سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

کارشناس مسائل خاورمیانه در گفت‌وگو با برنا:

افزایش فشارها بر ساختار سیاسی عراق توسط آمریکا و اسرائیل/ چرا تام باراک به عنوان به عنوان فرستاده ویژه آمریکا در عراق و سوریه منصوب شد؟

۱۴۰۵/۰۳/۱۶ - ۰۹:۴۴:۰۹
کد خبر: ۲۳۴۹۶۳۹
برنا - گروه بین الملل: با انتصاب تام باراک به عنوان فرستاده ویژه آمریکا در عراق و سوریه، بار دیگر نقش واشنگتن در تحولات سیاسی و امنیتی بغداد مورد توجه قرار گرفته است. در حالی که سفارت آمریکا در عراق بیش از یک سال و نیم بدون سفیر اداره می‌شود، یک کارشناس مسائل خاورمیانه معتقد است آمریکا و اسرائیل با هدف تضعیف جریان‌های مقاومت، به‌ویژه حشدالشعبی، در حال افزایش فشارها بر ساختار سیاسی عراق هستند.

انتصاب «تام باراک» از سوی «دونالد ترامپ» به عنوان فرستاده ویژه ریاست‌جمهوری آمریکا در عراق و سوریه، در کنار ادامه فعالیت او به عنوان سفیر واشنگتن در آنکارا، بار دیگر موضوع وضعیت نمایندگی دیپلماتیک آمریکا در عراق را در کانون توجه قرار داده است. سفارت آمریکا در بغداد طی ۱۸ ماه گذشته بدون سفیر رسمی اداره شده و چندین دیپلمات به صورت موقت مسئولیت آن را برعهده داشته‌اند.

پس از پایان مأموریت «الینا رومانوفسکی» سفیر پیشین آمریکا در بغداد در اواخر دسامبر ۲۰۲۴، واشنگتن تاکنون جانشینی برای او معرفی نکرده است. در حال حاضر نیز سفارت آمریکا در منطقه سبز بغداد توسط کاردار اداره می‌شود. در واپسین روز‌های دولت «جو بایدن»، «تریسی آن جاکوبسون» برای تصدی سمت سفیر آمریکا در عراق معرفی شد، اما با بازگشت ترامپ به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۵، این انتصاب هرگز نهایی نشد. به این ترتیب، کرسی سفارت آمریکا در عراق طولانی‌ترین دوره خالی ماندن خود از زمان اشغال این کشور در سال ۲۰۰۳ را تجربه می‌کند.

در این مدت چندین دیپلمات به عنوان کاردار سفارت آمریکا در بغداد فعالیت کرده‌اند که از میان آنها می‌توان به «الیزابت ترودو» و پس از او «دنیل روبنشتاین» اشاره کرد. سفارت آمریکا در بغداد در ماه مه ۲۰۲۵ نیز اعلام کرد که «استیون فاگین» سفیر آمریکا در یمن، مسئولیت کارداری سفارت در عراق را برعهده خواهد گرفت. این مسئولیت در سپتامبر همان سال به «جاشوا هریس» واگذار شد.

همزمان چند فرستاده ویژه آمریکایی نیز راهی بغداد شدند. «مارک ساوایا» در اکتبر ۲۰۲۵ به عراق اعزام شد و تنها دو ماه در این سمت حضور داشت. «تام باراک» نیز در فوریه گذشته به بغداد سفر کرد. همچنین «آدام بوهلر» فرستاده ویژه آمریکا در امور گروگان‌ها، در مارس ۲۰۲۵ با هدف پیگیری آزادی «الیزابت تسورکوف» پژوهشگر اسرائیلی ـ روسی، به عراق رفت.

ترامپ روز یکشنبه اعلام کرد که تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه، را به عنوان فرستاده ویژه ریاست‌جمهوری در امور سوریه و عراق منصوب کرده است. این تصمیم تنها یک روز پس از آن اعلام شد که «مارکو روبیو» وزیر امور خارجه آمریکا، پایان مأموریت رسمی باراک به عنوان فرستاده ویژه واشنگتن در سوریه را اعلام کرده بود.

رئیس‌جمهور آمریکا در توضیح این تصمیم گفت: «این اقدام با هدف تقویت مشارکت راهبردی آمریکا با دولت‌های سوریه و عراق و توسعه روابط با این دو کشور اتخاذ شده است.»

ترامپ همچنین تأکید کرد: «تام باراک در کنار مسئولیت جدید خود، همچنان به عنوان سفیر آمریکا در ترکیه فعالیت خواهد کرد و از حمایت کامل وزارت امور خارجه برخوردار خواهد بود. ما از خدمات او قدردانی می‌کنیم و از ادامه حضورش در این مسئولیت‌ها استقبال می‌کنیم.»

