سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

برنا بررسی می‌کند:

سفر هیئت ایرانی به قطر؛ نشانه‌ای از جدیت مذاکرات یا آغاز مسیر توافق؟

۱۴۰۵/۰۳/۰۶ - ۱۰:۱۹:۰۱
کد خبر: ۲۳۴۶۵۳۶
برنا - گروه بین الملل: افزایش رفت‌وآمدهای دیپلماتیک میان ایران، قطر، پاکستان و همچنین نقش‌آفرینی چین در روند مذاکرات تهران و واشنگتن، گمانه‌زنی‌ها درباره نزدیک شدن طرفین به یک چارچوب تفاهم را تقویت کرده است؛ تحرکاتی که به‌ویژه با سفر هیئت بلندپایه ایرانی به دوحه، وارد مرحله‌ای حساس و تعیین‌کننده شده است.

در حالی که مذاکرات تهران و واشنگتن به یک نقطه مشترک نرسیده است، همزمانی سفر فرمانده ارتش پاکستان به تهران و سپس پکن، توجه‌ها را به نقش‌آفرینی چین و پاکستان در مسیر میانجیگری میان ایران و آمریکا افزایش داده است. حضور همزمان شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان و ژنرال عاصم منیر در چین، در شرایطی انجام می‌شود که اختلافات دو طرف بر سر آزادسازی دارایی‌های ایران و همچنین موضوع آتش‌بس در جبهه‌های منطقه‌ای، به‌ویژه لبنان، همچنان پابرجاست.

در روزهای اخیر رسانه‌های داخلی از عقب‌نشینی واشنگتن نسبت به برخی تعهدات اولیه در مذاکرات خبر داده‌اند؛ از جمله مخالفت آمریکا با آزادسازی بخشی از دارایی‌های ایران که تهران آن را یکی از شروط اصلی تفاهم می‌داند. همزمان، ایران بر ضرورت برقراری آتش‌بس در تمامی جبهه‌ها از جمله لبنان تاکید دارد، اما آمریکا به‌دلیل مخالفت اسرائیل هنوز حاضر به پذیرش این موضوع نشده است.

در چنین فضایی، سفر عاصم منیر به چین پس از بازگشت از تهران، اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است؛ به‌ویژه آنکه پکن نیز اعلام کرده آماده همکاری با پاکستان برای کمک به «بازگرداندن صلح و ثبات در خاورمیانه» است. شهباز شریف نیز در دیدار با مقام‌های چینی، ضمن اشاره به نقش اسلام‌آباد در میانجیگری میان تهران و واشنگتن، از حمایت چین در این روند قدردانی کرده و گفته است: «اوضاع در مسیر درست پیش می‌رود.

همزمان با افزایش تحرکات دیپلماتیک برای کاهش تنش میان تهران و واشنگتن، قطر نیز در هماهنگی با تلاش‌های میانجی‌گرانه پاکستان، نقش فعال‌تری در روند گفت‌وگوها ایفا کرده است. اواخر هفته گذشته یک منبع دیپلماتیک قطری به الجزیره خبر داد که هیاتی از دوحه با هدف حمایت از روند میانجیگری پاکستان راهی تهران شده است. بر اساس گزارش‌ها، این هیات روز جمعه در تهران با وزیر امور خارجه ایران، دیدار و گفت‌وگو کرد. ریاست هیات قطری را مشاور امنیتی نخست‌وزیر و وزیر خارجه این کشور برعهده داشته؛ مقامی که پیش‌تر نیز سابقه سفر به تهران را داشته است.

عباس عراقچی طی روزهای جمعه و شنبه به صورت تلفنی با شیخ محمد بن عبدالرحمن آل‌ثانی، نخست‌وزیر و وزیر خارجه قطر، گفت‌وگو کرده است. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، نیز ضمن تایید برگزاری مذاکرات هیات قطری در تهران تاکید کرد که در شرایط کنونی کشورهای مختلف منطقه و فرامنطقه‌ای در تلاش‌اند برای پایان جنگ و جلوگیری از گسترش تنش‌ها نقش‌آفرینی کنند. رفت‌وآمدهای دیپلماتیک قطر و پاکستان به تهران در حالی شدت گرفته که ایران و آمریکا شامگاه شنبه اعلام کردند دو طرف به دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ و کاهش تنش‌ها بسیار نزدیک شده‌اند؛ موضوعی که نشان می‌دهد تحرکات اخیر دوحه و اسلام‌آباد ممکن است در عبور مذاکرات از مرحله حساس کنونی بی‌تاثیر نبوده باشد.

