیتهای موجود نیست و همچنین به این معنا نخواهد بود که اختلافات بنیادی دو طرف درباره مسائلی مانند تنگه هرمز یا اورانیوم ۶۰ درصد غنیشده حل شده است.
این کارشناس مسائل بینالملل تصریح کرد: اگر اخبار رسانهها صحت داشته باشد، این چارچوب موقت بیشتر جنبه سلبی دارد، یعنی هدف اصلی آن جلوگیری از آغاز جنگ در جبهههای مختلف است، اما درباره اینکه طرفین بر سر چه موضوعی میخواهند توافق کنند، هنوز اطلاعات روشنی منتشر نشده است.
وی خاطرنشان کرد: باید منتظر ماند و دید آیا این چارچوب موقت، که بیشتر ماهیتی رویهای دارد، در روزهای آینده به نتیجه خواهد رسید یا خیر. پیش از این نیز اخباری منتشر شده بود مبنی بر اینکه ترامپ چند روز به ایران فرصت داده تا توافقی حاصل شود. اکنون باید دید رفتوآمدهای دیپلماتیک پاکستانیها میتواند دو طرف را به سمت یک چارچوب موقت برای جلوگیری از بروز مجدد جنگ هدایت کند یا خیر.
انتهای پیام/