تبسم کشاورز- سریال «بامداد خمار» به کارگردانی نرگس آبیار در روزهای اخیر با حاشیههایی درباره روند نگارش فیلمنامه و سرنوشت نسخه اولیه این اثر روبهرو شده است.
در شرایطی که این سریال به عنوان اقتباسی از رمان محبوب «بامداد خمار» معرفی شده، مهدی آگاهمنش، یکی از نویسندگان اولیه پروژه، معتقد است آنچه امروز روی آنتن میرود، بیش از آنکه اقتباسی مستقیم از رمان باشد، بر پایه فیلمنامهای شکل گرفته که پیشتر توسط گروه نویسندگان اولیه نوشته شده است.
آگاهمنش در گفتوگو با خبرنگار برنا با تشریح روند شکلگیری فیلمنامه، تاکید میکند که بخش قابلتوجهی از ساختار، شخصیتپردازیها و روایت نسخه اولیه در نسخه فعلی مورد استفاده قرار گرفته و فیلمنامه موجود، در واقع اقتباسی از آن نسخه اولیه است، نه صرفا اقتباسی از رمان.
او همچنین معتقد است در این روند، حقوق معنوی نویسندگان اولیه آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفته است.
در ادامه، روایت مهدی آگاهمنش از مسیر نگارش «بامداد خمار»، تفاوت میان نسخههای فیلمنامه و اختلافات شکلگرفته پیرامون حقوق نویسندگان را میخوانید.
*تلاش کردیم با مستندات نشان دهیم بخشهایی از فیلمنامه اولیه در سریال استفاده شده است
برنا: در روزهای اخیر درباره اختلاف شما با سازندگان سریال «بامداد خمار» روایتهای مختلفی مطرح شده و حتی در برخی رسانهها از تعبیر «سرقت فیلمنامه» استفاده شده است. پیش از هر چیز، میخواهیم بدانیم محل دقیق این اختلاف و مطالبه اصلی شما چیست؟
آگاهمنش: من از واژه «سرقت» استفاده نکردهام. اختلاف از جایی آغاز شد که در مصاحبههای مختلف گفته میشد فیلمنامه اولیه کنار گذاشته شده و سریال بر اساس فیلمنامهای کاملا جدید ساخته شده است. به همین دلیل، ما تلاش کردیم با انتشار مستندات و مطالبی در فضای مجازی نشان دهیم بخشهایی از همان فیلمنامه اولیه در سریال مورد استفاده قرار گرفته است.
پس از انتشار آن مطالب، اتفاقی رخ داد که مسیر بحث را تغییر داد. در یکی از برنامهها، حسین کیانی و محمدحسین قاسمی صراحتا اعلام کردند که از فیلمنامه ما استفاده شده است. در واقع، موضوعی که ما تلاش میکردیم آن را با ارائه مستندات نشان دهیم، از سوی خودشان نیز مطرح و مسیر بحث روشنتر شد.
*شخصیتهایی که در رمان نبودند، با همان هویت در سریال حضور دارند
برنا: از نگاه شما، تغییراتی که در فیلمنامه اولیه ایجاد شده، بیشتر در چه بخشهایی بوده و چه تفاوتی میان بازنویسی متن و تغییر ساختار داستان وجود دارد؟
آگاهمنش: حسین کیانی در گفتوگویی که داشت درباره تغییر زبان اثر، بازنویسی دیالوگها و اضافه شدن ضربالمثلها صحبت میکند؛ یعنی خود ایشان هم بیشتر به تغییرات اجرایی و زبانی اشاره دارند، نه تغییر ساختار داستان.
از نگاه من نیز همین اتفاق افتاده است. دیالوگها تغییر کرده، لحن شخصیتها بازنویسی شده و ضربالمثلهایی به متن اضافه شده است، اما استخوانبندی روایت همان چیزی است که ما طراحی کرده بودیم. حتی شخصیتهایی که در رمان وجود نداشتند و در فیلمنامه خلق شدند، با همان هویت و حتی همان نامها در سریال حضور دارند.
*تغییر در متن بدون مجوز کتبی از محمد داوودی انجام شد
برنا: یعنی برای نخستینبار استفاده از فیلمنامه اولیه از سوی عوامل سریال تایید شد؟
آگاهمنش: بله. به نظر من درباره یک اثر هنری، موضوع فقط حقوق مادی نیست و حقوق معنوی اثر هم اهمیت بسیار زیادی دارد. برای توضیح این قضیه میتوانم یک مثال بزنم؛ فرض کنید همین قطعهای که محسن چاوشی برای این سریال ساخته است، حتی اگر حقوق مادی آن اثر پرداخت شده باشد یا حق استفاده از آن واگذار شده باشد، آیا میتوان نام خواننده را حذف کرد و نام شخص دیگری را جایگزین کرد؟ قطعا چنین چیزی درست نیست. درباره فیلمنامه هم به اعتقاد من همین منطق وجود دارد.
