به گزارش خبرگزاری برنا از ایلام؛کمتر از ۱۵ روز از آمدن "علیمحمد نوری" بر مسند سرپرستی شهرداری میگذرد؛ زمانی به قدر یک نفس عمیق، اما کافی تا بسامد اعتراضهای خیابانی مشکلات شهری فروکش کند و هیاهوی گلایه، جای خود را به زمزمه رضایت بسپارد. روایت میدانی از سطح شهر، حکایت از جوشش روحیهای تازه در رگهای مدیریت شهری دارد؛ روحیهای که ریشه در زیستن میان محرومیت و اندوختن تخصص در شهرسازی دارد.
نخستین ضربآهنگ تحول را باید در کمربندی شمالی شنید؛ شریان پرترددی که سالها بیپناه مانده بود و طعم تلخ تصادف را به کام شهروندان میریخت. با چراغ سبز شورای ترافیک استان، اکیپهای عملیاتی شهرداری به میدان آمدند و نقاط حادثهخیز را با سرعتکاههای استاندارد و تابلوهای چشمک زن نشانهگذاری کردند. کمربندی که روزگاری مرگخیز خوانده میشد، اکنون به نمادی از احتیاط و امنیت بدل شده است؛ امنیتی که طعم شیرین زندگی را به کام رانندگان و ساکنان حاشیه آن بازگردانده است
همزمان با ایمنسازی معابر، نبض دیگری در شهر به تپش درآمد: رزمایش پاکسازی نخالههای ساختمانی. ماشینآلات سنگین شهرداری، از کمربند شرقی تا میدان ارغوان، آوارهای رها شده را یک به یک بلعیدند و چهره زخمی شهر را شستند. میدان ارغوان، آن زخم کهنه بر پیکر ایلام که سالها به پاتوق تخلیه غیرقانونی نخالهها بدل شده بود، امروز نفس راحتی میکشد. این پاکسازی گسترده، تنها حذف آلودگی بصری و زیست محیطی نیست؛ بلکه هشداری قاطع است به همه دستاندازان به حریم شهر که دوران رهاسازی آوار به پایان رسیده است.
در افق معابر نیز نوید رویش موج میزند. نهضت روکش آسفالت، هماکنون از میدان قرآن تا کمربند شرقی در جریان است و بناست تا پایان فصل گرما، قامت تمام محلات شهر را بپوشاند. گویی شهرداری عهد بسته تا هیچ کوچه ای با زخم چالهها تنها نماند.
در گرماگرم تیرماه، آنگاه که تن شهر تشنه طراوت است، تانکرهای آب به صف شدهاند. شهرداری شمار آنها را به دو برابر افزایش داده تا جداول و معابر، هر صبحگاه با طراوت شسته شوند. این اقدام که پیشتر در منطقه یک آزموده شده بود، حالا به نسخهای برای شادابی کل شهر بدل شده است.
اما نمادینترین قاب این تحول را باید در بلوار امام (ره) جستجو کرد؛ شریانی که شناسنامه ایلام است و تاریخ و اصالت عروس زاگرس را بر دوش میکشد. عملیات آسفالت این بلوار تاریخی، نشانهای آشکار از درک عمیق مدیریت جدید نسبت به حافظه شهری است. انتخاب این گذر هویتی به عنوان نقطه آغاز، فریادی خاموش است علیه پراکندهکاریهای پیشین و تأکیدی بر تمرکز بر نبضهای اصلی شهر.
مدیریت جدید، درسهای گذشته را خوب آموخته است. رد پای پراکندهکاریهای ادوار پیشین، حالا جای خود را به اولویتبندی خواستههای جمعی سپرده است. نوسازی ناوگان فرسوده خدمات شهری نیز نوید چابکی و سرعت در پاسخگویی به مطالبات شهروندان را میدهد.
اما نقطه اوج این برنامهها، وعده ۵۰۰ تنی آسفالت در هر روز است؛ رقمی که همچون مرهمی داغ بر زخمهای سربازکرده شهر خواهد نشست. ایلام، این پیکر رنجور از حفرهها، ترکها و وصلههای ناهمگون، حالا خود را در آستانه فصلی از بازسازی بنیادین میبیند. تحقق این وعده، بیشک به کار شبانهروزی، لجستیک آهنین و ارادهای پولادین گره خورده است؛ همان عناصری که این روزها از تار و پود شهرداری به گوش میرسد.
تحول این ۱۵ روز را نمیتوان یک جهش مقطعی خواند. سرپرست جدید، شهرداری را از کوچههای محروم لومار آغاز کرد؛ جایی که صبر و مدارا با کوه و کوهپایه، خمیره مدیریتیاش را شکل داد. سپس نبض پرالتهاب منطقه یک ایلام را در دست گرفت و پیچیدگیهای قلب تاریخی شهر را از نزدیک لمس کرد. چرخش او در لایههای مختلف شهرداری، از او دایرةالمعارفی از دردها و ظرفیتهای ایلام ساخت. اکنون تجربه زیست محرومیت، تخصص ژرف شهرسازی و برنامه ریزی مدون ،چند ضلع مثلث مدیریتی او را تشکیل میدهند. انتظار میرود این عصاره ناب، نسخهای شفابخش باشد برای ایلام تا قامت خود را به عنوان پایتخت تمدنی عروس زاگرس راست کند.