به گزارش خبرگزاری برنا از یزد، جنگ، تنها در میدان نبرد خسارت به جا نمیگذارد؛ دامنه آثار آن به اقتصاد، فرهنگ، آموزش، گردشگری و حتی زندگی روزمره مردم نیز کشیده میشود. در این میان، یکی از اقشاری که معمولاً کمتر مورد توجه قرار میگیرد، جامعه هنری کشور است؛ قشری که در جریان جنگ ۱۲ روزه و پیامدهای آن، بیش از بسیاری از بخشها با کاهش فعالیتهای حرفهای، لغو برنامهها و از دست رفتن فرصتهای شغلی مواجه شد.
هنرمندان، برخلاف تصور رایج، تنها بازیگران سینما یا خوانندگان شناختهشده نیستند. هزاران نفر در حوزههای تئاتر، موسیقی، هنرهای تجسمی، عکاسی، فیلمسازی، دوبله، مجریگری، طراحی صحنه، نورپردازی، صدابرداری، تولید محتوای فرهنگی، آموزش هنر و دهها رشته دیگر فعالیت میکنند که بخش عمده درآمد آنان وابسته به اجرای پروژهها و برگزاری رویدادهای فرهنگی است.
وقتی شرایط جنگی بر کشور حاکم میشود، نخستین تصمیم بسیاری از نهادها، لغو جشنوارهها، کنسرتها، نمایشهای صحنهای، همایشها، برنامههای فرهنگی و مراسم عمومی است؛ تصمیمی که شاید از منظر مدیریت بحران ضروری باشد، اما در عمل درآمد هزاران هنرمند را به طور ناگهانی متوقف میکند. بسیاری از این افراد حقوق ثابت یا درآمد ماهانه مشخصی ندارند و معیشت آنان مستقیماً به میزان فعالیتهای هنری وابسته است. بنابراین هر روز تعطیلی، به معنای از دست رفتن بخشی از درآمد خانوادههایی است که تنها سرمایهشان هنر و تخصصشان است.
در هفتههای پس از جنگ نیز شرایط به سرعت به حالت عادی بازنگشت. فضای روانی جامعه، نگرانیهای اقتصادی، کاهش برگزاری مراسم، افت سرمایهگذاری در تولیدات فرهنگی و احتیاط برگزارکنندگان برنامهها باعث شد فعالیتهای هنری همچنان با رکود روبهرو باشد. این رکود تنها متوجه چهرههای شناختهشده نبود، بلکه بیشترین فشار را بر هنرمندان مستقل، گروههای تئاتری، آموزشگاههای هنری، نوازندگان، عوامل فنی و فعالان پشت صحنه وارد کرد؛ افرادی که معمولاً در آمارها دیده نمیشوند اما ستون اصلی چرخه تولید آثار فرهنگی هستند.
نکته مهم اینجاست که هنر در دوران بحران، یک کالای لوکس نیست؛ بلکه بخشی از نیازهای اجتماعی جامعه محسوب میشود. تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که در شرایط جنگ، مردم بیش از هر زمان دیگری به امید، آرامش و همبستگی اجتماعی نیاز دارند و هنر میتواند نقش مهمی در تقویت این مؤلفهها ایفا کند. موسیقی، تئاتر، سینما، ادبیات، هنرهای تجسمی و سایر شاخههای هنری، علاوه بر ثبت روایتهای تاریخی، میتوانند در کاهش فشارهای روانی جامعه و حفظ سرمایه اجتماعی مؤثر باشند.
اگر از هنرمندان انتظار میرود در روزهای سخت در کنار مردم باشند و با زبان هنر امید و همبستگی را تقویت کنند، طبیعی است که در روزهای دشوار نیز نباید آنان را با مشکلات معیشتی تنها گذاشت. حمایت از جامعه هنری، هزینه نیست؛ بلکه سرمایهگذاری برای حفظ پویایی فرهنگی و تقویت انسجام اجتماعی کشور است.
در چنین شرایطی، انتظار میرود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، صندوق اعتباری هنر، سازمان برنامه و بودجه، استانداریها، شهرداریها و سایر دستگاههای مرتبط، بستههای حمایتی ویژهای برای هنرمندانی که در اثر کاهش فعالیتهای فرهنگی دچار آسیب اقتصادی شدهاند، تدوین و اجرا کنند. این حمایتها میتواند شامل پرداخت تسهیلات کمبهره، کمکهای معیشتی هدفمند، توسعه پوشش بیمهای، خرید آثار هنری، حمایت از تولیدات فرهنگی، سفارش پروژههای هنری و فراهم کردن فرصتهای جدید برای اجرای برنامهها باشد.
از سوی دیگر، بخش خصوصی نیز میتواند نقش مهمی در بازگرداندن رونق به فضای فرهنگی کشور ایفا کند. حمایت از اجراهای هنری، مشارکت در برگزاری رویدادهای فرهنگی، سرمایهگذاری در تولید آثار فاخر و ایجاد فرصتهای شغلی برای فعالان این حوزه، علاوه بر مسئولیت اجتماعی، به پویایی اقتصاد فرهنگ نیز کمک خواهد کرد.
نباید فراموش کرد که خسارتهای جنگ تنها به ساختمانها و زیرساختها محدود نمیشود. آسیب به اقتصاد فرهنگ، اگر مورد غفلت قرار گیرد، آثار بلندمدتی بر سرمایه انسانی کشور خواهد گذاشت. خروج هنرمندان از حرفه خود، تعطیلی آموزشگاههای هنری، کاهش تولید آثار فرهنگی و ناامیدی نسل جوان هنرمند، پیامدهایی است که جبران آن به مراتب دشوارتر و پرهزینهتر از حمایت بهموقع امروز خواهد بود.
اکنون که کشور در مسیر عبور از پیامدهای جنگ قرار دارد، لازم است نگاه مسئولان به جامعه هنری، نگاهی راهبردی باشد. همانگونه که از بخشهای تولیدی، صنعتی و خدماتی حمایت میشود، هنر نیز باید به عنوان یکی از ارکان توسعه فرهنگی و اجتماعی مورد توجه قرار گیرد. هنرمندان، سرمایههای فرهنگی این سرزمین هستند؛ سرمایههایی که در روزهای سخت نیز کنار مردم ایستادهاند و شایسته آن هستند که در روزهای دشوار، جامعه و مسئولان نیز در کنار آنان بایستند.