دکتر یزدانیان در خبرگزاری برنا سمنان نوشت: در سالهای اخیر، بحث حکمرانی خوب، مشارکت مردمی و سرمایه اجتماعی به یکی از مهمترین موضوعات ادبیات توسعه و مدیریت عمومی تبدیل شده است. دولتها در سراسر جهان دریافتهاند که حل مسائل پیچیده اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی صرفاً از طریق سازوکارهای اداری و تصمیمات متمرکز امکانپذیر نیست.
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد هرجا مردم در فرآیند تصمیمسازی و تصمیمگیری مشارکت داشتهاند، کیفیت سیاستها افزایش یافته، اعتماد عمومی تقویت شده و مسیر توسعه پایدار هموارتر شده است. در این میان، «محله» به عنوان نزدیکترین و ملموسترین سطح تعامل اجتماعی، جایگاهی ویژه در تحقق حکمرانی مشارکتی دارد.
با وجود این، در ایران معاصر، محله به تدریج از یک نهاد اجتماعی اثرگذار به یک واحد صرفاً جغرافیایی تقلیل یافته است. در گذشته، محلات نه تنها محل سکونت شهروندان، بلکه کانون شکلگیری روابط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی بودند.
بسیاری از امور عمومی در بستر محله سامان مییافت؛ از کمک به نیازمندان و حل اختلافات گرفته تا مدیریت بحرانها و مشارکت در امور شهری. اما روند تمرکزگرایی اداری، گسترش بوروکراسی و تغییر الگوهای زندگی شهری موجب شده است بخش قابل توجهی از این کارکردها تضعیف شود.
امروزه یکی از چالشهای اصلی نظام حکمرانی در ایران، فاصله میان مردم و ساختارهای تصمیمگیری است.
شهروندان اغلب احساس میکنند نقش مؤثری در تعیین سرنوشت محیط زندگی خود ندارند و بسیاری از تصمیمات در سطوحی اتخاذ میشود که از واقعیتهای محلی فاصله دارد.
این وضعیت به تدریج موجب کاهش احساس تعلق اجتماعی، افت مشارکت عمومی و کاهش اعتماد به نهادهای رسمی شده است. در چنین شرایطی، بازاندیشی در نقش محله و احیای ظرفیتهای محلهمحور میتواند به عنوان یکی از راهبردهای مهم اصلاح حکمرانی مطرح شود.
حکمرانی مشارکتی بر این اصل استوار است که دولت تنها بازیگر عرصه اداره جامعه نیست. شهروندان، نهادهای مدنی، تشکلهای محلی، بخش خصوصی و سایر بازیگران اجتماعی نیز در فرآیند حکمرانی نقش دارند. در این رویکرد، دولت از یک نهاد صرفاً فرماندهنده به نهادی تسهیلگر و هماهنگکننده تبدیل میشود.
تحقق چنین الگویی نیازمند وجود بسترهایی است که امکان مشارکت واقعی مردم را فراهم سازد و محله یکی از مهمترین این بسترهاست.
از منظر جامعهشناسی، محله محل تولید و بازتولید سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی مجموعهای از اعتماد، همکاری، هنجارهای مشترک و شبکههای ارتباطی است که امکان کنش جمعی را فراهم میکند.
هرچه سطح سرمایه اجتماعی در یک جامعه بالاتر باشد، هزینههای اداره جامعه کاهش یافته و ظرفیت حل مسائل عمومی افزایش مییابد. در مقابل، ضعف سرمایه اجتماعی به افزایش تعارضات، کاهش همکاری و دشوار شدن اجرای سیاستهای عمومی منجر میشود.
محلهها به دلیل ارتباط مستقیم و روزمره شهروندان با یکدیگر، مهمترین عرصه شکلگیری سرمایه اجتماعی محسوب میشوند.
روابط همسایگی، مشارکت در فعالیتهای فرهنگی و مذهبی، همکاری در امور عمومی و تجربه زیسته مشترک، زمینهساز شکلگیری اعتماد و همبستگی اجتماعی است.
هنگامی که این روابط تضعیف شود، جامعه با نوعی گسست اجتماعی مواجه خواهد شد که پیامدهای آن در حوزههای مختلف قابل مشاهده است.
یکی از مهمترین آثار محلهمحوری، افزایش کارآمدی نظام حکمرانی است. بسیاری از مسائل اجتماعی ماهیتی محلی دارند و راهحل آنها نیز در همان سطح قابل طراحی و اجراست.
آسیبهای اجتماعی، مسائل زیستمحیطی، مشکلات خدمات شهری، نیازهای فرهنگی و حتی بخشی از مسائل اقتصادی را میتوان با مشارکت فعال شهروندان در سطح محله مدیریت کرد. تمرکز بیش از حد بر ساختارهای کلان، نه تنها هزینههای اداره امور را افزایش میدهد، بلکه موجب کندی فرآیند تصمیمگیری نیز میشود.
از سوی دیگر، محلهمحوری میتواند نقش مهمی در ارتقای پاسخگویی نهادهای عمومی ایفا کند. هنگامی که شهروندان در قالب شوراهای محله، انجمنهای مردمی یا نهادهای محلی سازماندهی شوند، امکان نظارت اجتماعی بر عملکرد دستگاهها افزایش مییابد.
این نظارت مردمی نه تنها به شفافیت بیشتر منجر میشود، بلکه موجب افزایش اعتماد عمومی نیز خواهد شد. در واقع، مشارکت شهروندان در سطح محله یکی از مؤثرترین ابزارهای تحقق حکمرانی شفاف و پاسخگو به شمار میرود.