در ادامه تحرکات دیپلماتیک مرتبط با مذاکرات غیرمستقیم تهران و واشنگتن، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس هیئت مذاکره‌کننده ایرانی، عصر دوشنبه چهارم خرداد به همراه سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، تهران را به مقصد دوحه ترک کرد. قرار است هیئت بلندپایه ایرانی در جریان این سفر با محمد بن عبدالرحمن آل‌ثانی، نخست‌وزیر و وزیر خارجه قطر، دیدار و گفت‌وگو کند. این سفر در شرایطی انجام می‌شود که طی روزهای اخیر گمانه‌زنی‌ها درباره نزدیک شدن ایران و آمریکا به یک تفاهم برای پایان جنگ با میانجی‌گری پاکستان افزایش یافته است. به همین دلیل اعزام همزمان قالیباف و عراقچی به دوحه، پرسش‌هایی را درباره ارتباط این سفر با روند مذاکرات و ترتیبات احتمالی توافق مطرح کرده است.

بر اساس اطلاعات منتشرشده، سفر هیئت ایرانی در چارچوب تبادل پیام‌های جاری میان تهران و واشنگتن از مسیر میانجی‌گری پاکستان انجام شده و هدف اصلی آن، ارزیابی میزان جدیت طرف آمریکایی و بررسی امکان راستی‌آزمایی تعهدات واشنگتن پیش از پذیرش هرگونه تفاهم‌نامه نهایی عنوان شده است. تهران تاکید دارد که پیش از ورود به هر فرآیند رسمی و پذیرش تعهدات عملی، باید از اجرای واقعی تعهدات طرف مقابل اطمینان حاصل کند.

قطر در هفته‌های جاری نقش پررنگ‌تری در فرآیندهای مربوط به ترتیبات اجرایی تفاهم‌نامه احتمالی پایان جنگ بر عهده گرفته‌ و به نظر می‌رسد که بخش‌هایی از تعهدات طرف آمریکایی در چارچوب تفاهم‌نامه احتمالی پایان جنگ، با مساعدت دوحه انجام خواهد شد. در چنین شرایطی این سفر با هدف اطمینان از آمادگی قطر برای مساعدت در حوزه‌های مرتبط با تعهدات آمریکا، صورت گرفته‌است.

در همین راستا مرتضی مکی کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با برنا درباره نقش فعال چین، پاکستان و قطر در مدیریت تنش‌های منطقه‌ای گفت: در هفته‌های اخیر شاهد تحرکات و رایزنی‌های فشرده سیاسی برای مدیریت تنش در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز بوده‌ایم؛ چراکه منطقه‌ای شدن تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران و تبعات جهانی هرگونه اختلال در تنگه هرمز، تقریباً تمامی کشورهای جهان را تحت تأثیر قرار داده است. وی افزود: کشورها به میزان وابستگی خود به انرژی و فرآورده‌های پتروشیمی کشورهای حاشیه خلیج فارس، از بحران در این منطقه آسیب می‌بینند و علاوه بر مسئله انرژی، معادلات سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی منطقه نیز پس از تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی دچار تغییرات جدی شده است.

مکی ادامه داد: در این شرایط میانجیگران متعددی وارد عمل شدند تا در جریان جنگ ۴۰ روزه و پس از آتش‌بس، شرایط را به گونه‌ای مدیریت کنند که از آغاز دوباره درگیری‌ها جلوگیری شود، زیرا بسیاری از کشورها به این جمع‌بندی رسیده‌اند که تداوم جنگ می‌تواند آسیب‌های جدی برای همه کشورهای منطقه به همراه داشته باشد.

وی با اشاره به نقش اسلام آباد در مذاکرات ایران و آمریکا گفت: پاکستان با توجه به موقعیت منطقه‌ای و روابط متوازن با آمریکا، روسیه، عربستان و چین، از قدرت مانور بیشتری برای میانجیگری میان ایران و آمریکا برخوردار است، هرچند این میانجیگری بیشتر در قالب انتقال پیام و نزدیک کردن دیدگاه‌ها انجام می‌شود. مکی افزود: در مذاکرات گذشته میان ایران و آمریکا نیز قطر عمدتاً نقش پیام‌رسان را برعهده داشت و کمتر شاهد ارائه سند یا چارچوب مشخص برای نزدیک‌سازی مواضع بودیم، اما پاکستانی‌ها در این عرصه فعال‌تر عمل کرده‌اند.

