محمدحسین جعفرزاده، کارشناس صنعت پتروشیمی - در اقتصاد جهانی امروز، برخی تحولات سیاسی صرفاً یک رویداد دیپلماتیک نیستند، بلکه بهعنوان محرکهای ژئواکونومیک عمل کرده و مسیر سرمایهگذاری، تجارت، فناوری و جریانهای سرمایه را در مقیاس بینالمللی دگرگون میکنند. از این منظر، هرگونه توافق پایدار میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا را باید فراتر از یک توافق سیاسی ارزیابی کرد؛ رخدادی که میتواند موازنه رقابتپذیری در بازارهای انرژی، صنایع شیمیایی و زنجیره ارزش جهانی پتروشیمی را تحت تأثیر قرار دهد.
در شرایطی که اقتصاد جهانی با چالشهای متعددی از جمله نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی، افزایش هزینههای انرژی، بازآرایی زنجیرههای تأمین و رقابت فشرده برای دسترسی به خوراک ارزانقیمت مواجه است، بازگشت کامل ایران به اقتصاد جهانی میتواند یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر صنعت پتروشیمی جهان طی دهه آینده باشد.
ایران با در اختیار داشتن بیش از ۳۳ تریلیون مترمکعب ذخایر گاز طبیعی و حدود ۲۰۸ میلیارد بشکه ذخایر نفتی، در زمره بزرگترین دارندگان منابع هیدروکربوری جهان قرار دارد. این مزیت راهبردی، امکان تأمین خوراک با هزینهای رقابتی را برای صنعت پتروشیمی کشور فراهم کرده و ایران را در مقایسه با بسیاری از تولیدکنندگان اروپایی و آسیایی در موقعیتی ممتاز قرار داده است. همزمان، ظرفیت اسمی صنعت پتروشیمی ایران از مرز ۱۰۱ میلیون تن در سال عبور کرده و بیش از ۷۵ مجتمع پتروشیمی در زنجیرههای متانول، الفینها، پلیمرها، آروماتیکها، آمونیاک و اوره در حال فعالیت هستند. با وجود این زیرساخت گسترده، ارزش صادرات سالانه محصولات پتروشیمی و شیمیایی کشور همچنان در محدوده ۱۵ تا ۱۷ میلیارد دلار قرار دارد؛ رقمی که فاصله معناداری با ظرفیت بالقوه این صنعت دارد.
واقعیت آن است که طی بیش از یک دهه گذشته، صنعت پتروشیمی ایران علاوه بر مواجهه با رقابتهای متعارف بازار، ناگزیر به تحمل هزینههای سنگین ناشی از محدودیتهای بانکی، مالی، بیمهای، حملونقل و دسترسی به بازارهای بینالمللی بوده است. در بسیاری از معاملات صادراتی، بخشی از مزیت ذاتی صنعت ایران در قالب تخفیفهای اجباری، هزینههای اضافی لجستیکی، کارمزدهای انتقال مالی و استفاده از شبکههای واسطهای از بین رفته است. برآوردهای فعالان بازار نشان میدهد این هزینههای مستقیم و غیرمستقیم در برخی مقاطع معادل ۸ تا ۱۵ درصد ارزش صادرات بوده و سالانه بین ۲ تا ۳ میلیارد دلار از ارزش اقتصادی بالقوه این صنعت را تحت تأثیر قرار داده است.
در چنین شرایطی، کاهش تنش میان ایران و آمریکا میتواند بهعنوان یک کاتالیزور قدرتمند اقتصادی عمل کرده و بخش قابل توجهی از ارزش نهفته صنعت پتروشیمی ایران را آزاد سازد. نخستین پیامد این تحول در کاهش ریسک کشور، بهبود رتبه اعتباری و ارتقای جذابیت سرمایهگذاری در ایران نمایان خواهد شد. صنعت پتروشیمی ایران برای تکمیل طرحهای توسعهای و پروژههای نیمهتمام خود به بیش از ۲۵ تا ۳۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری جدید نیاز دارد. بخش قابل توجهی از این سرمایهگذاریها در حوزههای استراتژیکی همچون زنجیره پروپیلن، پلیمرهای مهندسی، آروماتیکهای پیشرفته، مواد شیمیایی تخصصی و محصولات دانشبنیان تعریف شدهاند؛ حوزههایی که بالاترین نرخ ارزش افزوده را در صنعت جهانی پتروشیمی به خود اختصاص دادهاند.