ابعاد اقتصادی محلهمحوری نیز قابل توجه است. در بسیاری از کشورها، توسعه محلی بر پایه ظرفیتهای اقتصادی محلات شکل گرفته است. کسبوکارهای کوچک، مشاغل خانگی، تعاونیهای محلی و شبکههای اقتصادی اجتماعمحور توانستهاند سهم قابل توجهی در اشتغالزایی و رونق اقتصادی ایفا کنند.
در ایران نیز بخش مهمی از ظرفیتهای اقتصادی در سطح محلات پراکنده است، اما به دلیل نبود سازوکارهای مناسب، این ظرفیتها کمتر به ثروت و ارزش افزوده تبدیل میشوند.
ایجاد صندوقهای اعتباری محلی، حمایت از تعاونیهای محلهمحور، توسعه بازارهای محلی و بهرهگیری از سرمایههای خرد مردمی میتواند به تقویت اقتصاد محلهای کمک کند. چنین رویکردی نه تنها به کاهش بیکاری و فقر کمک میکند، بلکه تابآوری اقتصادی جوامع محلی را نیز افزایش میدهد.
تجربههای موفق جهانی نشان میدهد که توسعه پایدار زمانی محقق میشود که مردم در فرآیند خلق ارزش اقتصادی نقش مستقیم داشته باشند.
موضوع دیگری که اهمیت محلهمحوری را دوچندان میکند، مسئله تابآوری اجتماعی است. جهان امروز با بحرانهای متعددی از جمله بلایای طبیعی، بحرانهای اقتصادی، بیماریهای فراگیر و تهدیدات زیستمحیطی روبهرو است.
تجربه این بحرانها نشان داده است که نخستین سطح واکنش و حمایت اجتماعی معمولاً در محلات شکل میگیرد. هرچه پیوندهای اجتماعی در یک محله قویتر باشد، توان جامعه برای مقابله با بحرانها نیز بیشتر خواهد بود.
در جریان حوادث طبیعی، زلزله، سیل یا بحرانهای اقتصادی، همسایگان و شبکههای محلی اغلب پیش از نهادهای رسمی وارد عمل میشوند. این واقعیت نشان میدهد که تابآوری یک جامعه صرفاً به امکانات فیزیکی وابسته نیست، بلکه به کیفیت روابط اجتماعی و سطح اعتماد میان شهروندان نیز بستگی دارد. از این منظر، تقویت محلهها نوعی سرمایهگذاری راهبردی برای افزایش امنیت و پایداری اجتماعی محسوب میشود.
البته احیای محلهمحوری در ایران با چالشهایی نیز همراه است. تغییر سبک زندگی، گسترش شهرنشینی، مهاجرتهای گسترده، کاهش روابط همسایگی و رشد فضای مجازی موجب تغییر الگوهای ارتباطی شده است.
بسیاری از محلات سنتی که زمانی از انسجام اجتماعی بالایی برخوردار بودند، امروز با نوعی فردگرایی و گسست اجتماعی مواجهاند. بنابراین نمیتوان انتظار داشت الگوهای گذشته بدون بازطراحی و انطباق با شرایط جدید احیا شوند.
سیاستگذاری عمومی در این حوزه باید مبتنی بر نگاه نوین به محله باشد. محله امروز نیازمند نهادهای جدید مشارکتی، ابزارهای دیجیتال ارتباطی، سازوکارهای شفاف تصمیمگیری و حمایتهای قانونی مناسب است.
شوراهای محله، خانههای محله، سازمانهای مردمنهاد محلی و پلتفرمهای مشارکت دیجیتال میتوانند بخشی از این سازوکارها باشند. هدف نهایی آن است که شهروندان احساس کنند در اداره محیط زندگی خود نقش دارند و صدای آنان شنیده میشود.
در این مسیر، دولت و مدیریت شهری باید از رویکرد تصدیگرایانه فاصله گرفته و نقش تسهیلگر را ایفا کنند. واگذاری بخشی از اختیارات به نهادهای محلی، حمایت از ابتکارات مردمی، تقویت ظرفیتهای اجتماعی محلات و ایجاد نظامهای مشارکتی از جمله اقداماتی است که میتواند زمینه تحقق حکمرانی محلهمحور را فراهم سازد.
بدون اعتماد به مردم و بدون مشارکت واقعی آنان، دستیابی به توسعه پایدار و حکمرانی کارآمد دشوار خواهد بود.
واقعیت آن است که آینده توسعه ایران بیش از آنکه در طرحهای کلان و سازههای عظیم رقم بخورد، در کیفیت روابط اجتماعی و میزان مشارکت شهروندان نهفته است. محلهها میتوانند حلقه اتصال دولت و جامعه، کانون شکلگیری سرمایه اجتماعی و بستر تحقق حکمرانی مشارکتی باشند.
هر اندازه این حلقه تقویت شود، امکان حل مسائل عمومی نیز افزایش خواهد یافت.
امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد که سیاستگذاران، مدیران شهری و نهادهای مدنی به ظرفیتهای مغفول مانده محلات توجه کنند. احیای محلهمحوری نه بازگشت به گذشته، بلکه گامی به سوی آیندهای است که در آن توسعه، مشارکت، اعتماد و مسئولیتپذیری اجتماعی در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند. در چنین آیندهای، شهروندان نه مخاطبان سیاستها، بلکه شرکای اصلی حکمرانی خواهند بود؛ و این همان نقطهای است که توسعه پایدار از آن آغاز میشود.