به گفته این کارشناس مسائل بین‌الملل، پاکستان به دلیل روابط گسترده و ویژه با چین، عملاً به بازوی پکن در مدیریت تنش‌های منطقه‌ای تبدیل شده و از نگاه چین می‌تواند در نزدیک کردن دیدگاه‌های ایران و آمریکا و حتی تهیه پیش‌نویس و چارچوب مذاکرات نقش مؤثری ایفا کند. چینی‌ها همچنان با احتیاط و محافظه‌کاری در این بحران نقش‌آفرینی می‌کنند و تمایلی ندارند هزینه‌های سنگینی در مدیریت تنش‌ها بپردازند، اما تلاش دارند به‌عنوان یک بازیگر خاموش، نقش اقتصادی، سیاسی و امنیتی خود را در منطقه و جهان پررنگ‌تر کنند؛ به‌ویژه آنکه چین یکی از بزرگ‌ترین واردکنندگان نفت منطقه خلیج فارس است و از بحران‌های منطقه‌ای نیز متضرر می‌شود.

مکی در ادامه با اشاره به سفرهای اخیر مقامات منطقه‌ای و بین‌المللی به چین گفت: این رفت‌وآمدها در چارچوب نقش‌آفرینی فزاینده چین در معادلات منطقه‌ای و جهانی قابل تحلیل است. سفر ترامپ به چین و درخواست او برای همسویی بیشتر پکن با سیاست‌های آمریکا علیه ایران، در نهایت با پاسخ منفی چین مواجه شد و همین مسئله نشان داد که آمریکا تا چه اندازه در مدیریت بحران‌های منطقه‌ای دچار تنگنا شده است؛ به‌گونه‌ای که از رقیب اصلی خود درخواست می‌کند برای فشار بر ایران با واشنگتن همراهی کند.

این کارشناس مسائل بین‌الملل افزود: بسیاری از تحلیلگران آمریکایی این سفر را نشانه‌ای از کوچک‌تر شدن جایگاه آمریکا در برابر چین توصیف کردند. روسیه نیز پس از جنگ اوکراین روابط ویژه و گسترده‌ای با چین پیدا کرده و به یکی از مهم‌ترین شرکای اقتصادی، تجاری و حتی نظامی پکن تبدیل شده است؛ موضوعی که باعث شده محور چین و روسیه در معادلات امنیتی جهان نقش پررنگ‌تری ایفا کند و هماهنگی میان دو کشور افزایش یابد.

این کارشناس مسائل بین الملل با اشاره به سفرعراقچی به چین تصریح کرد: سفرهای اخیر مقامات ایرانی به چین نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است و نشان می‌دهد تهران تلاش دارد با توجه به روند مثبت تحرکات میان ایران و آمریکا و احتمال رسیدن به یک توافق موقت یا تفاهم سیاسی، نقش چین را در منطقه پررنگ‌تر کند.

مکی خاطرنشان کرد: ایران به دنبال آن است که بخشی از مسئولیت و تعهداتی که آمریکا باید برای جلوگیری از وقوع جنگ مجدد بپذیرد، به چین منتقل شود تا همه فشارها متوجه تهران نباشد. استفاده از ظرفیت چین و روسیه در شورای امنیت سازمان ملل نیز برای ایران اهمیت زیادی دارد، چراکه می‌تواند هم مانعی در برابر اقدامات احتمالی آمریکا باشد و هم هرگونه توافق یا تفاهم احتمالی را در قالب قطعنامه شورای امنیت تثبیت کند تا آمریکا نتواند به‌راحتی و با بهانه‌های مختلف از تعهدات خود عبور کرده یا مجدداً دست به اقدام نظامی علیه ایران بزند.

مکی در ادامه درباره سفر هیئت ایرانی به قطر و گمانه‌زنی‌ها پیرامون آزادسازی منابع مالی ایران گفت: قطر جایگاه ویژه‌ای در منطقه خلیج فارس و خاورمیانه دارد.این کشور با وجود وسعت کم، به دلیل آسیب‌پذیری‌های ژئوپلیتیکی و همچنین در اختیار داشتن ذخایر بزرگ گاز، تلاش کرده از ظرفیت‌های خود برای حفظ امنیت و جایگاه منطقه‌ای‌اش استفاده کند و تهدیدات را از دوحه دور نگه دارد.

