به گزارش برنا، بازار پول ایران در پایان خردادماه ۱۴۰۵ شاهد یکی از مهمترین تحولات خود در ماههای اخیر بود؛ نرخ سود بینبانکی که بهعنوان دماسنج وضعیت نقدینگی بانکها شناخته میشود، با ثبت رقم ۲۴ درصد به سقف کریدور سیاست پولی بانک مرکزی رسید. این اتفاق در حالی رخ داده که نرخ مذکور در ابتدای سال تنها ۲۰.۵۸ درصد بود و طی کمتر از سه ماه بیش از ۳.۴ واحد درصد افزایش یافته است. کارشناسان معتقدند این جهش معنادار، از افزایش فشار نقدینگی در شبکه بانکی، رقابت شدید بانکها برای جذب منابع کوتاهمدت و تداوم سیاست پولی انقباضی حکایت دارد؛ وضعیتی که میتواند آثار گستردهای بر بازار پول، نرخ سود سپردهها، تأمین مالی بنگاهها و حتی روند تورم در ماههای آینده داشته باشد.
بررسی دادههای رسمی منتشرشده از بازار پول نشان میدهد نرخ سود بینبانکی در پایان خردادماه ۱۴۰۵ به سطح ۲۴ درصد رسیده و عملاً با سقف کریدور سیاست پولی بانک مرکزی برابر شده است. این نرخ که در تاریخ ۱۲ فروردینماه ۲۰.۵۸ درصد بود، طی یازده هفته متوالی روندی افزایشی را تجربه کرد و در نهایت در ۲۷ خردادماه به بالاترین سطح مجاز خود رسید.
بازار بینبانکی محلی است که بانکها برای جبران کسری یا مازاد نقدینگی کوتاهمدت خود به یکدیگر مراجعه میکنند. به همین دلیل، تغییرات این نرخ یکی از مهمترین شاخصهای ارزیابی وضعیت نقدینگی در شبکه بانکی محسوب میشود. هنگامی که نرخ سود در این بازار افزایش مییابد، معمولاً به این معناست که بانکها برای تأمین منابع مورد نیاز خود با دشواری بیشتری مواجه شدهاند و تقاضا برای نقدینگی از عرضه آن پیشی گرفته است.
رشد بیش از ۱۶ درصدی نرخ سود در کمتر از سه ماه
محاسبات نشان میدهد نرخ سود بینبانکی از ۲۰.۵۸ درصد در فروردینماه به ۲۴ درصد در خردادماه رسیده است. این افزایش ۳.۴۲ واحد درصدی به معنای رشد حدود ۱۶.۶ درصدی نرخ سود در مدت کمتر از سه ماه است؛ رقمی که در سالهای اخیر کمتر مشاهده شده و نشاندهنده تغییر محسوس شرایط بازار پول است.
بررسی روند هفتگی این شاخص نشان میدهد نرخ سود در فروردینماه عمدتاً در محدوده ۲۱ درصد نوسان میکرد، اما از نیمه اردیبهشتماه وارد کانال ۲۳ درصد شد. سپس در خردادماه تقریباً هر هفته افزایش یافت تا سرانجام به سقف کریدور پولی برسد.
کریدور پولی چیست و چرا رسیدن به سقف آن اهمیت دارد؟
در نظام سیاستگذاری پولی بانک مرکزی، دامنهای تحت عنوان «کریدور نرخ سود» تعریف میشود. کف این کریدور نرخ سپردهگذاری قاعدهمند بانکها نزد بانک مرکزی و سقف آن نرخ اعتبارگیری قاعدهمند است.
در حال حاضر نرخ سپردهگذاری قاعدهمند ۱۷ درصد.
نرخ توافق بازخرید (ریپو) ۲۳ درصد و نرخ اعتبارگیری قاعدهمند ۲۴ درصد است
زمانی که نرخ بازار بینبانکی به سقف ۲۴ درصد میرسد، این پیام را مخابره میکند که بخشی از بانکها برای تأمین منابع کوتاهمدت خود ناچار به استفاده از تسهیلات بانک مرکزی با بالاترین نرخ ممکن شدهاند.
کارشناسان اقتصادی معتقدند قرار گرفتن نرخ سود در سقف کریدور، نشانهای از تنگنای نقدینگی در شبکه بانکی است. به گفته آنان، در شرایط عادی نرخ بینبانکی باید در محدوده میانی کریدور نوسان کند، اما نزدیک شدن آن به سقف، از افزایش فشار تقاضا برای پول حکایت دارد.
چرا بانکها با کمبود نقدینگی مواجه شدهاند؟
تحلیلگران پولی چند عامل را در شکلگیری این وضعیت مؤثر میدانند.نخستین عامل، رشد مستمر نیاز بانکها به منابع نقد است. افزایش تسهیلات پرداختی، مطالبات غیرجاری، عدم بازگشت بخشی از تسهیلات و ناترازی ترازنامه برخی بانکها باعث شده تقاضا برای نقدینگی افزایش یابد.
عامل دوم به سیاستهای انقباضی بانک مرکزی بازمیگردد. بانک مرکزی طی ماههای اخیر تلاش کرده رشد نقدینگی و پایه پولی را کنترل کند. محدود شدن دسترسی بانکها به منابع ارزانقیمت سبب شده آنها برای تأمین نقدینگی به بازار بینبانکی مراجعه کنند.
