مرتضی مکی در گفتوگو با برنا درباره چرایی سفر هیأت عمانی به تهران اظهار کرد: پس از افزایش تنشها میان ایران و آمریکا و آنچه دو طرف از آن بهعنوان پایان تفاهمات پیشین یاد کردند، آمریکا تلاش کرد با ایجاد کریدوری در جنوب تنگه هرمز و در سواحل عمان، مسیر تردد کشتیها را بهگونهای سامان دهد که عملاً نقش ایران در کنترل و نظارت بر تنگه هرمز کاهش یافته یا از بین برود.
وی افزود: این اقدامی نبود که جمهوری اسلامی ایران بتواند نسبت به آن بیتفاوت باشد؛ چراکه اگر این راهکار و راهبرد آمریکا بهطور کامل محقق میشد، عملاً کنترل تنگه هرمز که یکی از دستاوردهای مهم ایران محسوب میشود، از بین میرفت و ابزاری که ایران از طریق آن میتوانست در برابر اقدامات آمریکا و همراهی متحدان منطقهای این کشور واکنش نشان دهد، کارایی خود را از دست میداد.
مکی ادامه داد: ایران با تغییر دکترین امنیتی خود در منطقه، همواره بر این نکته تأکید کرده است که امنیت در منطقه یا برای همه کشورهای منطقه برقرار خواهد بود یا برای هیچکس. این رویکرد به راهبرد اصلی ایران در مقابله با سیاستهای آمریکا و متحدان منطقهای آن تبدیل شده است. اگرچه اجرای این سیاست هزینههایی کمی برای ایران به همراه داشته، اما در مقابل، هزینههای بسیار بیشتری را به آمریکا و متحدانش تحمیل کرده است.
وی تصریح کرد: کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس نیز فضایی را که تصور میکردند با اتکا به چتر امنیتی آمریکا میتوانند در آن به رشد و توسعه دست یابند، از دست دادهاند. از سوی دیگر، پیامد جهانی این راهبرد، افزایش قیمت نفت، تأثیرگذاری بر روند رشد اقتصادهای جهان و ایجاد اختلال در زنجیره تأمین کالا و امنیت غذایی بوده است.
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: پاسخهای ایران به تجاوزات آمریکا بهگونهای بود که به نظر میرسد واشنگتن را بار دیگر به سمت راهکار مذاکره سوق داده است؛ چه با هدف خرید زمان و چه برای دستیابی به توافقی جدید. به همین دلیل، هیأت عمانی با این هدف وارد تهران شده است تا شاید بتواند زمینه دستیابی به راهکاری مشترک درباره نحوه تردد کشتیها در تنگه هرمز را فراهم کند.
مکی افزود: با این حال، آتشبس اخیر نشان میدهد که احتمالاً موضوعاتی میان طرفین برای مذاکره مطرح شده و تلاشهایی برای رسیدن به راهکاری مشترک در جریان است.
وی ادامه داد: عمان همواره کوشیده است با حفظ توازن در روابط خود با ایران و آمریکا نقش میانجی را ایفا کند. با این حال، در دوره گذشته، این کشور تحت فشار آمریکا قرار گرفت تا موضوع ایجاد مسیر جایگزین در جنوب تنگه هرمز را دنبال کند و مذاکرات خود با ایران را در همان چارچوب پیش ببرد؛ سیاستی که در نهایت به جنگ ۱۲ روزه انجامید.
این کارشناس مسائل بینالملل تأکید کرد: ادامه این جنگ هم برای ایران و هم برای آمریکا هزینههای بسیار سنگینی خواهد داشت. افزایش قیمت نفت یکی از مهمترین متغیرهایی است که میتواند بر اقتصاد جهانی و روند تشدید تنش میان ایران و آمریکا اثر بگذارد. از سوی دیگر، اگر جنگ با همین شدت ادامه یابد و تهدیدها عملی شود، به ادعایی ممکن است زیرساختهای ایران هدف قرار گیرد.
وی در پایان گفت: ایران نشان داده است که در این زمینه صرفاً به بیان تهدید اکتفا نمیکند. اگر زیرساختهای این کشور هدف حمله قرار گیرد و آمریکا بار دیگر سیاست فشار حداکثری را علیه ایران دنبال کند، هزینههای این فشار حداکثری تنها متوجه ایران نخواهد بود، بلکه کشورهای منطقه و حتی اقتصاد جهانی نیز ناگزیر از پرداخت بهای آن خواهند شد. مجموع این ملاحظات موجب شده است که آمریکا و کشورهای منطقه بار دیگر از مسیر میانجیگری برای مدیریت تنشها و جلوگیری از گسترش بحران استفاده کنند.
انتهای پیام/