باراک نیز در نخستین واکنش خود به انتصاب جدیدش اظهار کرد: «افتخار می‌کنم که در کنار دونالد ترامپ خدمت می‌کنم؛ رئیس‌جمهوری که در خاورمیانه به دستاورد‌هایی رسیده که هیچ‌یک از رؤسای جمهور پیشین آمریکا به آن دست نیافته بودند. زمانی که او سخن می‌گوید، دوست و دشمن به سخنانش گوش می‌دهند. امروز مسیر تحولات منطقه دیگر از سوی غرب برای منطقه تعیین نمی‌شود، بلکه توسط کشور‌های منطقه و برای منافع منطقه شکل می‌گیرد.»

وی افزود: «رویکرد ترامپ مبتنی بر ارتباط مستقیم میان رهبران است و این همان روشی است که منطقه پیچیده خاورمیانه آن را درک می‌کند. از نگاه او، زمانی بهترین نتیجه حاصل می‌شود که متحدان آمریکا سهم بیشتری از مسئولیت‌ها را برعهده بگیرند و از طریق همکاری و همگرایی، زمینه رفاه مشترک را فراهم کنند؛ البته در چارچوبی که منافع و نفوذ راهبردی آمریکا حفظ شود.»

باراک همچنین گفت: «عراق، سوریه و ترکیه همچنان سه ضلع اصلی معادلات ژئوپلیتیکی خاورمیانه به شمار می‌روند و دستیابی به ثبات پایدار در منطقه بدون ایجاد توازن میان این سه کشور ممکن نیست. تحقق این هدف نیازمند یک چارچوب هماهنگ و یک نقطه تماس واحد برای اعمال نفوذ و پیشبرد سیاست‌های آمریکا در منطقه است.»

در همین رابطه، حسین ربیعی، کارشناس مسائل خاورمیانه، در گفت‌و‌گو با برنا با اشاره به رویکرد آمریکا و رژیم صهیونیستی نسبت به جریان مقاومت اظهار کرد: آمریکا و اسرائیل سال‌هاست که جریان مقاومت را مهم‌ترین مانع در مسیر تحقق اهداف و سیاست‌های خود در منطقه می‌دانند.

وی افزود: از زمان طرح مفهوم «هلال شیعی» در سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ و پس از سقوط حکومت صدام، همواره جریان‌هایی که در برابر سیاست‌های آمریکا و اسرائیل ایستاده‌اند، در قالب محور مقاومت شناخته شده‌اند.

ربیعی با بیان اینکه این تحلیل تا حد زیادی با واقعیت‌های منطقه همخوانی دارد، تصریح کرد: جریان‌های مقاومت تنها گروه‌هایی هستند که به صورت آشکار با سیاست‌های آمریکا و اسرائیل مخالفت می‌کنند و این موضع را بدون ملاحظه اعلام می‌کنند.

این کارشناس مسائل خاورمیانه ادامه داد: آمریکا و اسرائیل از هر ابزار و فرصتی برای تضعیف این جریان‌ها استفاده می‌کنند و این مسئله در عراق به دلیل نفوذ اجتماعی و سیاسی گسترده گروه‌های مقاومت، اهمیت بیشتری دارد.

وی همچنین با اشاره به تحولات لبنان گفت: همان‌گونه که آمریکا و اسرائیل در لبنان به دنبال تضعیف حزب‌الله هستند، به نظر می‌رسد در عراق نیز حشدالشعبی و دیگر گروه‌های نزدیک به محور مقاومت در کانون فشار‌های آینده قرار داشته باشند.

ربیعی درباره وضعیت سیاسی عراق نیز اظهار کرد: برخی وزارتخانه‌های این کشور همچنان بدون وزیر اداره می‌شوند و اختلافات سیاسی مانع از تکمیل ساختار کابینه شده است. این مسئله تا حدی ناشی از سازوکار تقسیم قدرت در عراق و لبنان است که در دوره‌های انتقال قدرت، روند تشکیل دولت را با چالش مواجه می‌کند.

وی افزود: ایالات متحده از زمان مطرح شدن گزینه‌های مختلف برای نخست‌وزیری عراق، بار‌ها مخالفت خود را با شکل‌گیری دولتی نزدیک به ایران اعلام کرده است. هرچند درباره دلایل دقیق خالی ماندن برخی وزارتخانه‌ها باید جزئیات بیشتری بررسی شود، اما به طور کلی تضعیف دولت عراق یا جلوگیری از شکل‌گیری دولتی همسو با جریان مقاومت، یکی از اهداف واشنگتن محسوب می‌شود.

این استاد دانشگاه ادامه داد: از همین رو احتمال دارد در روند تکمیل ساختار دولت عراق موانعی ایجاد شود تا یا دولتی ضعیف شکل بگیرد یا دولتی بر سر کار آید که در راستای منافع ایران و گروه‌های نزدیک به آن حرکت نکند.

ربیعی در پایان خاطرنشان کرد: حتی در صورت تشکیل دولت، این احتمال وجود دارد که ساختار آن به دلیل ماهیت ائتلافی و شکننده خود، توان چندانی برای مقاومت در برابر فشار‌های آمریکا نداشته باشد و در نتیجه با محدودیت‌های بیشتری در حوزه تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری روبه‌رو شود.

انتهای پیام/

نظر شما