به نقل از روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز، دولت دونالد ترامپ در چندین بحران بینالمللی همزمان از ایران گرفته تا اوکراین و غزه با بنبستهای سیاسی و دیپلماتیک روبهرو شده است. وعدههای ترامپ برای پایان سریع منازعات جهانی و بازگرداندن قدرت بازدارندگی آمریکا اکنون با واقعیتهای پیچیده ژئوپلیتیکی برخورد کرده و نتایج مورد انتظار را به همراه نداشته است.
ترامپ در قبال ایران سیاستی تهاجمی را دنبال کرد و پس از درگیریهای نظامی گسترده میان آمریکا، اسرائیل و ایران، تلاش می کند با تهران به توافقی جدید برسد. با این حال، مذاکرات به بنبست رسیدهاند. هیچیک از طرفین تمایلی به عقبنشینی از مواضع اصلی خود نشان ندادهاند و همین مساله موجب شده وضعیتی شکل بگیرد که نه صلح کامل است و نه بازگشت به جنگ تمامعیار.
دولت ترامپ در آغاز درگیری با ایران اهداف بسیار بلندپروازانهای را مطرح کرده بود. اما پس از ماهها تنش و هزینههای اقتصادی و سیاسی، دولت آمریکا اکنون بیشتر بر دستیابی به یک توافق محدود تمرکز کرده است. این تغییر رویکرد از نگاه بسیاری از تحلیلگران نشانهای از فاصله گرفتن از اهداف اولیه و پذیرش محدودیتهای قدرت آمریکا در منطقه محسوب میشود.
در بخش دیگری از گزارش، موضوع جنگ اوکراین مطرح میشود. ترامپ در دوران رقابتهای انتخاباتی بارها ادعا کرده بود که قادر است به سرعت جنگ میان روسیه و اوکراین را پایان دهد. اما پس از بازگشت به قدرت، نه تنها چنین توافقی حاصل نشده بلکه روند جنگ همچنان ادامه یافته است. اختلافات بنیادین میان مسکو و کییف، همراه با نگرانیهای امنیتی اروپا و ناتو، موجب شده تلاشهای دیپلماتیک دولت آمریکا به نتیجه قطعی نرسد. در عین حال، تمرکز واشنگتن بر بحران خاورمیانه بخشی از منابع سیاسی و نظامی آمریکا را از پرونده اوکراین منحرف کرده است.
گزارش همچنین به وضعیت غزه میپردازد. اگرچه دولت ترامپ از توافقهای آتشبس و طرحهای سیاسی مختلف حمایت کرده، اما روند مذاکرات میان اسرائیل و حماس بارها متوقف شده است. اختلاف بر سر خلع سلاح حماس، آینده اداره غزه، آزادی گروگانها و میزان عقبنشینی نیروهای اسرائیلی از جمله موانعی هستند که مانع دستیابی به توافقی پایدار شدهاند. در نتیجه، با وجود دورههایی از کاهش خشونت، چشمانداز صلح بلندمدت همچنان مبهم باقی مانده است.
به نوشته این گزارش، یکی از مشکلات اصلی سیاست خارجی ترامپ این است که او اغلب اهداف حداکثری تعیین میکند اما دستیابی به این اهداف در عمل دشوارتر از آن چیزی است که در سخنرانیها و وعدههای انتخاباتی مطرح میشود. در ایران، دولت آمریکا به دنبال امتیازاتی است که تهران حاضر به پذیرش آنها نیست. در اوکراین، روسیه و اوکراین هنوز بر سر مسائل کلیدی اختلاف دارند. در غزه نیز بازیگران منطقهای و داخلی دیدگاههای متفاوتی درباره آینده این منطقه دارند. این مجموعه عوامل باعث شده کاخ سفید در هر سه پرونده با شرایطی پیچیده و فرسایشی روبهرو شود.
برخی از تحلیلگران معتقدند که این بنبستها نشان میدهد نفوذ آمریکا، حتی تحت رهبری دولتی که شعار «اول آمریکا» را سر میدهد، برای تحمیل راهحلهای یکجانبه محدود است. به گفته آنان، بازیگران منطقهای و جهانی اکنون استقلال بیشتری در تصمیمگیری دارند و کمتر حاضرند صرفاً براساس خواستههای واشنگتن عمل کنند.
دولت ترامپ در مقطعی حساس از سیاست جهانی قرار گرفته است. موفقیت یا شکست مذاکرات با ایران، آینده جنگ اوکراین و سرنوشت بحران غزه میتواند تأثیر عمیقی بر جایگاه بینالمللی آمریکا و میراث سیاسی ترامپ داشته باشد. در حال حاضر، هر سه پرونده در وضعیتی نامشخص قرار دارند و هیچیک از آنها به راهحلی سریع یا قطعی نزدیک نشدهاند.
انتهای پیام/