به گزارش برنا، در این بین پرسش اصلی اینجاست که اقتصاد ایران در این رقابت جهانی چه جایگاهی دارد و آیا میتواند از این تغییر نظم اقتصادی به نفع خود استفاده کند؟
ایران میان دو قدرت اقتصادی جهان
اقتصاد جهانی امروز بیش از هر زمان دیگری به سمت حمایت از تولید داخلی و کاهش وابستگی به واردات حرکت کرده است. چین با توسعه صنایع پیشرفته، آمریکا با افزایش تعرفهها و اروپا با اجرای سیاستهای صنعتی جدید، همگی در تلاش هستند سهم بیشتری از تولید و تجارت جهانی را در اختیار بگیرند.
در چنین شرایطی ایران نیز به دلیل تحریمها، محدودیتهای ارزی و سیاستهای کنترل واردات، ناخواسته به بخشی از این مسیر وارد شده است؛ اما تفاوت بزرگ آن با قدرتهای اقتصادی جهان در مقیاس تولید، صادرات، سرمایهگذاری و فناوری است.
اعداد، فاصله ایران با اقتصادهای نئومرکانتیلیستی را نشان میدهد
برآوردها نشان میدهد چین در سال ۲۰۲۵ به مازاد تجاری حدود ۱.۲ تریلیون دلار دست یافته است؛ رقمی معادل حدود ۶ درصد تولید ناخالص داخلی چین و بزرگتر از تولید ناخالص داخلی بسیاری از کشورهای جهان.
در مقابل، صادرات غیرنفتی ایران در سال گذشته حدود ۵۸ میلیارد دلار برآورد شده است؛ یعنی کمتر از پنج درصد مازاد تجاری چین.
همچنین صادرات کالای چین از ۳.۶ تریلیون دلار عبور کرده است، در حالی که صادرات کالا و خدمات آمریکا حدود ۲.۱ تریلیون دلار، آلمان ۱.۷ تریلیون دلار، ژاپن ۷۲۰ میلیارد دلار، کره جنوبی ۶۸۰ میلیارد دلار، ترکیه بیش از ۲۶۰ میلیارد دلار و ایران حدود ۵۸ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی دارد.
این ارقام نشان میدهد صادرات غیرنفتی ایران حدود یکشصتم چین، یکسیام آمریکا، یکدوازدهم کره جنوبی و کمتر از یکچهارم ترکیه است.
سهم ایران از تجارت جهانی چقدر است؟
ارزش تجارت کالایی جهان اکنون از ۲۴ تریلیون دلار فراتر رفته است. سهم چین از این بازار حدود ۱۵ درصد، سهم آمریکا نزدیک به ۹ درصد و سهم آلمان حدود ۷ درصد است.
در مقابل، سهم ایران از تجارت جهانی هنوز کمتر از سه دهم درصد برآورد میشود؛ موضوعی که نشان میدهد اقتصاد ایران هنوز نتوانسته جایگاه متناسب با ظرفیتهای خود در بازارهای جهانی به دست آورد.
قدرت اقتصادی امروز فقط نفت نیست
در اقتصاد جدید، قدرت کشورها دیگر تنها با ذخایر نفت و گاز سنجیده نمیشود، بلکه میزان تسلط بر فناوری، زنجیره تأمین و صنایع پیشرفته اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
چین امروز بزرگترین تولیدکننده خودروهای برقی، باتریهای لیتیومی، پنلهای خورشیدی، فولاد، آلومینیوم و بسیاری از مواد معدنی فرآوریشده جهان است.
ارزش افزوده بخش صنعت چین در سال ۲۰۲۴ تقریباً برابر مجموع ارزش افزوده صنعتی آمریکا و اتحادیه اروپا بوده است.
چین همچنین حدود ۴۳ درصد تولید ناخالص داخلی خود را پسانداز و به سرمایهگذاری تبدیل میکند، در حالی که این نسبت در آمریکا حدود ۱۷ درصد است.
در مقابل، ایران طی یک دهه گذشته با کاهش تشکیل سرمایه ثابت، فرسودگی ماشینآلات و افت سرمایهگذاری صنعتی روبهرو بوده است؛ عواملی که توان رقابت صنایع داخلی را کاهش دادهاند.
مزیتهایی که ایران نباید از دست بدهد
با وجود این فاصله، ایران همچنان از مهمترین مزیتهای منطقه برخوردار است.
ایران حدود ۱۸ درصد ذخایر گاز طبیعی جهان، نزدیک به ۹ درصد ذخایر نفت جهان و حدود ۷ درصد ذخایر معدنی دنیا را در اختیار دارد.
همچنین قرار گرفتن در چهارراه کریدورهای بینالمللی و دسترسی به بازار بیش از ۶۰۰ میلیون نفر در کشورهای همسایه، ظرفیت کمنظیری برای تبدیل شدن به قطب صادرات منطقه ایجاد کرده است.
اما کارشناسان معتقدند این مزیتها زمانی به رشد اقتصادی تبدیل میشوند که سرمایهگذاری، فناوری، ثبات قوانین، کاهش هزینه تولید، توسعه حملونقل و حضور فعال در زنجیره ارزش جهانی نیز فراهم شود.
نئومرکانتیلیسم؛ فرصت یا تهدید برای ایران؟
کارشناسان اقتصادی معتقدند بازگشت نئومرکانتیلیسم میتواند برای ایران هم فرصت باشد و هم تهدید.
اگر صنایع داخلی بتوانند کیفیت، بهرهوری و فناوری خود را افزایش دهند، بازار کشورهای همسایه و حتی بخشی از بازارهای آسیایی میتواند مقصد صادرات کالاهای ایرانی باشد.
اما اگر تولید داخلی همچنان با هزینه بالا، فناوری قدیمی و بهرهوری پایین فعالیت کند، موج صادرات ارزانقیمت چین و رقابت شدید قدرتهای اقتصادی، فشار بیشتری بر صنایع ایران وارد خواهد کرد.
نئومرکانتیلیسم در قرن بیستویکم دیگر تنها به معنای افزایش تعرفهها نیست؛ بلکه رقابتی برای تسلط بر فناوری، زنجیرههای تأمین، صادرات صنعتی و امنیت اقتصادی است. ایران اگرچه از نظر منابع انرژی، موقعیت جغرافیایی و بازار منطقهای مزیتهای قابل توجهی دارد، اما برای تبدیل شدن به یک قدرت صادراتی باید فاصله خود را با اقتصادهای پیشرو در سرمایهگذاری، بهرهوری، فناوری و تولید رقابتپذیر کاهش دهد. در غیر این صورت، در نبرد جدید اقتصاد جهانی، بیشتر به بازار مصرف قدرتهای صنعتی تبدیل خواهد شد تا یک بازیگر اثرگذار در تجارت بینالملل.