به گزارش اختصاصی خبرگزاری برنا خراسان شمالی ،در شهرستان رازوجرگلان پیش از طلوع آفتاب، خیابانها و مسیرهای منتهی به مصلاها مملو از مردمی بود که با لباسهای تمیز و چهرههایی آمیخته به شوق و معنویت، برای اقامه نماز عید راهی میشدند؛ پیرمردی که عصا به دست آرام قدم برمیداشت، کودکی که دست پدر را گرفته بود و جوانانی که از نخستین ساعات صبح در تکاپوی آمادهسازی مراسم بودند.
در این شهرستان مرزی، عید قربان تنها یک مناسبت مذهبی نیست؛ اینجا عید قربان یعنی زندگی، یعنی همدلی، یعنی تقسیم شادی با دیگران.
صحنهای که در ذهن میماند؛ کودکی که سهم خودش را بخشید
در یکی از روستاهای منطقه، صحنهای بیش از هر چیز توجه را جلب میکرد؛کودکی که کنار پدرش ایستاده بود، با دستان کوچک خود بستهای از گوشت قربانی را به خانه همسایهای سالخورده برد. وقتی زن سالمند با چشمانی اشکآلود برای او دعا کرد، لبخند کودکانهاش تصویری شد از تمام فلسفه عید قربان؛ بخشیدن، بیهیاهو و خالصانه.
این تصاویر را در راز و جرگلان کم ندیدیم ؛ مردمی که شاید خودشان نیز زندگی سادهای داشته باشند، اما در روز عید قربان سفره هیچ نیازمندی را خالی نمیگذارند.
عیدی که قومیتها را به یک دل تبدیل میکند
راز و جرگلان، سرزمین همزیستی اقوام است؛ جایی که ترکمنها، کرمانجها،تات ها و فارس ها سالهاست در کنار یکدیگر زندگی میکنند و عید قربان یکی از زیباترین جلوههای این همدلی را به نمایش میگذارد.
ترکمنها با لباسهای سنتی رنگارنگ، کلاههای مخصوص و چادرهای سفید زنان ترکمن، حال و هوای خاصی به روستاها میبخشند. بوی غذای محلی، صدای احوالپرسیهای گرم و رفتوآمد خانوادهها، فضای منطقه را لبریز از زندگی میکند.
در خانهای، زنان مشغول پخت نان و آمادهکردن سفره عید هستند و در خانهای دیگر، جوانان گوشت قربانی را برای تقسیم میان خانوادههای نیازمند بستهبندی میکنند.
کرمانجهای منطقه نیز با رسم دیرینه صله رحم، دید و بازدید و احترام به بزرگان، عید را جشن میگیرند. در بسیاری از خانهها هنوز رسم است که جوانترها صبح عید ابتدا به دیدار ریشسفیدان فامیل میروند و دعای خیر آنان را بدرقه راه خود میکنند.
وقتی روستا بیدار میشود
در برخی روستاهای راز و جرگلان، عید قربان از شب قبل آغاز میشود.صدای آمادهسازیها، رفتوآمد دامداران، روشنشدن چراغ خانهها و جنبوجوش مردم تا نیمههای شب ادامه دارد. صبح عید اما روستا چهره دیگری به خود میگیرد؛
کوچههایی که پر از سلام و تبریکاند، کودکانی که لباس نو پوشیدهاند و پیرزنهایی که با لبخند از مهمانان پذیرایی میکنند.
حتی طبیعت این منطقه هم در روز عید قربان رنگ دیگری دارد؛ دشتهای سبز، آسمان صاف و سکوت دلنشینی که گاهی با صدای تکبیر و خنده کودکان شکسته میشود.
قربانی؛ آیینی برای انسانیت
در راز و جرگلان، قربانی فقط یک رسم نیست؛ مردم این منطقه آن را فرصتی برای نزدیکتر شدن دلها میدانند.
بسیاری از خانوادهها پیش از آنکه سهم خود را کنار بگذارند، ابتدا به فکر خانوادههای کمبرخوردار هستند. جوانانی که با موتور یا خودرو در روستاها میچرخند تا گوشت قربانی را به دست نیازمندان برسانند، یکی از زیباترین صحنههای این روز را خلق میکنند.
در میان ازدحام و شلوغی عید، آنچه بیشتر از همه دیده میشود، احترام، مهربانی و حفظ حرمت انسانهاست.
اشک، دعا و دلتنگی بر مزار عزیزان
اما عید قربان در راز و جرگلان فقط لبخند نیست؛
بسیاری از خانوادهها پس از نماز عید راهی آرامستانها میشوند. زنان و مردانی که بر مزار عزیزانشان فاتحه میخوانند، قرآن تلاوت میکنند و در سکوت صبحگاهی با خاطرات رفتگان نجوا دارند.
در گوشهای مادری آرام اشک میریزد و در گوشهای دیگر پدری دست فرزندش را گرفته و از عزیز از دسترفته خانواده میگوید؛ صحنههایی که نشان میدهد عید برای مردم این دیار، پیوندی میان گذشته و امروز است.
راز و جرگلان؛ روایتی زنده از اصالت ایرانی ـ اسلامی
عید قربان در راز و جرگلان، ترکیبی است از ایمان، فرهنگ، سادگی و انسانیت؛اینجا هنوز میتوان صحنههایی را دید که در بسیاری از شهرهای بزرگ کمرنگ شدهاند؛ همسایهای که بیدعوت وارد خانه همسایه میشود، کودکی که سهم خود را میبخشد، جوانی که بینام و نشان به نیازمندان کمک میکند و پیرمردی که دعای خیرش را بدرقه رهگذران میکند.
شاید راز زیبایی عید قربان در این شهرستان مرزی همین باشد؛اینکه مردم هنوز دلهایشان را از هیاهوی زندگی دور نگه داشتهاند و معنای واقعی عید را نه در ظواهر، بلکه در مهربانی، همدلی و بندگی جستوجو میکنند.
امروز فرصتی برای ما پیش آمد تا در کنار مردم خونگرم این دیار باشیم ،مردمی از جنس همدلی و مهربانی