به گزارش برنا، سرانجام پس از چند هفته چانهزنیهای نفسگیر در سازمان ملل، یازدهمین نشست بازنگری عملکرد پنجساله معاهده انپیتی در نیویورک بدون تصویب بیانیه مشترک پایان یافت تا ناظران بینالمللی ثبت سومین شکست پیاپی این رژیم حقوقی را اعلام کنند. این بنبست دیپلماتیک بیش از آنکه حاصل اختلافات فنی باشد، نتیجه مستقیم سایه سنگین جنگطلبی در خاورمیانه و اصرار واشنگتن بر تداوم چتر حمایتی خود از اقدامات غیرقانونی تلآویو بود.
پایتختهای غربی در این مجمع تلاش کردند تا با نادیده گرفتن واقعیتهای جدید میدانی، بار دیگر متن معاهده را به ابزاری برای مهار تکنولوژیک کشورهای مستقل تبدیل کنند و ساختار نظارتی را از یک سپر امنیتی به راهنمای هدفگیری نظامی تغییر دهند.
بدعت خطرناک در پایمال کردن مصونیت پادمانی
حملات نظامی اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی به سایتهای هستهای ایران که تحت نظارت کامل دوربینهای آژانس قرار داشتند، فلسفه وجودی رژیمهای بازرسی سنتی را در جهان نابود کرد و هدفی جز بی اعتبار کردن منطق همکاریهای داوطلبانه را مخابره نمیکند. این رویکرد تجاوزکارانه به کشورهای در حال توسعه ثابت کرد که شفافیت حقوقی در برابر قلدری نظامی هیچگونه مصونیتی ایجاد نمیکند و دکترینهای دفاعی باید بر مبنای واقعیتهای سخت بازدارندگی بازنویسی شوند.
تحلیل روند جلسات نشان میدهد مخدوش شدن استقلال فنی آژانس و تبدیل این نهاد به اهرم فشار سیاسی، اعتماد اعضا را به راستیآزماییهای بینالمللی به پایینترین حد خود رسانده است. پافشاری بر تداوم بازرسیها از مرکزی که پیشتر توسط مدعیان حفظ نظم جهانی بمباران شده نیز نوعی بنبست حقوقی است که کارآمدی معاهدات چندجانبه را زیر سؤال میبرد.
بحران مشروعیت کنونی زمانی تعمیق شد که واشنگتن به عنوان میزبان مجمع، روند نگارش متن نهایی را به سمتی هدایت کرد که متجاوزان از هرگونه ملامت حقوقی معاف شوند. نظم هستهای جهان تنها با پذیرش برابری حقوقی پایدار میماند و شورای امنیت با سکوت خود در برابر این حملات، ابزارهای نظارتی را به راهنمای عملیاتی برای کشورهای مهاجم تبدیل کرد.
آپارتاید علمی و ترجیح مصونیت تلآویو
قدرتهای بزرگ هستهای که بر اساس ماده ششم معاهده موظف به امحای تدریجی زرادخانههای خود بودهاند، در این دوره نیز تمام تمرکز خود را بر انحصار دانش فنی متمرکز کردند. کشورهای غربی با ارائه پیشنویسهای انقباضی تلاش داشتند تا مرزهای غنیسازی اورانیوم را به یک منطقه ممنوعه برای ملل در حال توسعه تبدیل کنند.
این سیاست تمامعیار آپارتاید علمی، تفسیری مندرآوردی از معاهده است که به صراحت با مفاد صریح ماده چهارم درباره حق بهرهبرداری صلحآمیز تضاد دارد، آن هم در شرایطی که ایالات متحده برنامههای نوسازی تسلیحات اتمی خود را با بودجههای تریلیونی به پیش میبرد.
از سوی دیگر، سایه سنگین استثناگرایی هستهای اسرائیل به عنوان بزرگترین تهدید برای صلح خاورمیانه، بر تمامی جلسات سنگینی میکرد. اسرائیل با حمایت بیقید و شرط واشنگتن همچنان بیرون از چارچوب انپیتی ایستاده و زرادخانههای مخفی خود را توسعه میدهد، اما همزمان برای اعضای متعهد پیمان خطونشان نظامی میکشد و سکوت مرگبار مجامع بینالمللی در برابر توانمندیهای تسلیحاتی تلآویو، اوج نفاق مدعیان غربی را به نمایش گذاشت.
تحریف واقعیت و عضو کردن جای متجاوز و قربانی!
مجموعه این کارشکنیها و حملات نظامی با واکنش ایران مواجه شد. نمایندگی دائم ایران در سازمان ملل با اشاره به پایان یافتن بینتیجه کنفرانس بازنگری معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای، اعلام کرد که آمریکا و متحدانش در بحبوحه جنگ و حملات علیه تاسیسات هستهای ایران تلاش کردند واقعیت را تحریف و توجهها را از تهدیدات اصلی منحرف کنند.