وی افزود: این نقش‌آفرینی هم پیش از جنگ و هم پس از آن ادامه داشته و قطری‌ها برخلاف برخی کشورهای عربی، در قبال حملات ایران به پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه با احتیاط بیشتری واکنش نشان دادند.

این کارشناس مسائل بین‌الملل ادامه داد: همزمان با تداوم مذاکرات و رایزنی‌ها، شاهد حضور هیئت قطری در تهران بودیم؛ هیئتی که گفته می‌شود با هماهنگی و تحرکات سیاسی آمریکا وارد عمل شده است، هرچند هنوز جزئیات دقیقی از نقش قطر در این مرحله منتشر نشده و همچنین ایران و آمریکا موضع رسمی و شفافی در این باره ارائه نکرده‌اند.

وی تصریح کرد: گمانه‌زنی‌هایی درباره آزادسازی بخشی از پول‌های بلوکه‌شده ایران از طریق قطر و نهادهای مالی این کشور مطرح شده و حتی ارقامی مانند ۱۲ میلیارد دلار نیز در رسانه‌ها عنوان شده است که البته از سوی مقام‌های قطری به‌طور کامل تأیید نشده است.

مکی افزود: پیش از جنگ نیز در مذاکرات ایران و آمریکا بحث انتقال حدود ۶ میلیارد دلار از منابع ایران در کره جنوبی به حساب‌هایی در قطر مطرح بود، اما در عمل اتفاق خاصی رخ نداد.

به گفته وی، ممکن است رقم این منابع کم یا زیاد باشد، اما اصل ماجرا به نقشی بازمی‌گردد که قطر می‌تواند در اجرای بخشی از توافقات احتمالی میان ایران و آمریکا ایفا کند.به نظر می‌رسد قطر در موقعیتی قرار گرفته که بتواند سازوکار انتقال پول‌های آزادشده ایران را مدیریت کند، زیرا ایران دیگر حاضر نیست به شرایط پیش از جنگ بازگردد و تعهداتی را بپذیرد که در عمل اجرایی نشوند. تهران به دنبال آن است که هرگونه اقدام و تعهد جدید، متناسب با اجرای عملی تعهدات طرف مقابل باشد و در همین چارچوب قطر می‌تواند نقشی مؤثر در اجرای تفاهمات احتمالی میان ایران و آمریکا ایفا کند.

مکی درخصوص منتشر نشدن جزئیات توافق ایران وآمریکا اظهار کرد: در حال حاضر جزئیات این مذاکرات منتشر نشده و همین موضوع نشان می‌دهد که طرفین تلاش دارند گفت‌وگوها در فضایی کم‌تنش و دور از فشار رسانه‌ای پیش برود. در چنین فرآیندهایی، محرمانه بودن بخشی از گفت‌وگوها طبیعی است، زیرا هرگونه انتشار زودهنگام جزئیات می‌تواند تحت تأثیر بازیگران مخالف از جمله اسرائیل و برخی جریان‌های لابی‌گر در آمریکا قرار بگیرد و روند مذاکرات را دچار اختلال کند.

این کارشناس مسائل بین‌الملل ادامه داد: اگر این روند به سطح بالاتر و با حضور مقامات ارشد مانند رئیس مجلس دنبال شود، می‌تواند نشانه‌ای از جدیت طرفین و میانجی‌ها برای رسیدن به یک چارچوب مشترک باشد. افزایش سطح هیئت‌های اعزامی معمولاً در مذاکرات حساس به معنای نزدیک شدن به مرحله تصمیم‌سازی و توافق‌های کلی است، هرچند هنوز نمی‌توان درباره نتیجه نهایی آن با قطعیت صحبت کرد.

مکی در پایان تأکید کرد: اصل بر این است که چنین تحرکاتی می‌تواند سیگنال مثبتی از تمایل طرف‌ها برای رسیدن به توافق و کاهش تنش‌ها باشد، اما در عین حال باید توجه داشت که مسیر مذاکرات همچنان پیچیده است و به عوامل متعدد منطقه‌ای و بین‌المللی وابسته است.

انتهای پیام/

نظر شما