عامل سوم، افزایش نیاز دولت و بخش خصوصی به منابع مالی است. در شرایطی که اقتصاد با محدودیتهای مالی روبهروست، فشار تأمین مالی به شبکه بانکی منتقل میشود و این موضوع تقاضا برای منابع کوتاهمدت را افزایش میدهد.
عملیات بازار باز، چرا نتوانست نرخ را کنترل کند؟
یکی از ابزارهای اصلی بانک مرکزی برای مدیریت نرخ سود، عملیات بازار باز یا ریپو است. در این فرآیند، بانک مرکزی با خرید اوراق دولتی از بانکها، نقدینگی مورد نیاز آنها را تأمین میکند.
با وجود آنکه نرخ ریپو در سطح ۲۳ درصد حفظ شده، نرخ سود بینبانکی همچنان تا ۲۴ درصد افزایش یافته است. کارشناسان معتقدند این اتفاق نشان میدهد حجم تزریق نقدینگی از طریق عملیات بازار باز نتوانسته پاسخگوی نیاز بانکها باشد.
به گفته تحلیلگران، زمانی که حتی پس از اجرای عملیات بازار باز نیز نرخ بازار به سمت سقف کریدور حرکت میکند، به این معناست که فشار تقاضا برای منابع مالی همچنان بالاست و بانکها با محدودیت نقدینگی مواجه هستند.
پیامدهای افزایش نرخ سود برای اقتصاد
رسیدن نرخ سود بینبانکی به ۲۴ درصد تنها یک رویداد بانکی نیست بلکه میتواند آثار گستردهای بر کل اقتصاد داشته باشد.
نخستین پیامد، افزایش هزینه تأمین مالی بانکهاست. هرچه بانکها منابع را با نرخ بالاتری تأمین کنند، قیمت تمامشده پول نیز افزایش مییابد. این موضوع میتواند به رشد نرخ سود تسهیلات و سختتر شدن شرایط دریافت وام برای تولیدکنندگان و خانوارها منجر شود.
پیامد دوم، تأثیر بر بازار سرمایه است. افزایش نرخ سود در بازار پول معمولاً جذابیت سرمایهگذاری در داراییهای کمریسک را افزایش میدهد و میتواند بخشی از نقدینگی را از بازار سهام دور کند.
پیامد سوم به کنترل تورم مربوط میشود. برخی اقتصاددانان معتقدند افزایش نرخ سود بینبانکی در کوتاهمدت میتواند به کاهش رشد نقدینگی و مهار فشارهای تورمی کمک کند. با این حال، اگر این وضعیت برای مدت طولانی ادامه یابد، هزینه تأمین مالی تولید افزایش یافته و ممکن است بر رشد اقتصادی اثر منفی بگذارد.
سیاست انقباضی یا نشانه ناترازی؟
کارشناسان درباره علت اصلی افزایش نرخ سود بینبانکی دو دیدگاه عمده دارند.
گروهی معتقدند این اتفاق نتیجه مستقیم سیاست پولی انقباضی بانک مرکزی است. به گفته آنان، بانک مرکزی با محدود کردن تزریق نقدینگی و سختگیری در تأمین منابع بانکی، تلاش میکند رشد نقدینگی را مهار کرده و تورم را تحت کنترل درآورد.
در مقابل، برخی دیگر بر این باورند که افزایش نرخ سود بیش از آنکه ناشی از سیاستگذاری باشد، حاصل تشدید ناترازی در شبکه بانکی است. آنان عنوان میکنند بخشی از بانکها با کسری مزمن منابع روبهرو هستند و همین مسئله موجب افزایش تقاضا در بازار بینبانکی شده است.
این کارشناسان همچنین تأکید میکنند اگر نرخ سود برای مدت طولانی در سقف کریدور باقی بماند، احتمال بازنگری بانک مرکزی در حجم عملیات بازار باز یا حتی دامنه کریدور سیاستی وجود خواهد داشت.
چشمانداز بازار پول در تابستان ۱۴۰۵
اقتصاددانان معتقدند مسیر آینده نرخ سود بینبانکی به دو عامل اصلی بستگی دارد؛ نخست میزان تزریق نقدینگی از سوی بانک مرکزی و دوم وضعیت تراز نقدینگی بانکها.
اگر بانک مرکزی برای جلوگیری از تشدید فشار بر شبکه بانکی حجم عملیات بازار باز را افزایش دهد، احتمال بازگشت نرخ به محدوده ۲۳ درصد وجود دارد. اما در صورت تداوم سیاستهای انقباضی و ادامه کمبود منابع در برخی بانکها، ماندگاری نرخ در سطح ۲۴ درصد دور از انتظار نخواهد بود.
آنچه مسلم است اینکه بازار پول در پایان بهار ۱۴۰۵ پیامی روشن به سیاستگذاران مخابره کرده است؛ شبکه بانکی با فشار فزاینده نقدینگی مواجه است و تصمیمهای آتی بانک مرکزی درباره مدیریت منابع، نقش تعیینکنندهای در مسیر نرخ سود، هزینه تأمین مالی و حتی روند تورم ماههای آینده خواهد داشت.
انتهای پیام/