حساب نمایندگی دائم ایران در سازمان ملل در پیامی اعلام کرد کنفرانس بازنگری معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) در سال ۲۰۲۶ بدون تصویب یک سند نهایی معنادار به پایان رسید. در این پیام آمده است: «این شکست که برای سومین بار طی ۱۶ سال گذشته تکرار شد، نتیجه نبود اراده سیاسی واقعی از سوی گروه مشخصی از کشورها بود.»
نمایندگی ایران همچنین تاکید کرد: «آمریکا و متحدانش در بحبوحه جنگ جنایتکارانه انتخابی خود در منطقه خلیج فارس و حملات غیرقانونی به تاسیسات هستهای صلحآمیز و تحت پادمان ایران، تلاش کردند از کنفرانس بازنگری انپیتی سوءاستفاده کنند تا واقعیت را تحریف کرده و توجهها را از ۲ تهدید اساسی منحرف سازند.»
در ادامه این پیام آمده است که این ۲ تهدید شامل «ناکامی مستمر خود آنها در زمینه خلع سلاح هستهای» و همچنین «خطر ناشی از تنها رژیم دارای سلاح هستهای در خاورمیانه یعنی اسرائیل» است.
همچنین کاظم غریبآبادی معاون امور حقوقی و بینالمللی وزارت امور خارجه هم در پیامی نوشت: یازدهمین کنفرانس بازنگری معاهده عدم اشاعه هستهای (ان. پی. تی) پس از سه هفته بحث و بررسی در محل سازمان ملل متحد در نیویورک بدون هیچ نتیجهای روز گذشته به کار خود پایان داد.
وی افزود: در حالی که طی یک سال گذشته تاسیسات هستهای صلحآمیز تحت پادمان ایران دو بار از سوی رژیمهای آمریکا و اسرائیل مورد حمله قرار گرفته و این موضوع میبایست مهمترین نگرانی کنفرانس یازدهم میبود، اما متاسفانه برخی دولتهای غربی و آمریکا که یا مرتکب نقضهای گسترده و فاحش حقوق بینالملل شدند و یا از این نقضها حمایت کردند، یک بار دیگر سازمان ملل را به بازی گرفته و تلاش کردند جای متجاوز و قربانی را عوض کنند.
معاون وزیر امور خارجه در شبکه ایکس نوشت: آنها به جای محکومیت متجاوزان و حملات نظامی علیه اهداف غیرنظامی و زیرساختها و شهروندان بیگناه ایرانی، نهایت تلاش مذبوحانه خود را به کار گرفتند تا جمهوری اسلامی ایران را در متن سند پایانی اجلاس به بهانه عدم پایبندی به تعهدات پادمانی خود و قطعنامههای شورای امنیت محکوم کنند!
غریبآبادی ادامه داد: جمهوری اسلامی ایران با قاطعیت تمام به این کشورها اجازه نداد که به اهداف سیاسی خود دست پیدا کنند. کنفرانس یازدهم با زیاده خواهیهای کشورهای غربی، بدون تصویب سند نهایی با شکست مواجه شد.
وی افزود: مسئولیت این شکست بر عهده این کشورها است. جمهوری اسلامی ایران اجازه نخواهد داد این کشورها به طور بیرویه به سوءاستفاده ابزاری از مجامع و اسناد بینالمللی در راستای اهداف سیاسی خود ادامه دهند.
معاون وزیر امور خارجه تصریح کرد: اگر نظام عدم اشاعه قرار است بقا داشته باشد، باید بر پایه امنیت برابر، حاکمیت برابر و پاسخگویی برابر بنا شود، نه استثناگرایی هستهای.
آینده مبهم نظم هستهای در سایه واقعگرایی نظامی
ثبت سومین شکست متوالی در روند بازنگری، معاهده انپیتی را در برابر یک چالش موجودیتی بیسابقه قرار داده است. ناظران بینالمللی بر این باورند که استثناگرایی تسلیحاتی تلآویو و نادیده گرفتن امنیت سایتهای تحت پادمان، مشروعیت ساختاری این پیمان را به شدت مخدوش ساخته است. تلاشهای بلوک غرب برای مقصر جلوه دادن دیگران و تغییر جایگاه متجاوز و قربانی، نتوانست شکافهای عمیق ناشی از عدم پایبندی خود آنها به خلع سلاح را پنهان سازد و فرآیند چندجانبهگرایی را در مقر سازمان ملل به بنبست کامل کشاند.
پیامد مستقیم این کنفرانس ناامیدکننده، بیاعتمادی فزاینده کشورهای مستقل به تضمینهای حقوقی و افزایش تمایل به تکیه بر ابزارهای بازدارنده ملی در برابر تهدیدات نظامی خواهد بود. تاریخ دیپلماسی هستهای گواهی میدهد که امنیت جمعی هرگز در سایه تهدید، محاصره اقتصادی و ترور دستاوردهای علمی محقق نمیشود. فروپاشی ایده اجماع در نیویورک ثابت کرد که نجات نظم هستهای در آینده، تنها در گرو بازگشت به قانونپذیری همگانی، پذیرش حاکمیت برابر و پایان دادن به مصونیتهای فراقانونی رژیمهای استثناگراست.
انتهای پیام/