سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

برنا آثار خبر کذب استعفای رئیس‌جمهور را بررسی می‌کند؛

پروژه دائمی بی‌ثبات‌سازی توسط رسانه‌های معاند/ وقتی شایعه به سلاح جنگ روانی تبدیل می‌شود

۱۴۰۵/۰۳/۱۱ - ۱۳:۲۸:۵۲
کد خبر: ۲۳۴۸۵۷۷
برنا - گروه سیاسی: شایعه استعفای مسعود پزشکیان در حالی منتشر شد که رئیس‌جمهور در حال فعالیت بود و حتی روی آنتن زنده و در مقابل میلیون‌ها چشم، در مراسم «قهرمان ایران» حاضر شده بود. هیچ نشانه‌ای از صحت این ادعا وجود نداشت، اما مسئله فقط یک خبر دروغ نبود. این شایعه بار دیگر پرده از پروژه‌ای برداشت که سال‌هاست بخشی از رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور دنبال می‌کنند، پروژه‌ای با هدف تزریق نااطمینانی، فرسایش روانی جامعه و القای دائمی بی‌ثباتی در ایران.

هر جامعه‌ای برای ادامه حیات طبیعی خود به یک عنصر بنیادین نیاز دارد و آن عنصر احساس ثبات است. ثبات به این معنا نیست که جامعه فاقد مشکل، اختلاف یا بحران باشد. هیچ کشوری در جهان چنین وضعیتی ندارد. ثبات یعنی مردم بدانند ساختارهای سیاسی و اجرایی کشور در حال انجام وظایف خود هستند و زندگی عمومی بر مدار قابل پیش‌بینی حرکت می‌کند.

دقیقا به همین دلیل است که در همه جای دنیا، عملیات روانی و جنگ رسانه‌ای پیش از هر چیز ثبات ذهنی جامعه را هدف قرار می‌دهد. هدف این عملیات لزوما تغییر فوری واقعیت نیست، بلکه تغییر ادراک مردم از واقعیت است. کافی است جامعه احساس کند همه چیز در آستانه فروپاشی قرار دارد، در این صورت حتی اگر واقعیت چیز دیگری باشد، بخشی از اهداف جنگ روانی محقق شده است.

شایعه استعفای مسعود پزشکیان را باید در همین چارچوب تحلیل کرد. در حالی که رئیس‌جمهور در حال انجام وظایف خود بود و برنامه‌های رسمی دولت بدون وقفه ادامه داشت، ناگهان اخباری درباره استعفا و کناره‌گیری او منتشر شد. پرسش اصلی اینجاست که چنین خبری قرار بود چه تأثیری بر افکار عمومی بگذارد؟ پاسخ روشن است؛ ایجاد تردید، نااطمینانی و التهاب.

وقتی شهروندان با چنین اخباری مواجه می‌شوند، نخستین پیام منتقل شده این است که در راس قوه مجریه بحران وجود دارد. سپس این تصور شکل می‌گیرد که ساختار سیاسی کشور دچار تزلزل شده است. در مرحله بعد نیز فضای شایعه و گمانه‌زنی گسترش پیدا می‌کند. حتی اگر چند ساعت بعد خبر تکذیب شود، اثر اولیه خود را بر بخشی از افکار عمومی گذاشته است.

این دقیقا همان مدلی است که بخشی از رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور سال‌هاست دنبال می‌کنند. تقریبا در هر مقطع حساس، مجموعه‌ای از اخبار، تحلیل‌ها و گمانه‌زنی‌ها منتشر می‌شود که یک پیام مشترک دارند؛ «ایران در آستانه بحران نهایی قرار دارد.»

یک روز سخن از فروپاشی اقتصادی است، روز دیگر از شکاف غیرقابل ترمیم در حاکمیت گفته می‌شود، زمانی استعفای مقامات عالی‌رتبه مطرح می‌شود و زمانی دیگر از سناریوهای مختلف بی‌ثباتی سیاسی سخن به میان می‌آید. شاید هر کدام از این روایت‌ها به تنهایی اهمیت چندانی نداشته باشند، اما وقتی کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، یک تصویر واحد می‌سازند، تصویری از کشوری که گویا هر لحظه ممکن است وارد هرج‌ومرج شود.

نکته قابل توجه آن است که برای این رسانه‌ها، دولت‌ها چندان اهمیتی ندارند. دولت روحانی، دولت رئیسی یا دولت پزشکیان تفاوت چندانی در اصل ماجرا ایجاد نمی‌کند. آنچه اهمیت دارد، حفظ روایت دائمی بی‌ثباتی است. زیرا اگر جامعه به این نتیجه برسد که با وجود مشکلات، ساختارهای کشور همچنان قادر به اداره امور هستند، بخش مهمی از این پروژه رسانه‌ای بی‌اثر خواهد شد.

در چنین شرایطی، خبر دیگر صرفا یک ابزار اطلاع‌رسانی نیست و به ابزاری برای مهندسی ادراک عمومی تبدیل می‌شود. شایعه، بزرگ‌نمایی، برجسته‌سازی اختلافات و تکرار مداوم سناریوهای بحرانی، همه در خدمت یک هدف قرار می‌گیرند: فرسایش اعتماد عمومی و تضعیف احساس امنیت روانی جامعه.

بزرگ‌ترین خطر این روند نیز نه در یک خبر دروغ، بلکه در انباشت هزاران خبر مشابه نهفته است. جامعه‌ای که هر روز با روایت فروپاشی، بحران و هرج‌ومرج بمباران شود، به تدریج دچار خستگی روانی، اضطراب اجتماعی و بی‌اعتمادی عمومی خواهد شد. در چنین فضایی حتی اخبار صحیح نیز قربانی می‌شوند، زیرا مرز میان واقعیت و شایعه از بین می‌رود.

به همین دلیل ماجرای شایعه استعفای رئیس‌جمهور را نباید صرفا یک اشتباه رسانه‌ای دانست. این اتفاق بخشی از یک الگوی بزرگ‌تر است، الگویی که در آن بی‌ثبات نشان دادن ایران، مهم‌تر از روایت دقیق واقعیت‌هاست. هدف نهایی نیز روشن است؛ جامعه‌ای که دائم در معرض احساس بحران قرار داشته باشد، راحت‌تر دچار آشفتگی، ناامیدی و بی‌اعتمادی می‌شود.

شاید به همین دلیل باشد که برخی رسانه‌ها که امروز تبدیل به پایگاه جنگ روانی دشمن علیه ملت ایران شده‌اند، حتی زمانی که واقعیت در برابر چشم همگان قرار دارد، باز هم روایت دیگری می‌سازند. زیرا در این پروژه، مسئله اصلی حقیقت نیست، بلکه مسئله حفظ احساس دائمی بحران و القای این گزاره است که ایران هرگز نباید آرام، باثبات و قابل پیش‌بینی به نظر برسد.

انتهای پیام/

نظر شما