دسترسی مجدد به منابع مالی بینالمللی، بازارهای سرمایه جهانی و همکاری با شرکتهای پیشرو فناوری میتواند روند تأمین مالی این پروژهها را تسریع کرده و زمینه انتقال دانش فنی و فناوریهای پیشرفته را فراهم آورد. از منظر فنی نیز این تحول اهمیت ویژهای خواهد داشت؛ چراکه صنعت پتروشیمی جهان در حال گذار از مزیت رقابتی مبتنی بر خوراک ارزان به مزیت مبتنی بر فناوری، بهرهوری انرژی، کاهش انتشار کربن و توسعه محصولات پیشرفته است. دسترسی به لایسنسهای معتبر، کاتالیستهای نسل جدید، فناوریهای روز فرآیندی و همکاری با شرکتهای مهندسی بینالمللی میتواند بهرهوری مجتمعهای موجود را به شکل محسوسی افزایش دهد. حتی چند درصد بهبود در راندمان تولید یا کاهش مصرف انرژی در واحدهای بزرگ پتروشیمی، معادل دهها میلیون دلار افزایش سودآوری سالانه خواهد بود.
از منظر تجاری، مهمترین دستاورد تنشزدایی، تنوعبخشی به بازارهای صادراتی و ارتقای قدرت چانهزنی تولیدکنندگان ایرانی خواهد بود. در حال حاضر بخش عمده صادرات پتروشیمی ایران در چند بازار محدود آسیایی متمرکز است؛ موضوعی که در برخی محصولات، وابستگی قابل توجهی به تعداد محدودی از خریداران ایجاد کرده است. بازگشت ایران به بازارهای اروپا، آمریکای لاتین، آفریقا و سایر اقتصادهای صنعتی میتواند ساختار صادراتی کشور را متوازنتر و پایدارتر کند. اتحادیه اروپا بهتنهایی یکی از بزرگ
یکی از بزرگترین بازارهای مصرف مواد شیمیایی و پتروشیمی جهان محسوب میشود و حضور مجدد تولیدکنندگان ایرانی در این بازار میتواند چندین میلیارد دلار به ظرفیت صادراتی کشور بیفزاید. همزمان، حذف هزینههای اضافی ناشی از محدودیتهای بانکی، بیمهای و حملونقل، سودآوری شرکتهای ایرانی را بهطور محسوسی افزایش خواهد داد.
با این حال، بزرگترین فرصت پیش روی صنعت پتروشیمی ایران صرفاً افزایش حجم صادرات نیست، بلکه ارتقای جایگاه کشور در زنجیره ارزش جهانی است. آینده صنعت پتروشیمی جهان در محصولات پایه خلاصه نمیشود؛ بلکه رقابت اصلی در حوزه شیمیاییهای تخصصی، مواد پیشرفته، پلیمرهای مهندسی، مواد اولیه صنایع نوظهور، انرژیهای نو، خودروهای برقی و فناوریهای پیشرفته شکل خواهد گرفت. در حالی که ارزش صادراتی بسیاری از محصولات پایه بین ۳۰۰ تا ۱۲۰۰ دلار به ازای هر تن متغیر است، این رقم در برخی محصولات تخصصی و دانشبنیان به بیش از ۵ هزار تا ۱۰ هزار دلار در هر تن میرسد. دسترسی همزمان به سرمایه، فناوری و بازارهای بینالمللی میتواند ایران را از یک صادرکننده عمده مواد اولیه به یکی از بازیگران اثرگذار زنجیره ارزش جهانی محصولات شیمیایی با ارزش افزوده بالا تبدیل کند.
در نهایت، اهمیت هرگونه توافق پایدار میان ایران و آمریکا صرفاً در کاهش تنشهای سیاسی خلاصه نمیشود. چنین توافقی میتواند نماد گذار از «ژئوپلیتیک تقابل» به «ژئواکونومی همکاری» باشد؛ گذاری که نهتنها برای اقتصاد ایران، بلکه برای امنیت انرژی جهان، ثبات بازارهای بینالمللی و توسعه صنعتی خاورمیانه نیز اهمیت راهبردی دارد. در صورت تحقق چنین سناریویی، صنعت پتروشیمی ایران این ظرفیت را خواهد داشت که طی یک دهه آینده ارزش صادرات خود را از حدود ۱۶ میلیارد دلار کنونی به بیش از ۴۰ میلیارد دلار در سال افزایش داده و به یکی از مهمترین قطبهای تولید، تجارت، سرمایهگذاری و فناوری صنعت پتروشیمی جهان تبدیل شود.
در این چارچوب، صلح صرفاً یک دستاورد سیاسی نخواهد بود؛ بلکه به یک مزیت رقابتی پایدار، یک دارایی ژئواکونومیک راهبردی و موتور محرک نسل جدیدی از توسعه صنعتی، سرمایهگذاری و رشد صادراتی ایران تبدیل خواهد شد.
انتهای پیام/