در قرارداد آقای داوودی، بندی وجود دارد که بر اساس آن، هرگونه تغییر در متن باید با مجوز کتبی انجام شود. اما نهتنها چنین مجوزی دریافت نشده، بلکه حتی برای اعمال این تغییرات یک تماس تلفنی هم با نویسندگان گرفته نشده است. به نظر من این اتفاق نه با اخلاق حرفهای در سینما همخوانی دارد و نه با عرف کاری. در نهایت هم نام نویسندگان اولیه در اثر درج نشده است.
*چرا به همه مفاد نامه داوودی درباره تیتراژ عمل نمیشود؟
برنا: بنابراین اختلاف اصلی نه بر سر استفاده از فیلمنامه، بلکه بر سر حقوق معنوی نویسندگان است؟
آگاهمنش: دقیقا. مطالبه ما پیچیده نیست و خواسته غیرمتعارفی هم نداریم. وقتی از فیلمنامهای که ما نوشتهایم در تولید یک سریال استفاده شده، انتظار داریم نام نویسندگان اولیه در تیتراژ اثر بیاید.
به جای اینکه درباره این موضوع گفتوگوهای مختلفی شکل بگیرد یا تلاش شود آن را توجیه کنند، میتوان با یک اقدام حرفهای و ساده این مسئله را برطرف کرد. نام نویسندگان از همان ابتدا روی صفحه اول فیلمنامه درج شده بود و با مراجعه به همان صفحه، مشخص بود این اثر حاصل کار چه کسانی است؛ بنابراین درخواست ما نه خارج از عرف است و نه غیرمنطقی؛ تنها خواسته ما رعایت یک حق حرفهای و معنوی است.
ممکن است در پاسخ به این موضوع به نامهای که محمد داوودی خطاب به حسن مصطفوی نوشتهاند اشاره شود؛ نامهای که در آن اعلام کردهاند نام ایشان در تیتراژ درج نشود. اما برای مخاطب این پرسش ایجاد میشود که چرا نویسندهای که سالها برای نگارش یک اثر وقت گذاشته، چنین درخواستی را مطرح کرده است؟ ضمن اینکه آقای داوودی در همان نامه تاکید کردهاند نام دیگر نویسندگان در تیتراژ درج شود. اگر قرار است این نامه مورد استناد قرار بگیرد، باید به تمام مفاد آن توجه شود، نه فقط بخشی از آن.
*از گم شدن پرونده تا پیگیری دوباره روند شکایت
برنا: پرونده این موضوع اکنون در چه مرحلهای قرار دارد؟
آگاهمنش: تمایلی ندارم درباره برخی مسائل شفاف صحبت کنم، چون نمیخواهم در روند رسیدگی ماجرا تاثیری بگذارد. فقط میتوانم بگویم پروندهای که از ابتدا پیگیری میکردیم، پس از چند مرحله گم شد و دیگر در دسترس نبود. اکنون شکایت از مسیر دیگری در حال پیگیری است.
فیلمنامه «بامداد خمار» محصول یک تیم پنجنفره بود
برنا: برای روشنتر شدن موضوع، پیش از آنکه به تفاوتهای فیلمنامه و رمان بپردازیم، درباره روند شکلگیری فیلمنامه «بامداد خمار» توضیح دهید. تیم نویسندگان چگونه شکل گرفت و چه کسانی در نگارش این متن مشارکت داشتند؟
آگاهمنش: نگارش فیلمنامه در اواخر سال ۱۳۹۹ آغاز شد. در آن مقطع، محمد داوودی بهعنوان سرپرست نویسندگان با من و ارغوان قاسمنژاد تماس گرفت و از ما دعوت شد به تیم نگارش پروژه بپیوندیم. نخستین مرحله کار، مطالعه دقیق رمان بود تا ظرفیتها و محدودیتهای آن برای اقتباس در قالب یک سریال بررسی شود.
در ادامه، نگارش فیلمنامه در دورهای پیش رفت که جواد نوروزبیگی تهیهکننده پروژه شد و قرار بود ابراهیم ایرجزاد سریال را کارگردانی کند. بعدها با تغییر تهیهکننده و کارگردان و واگذاری پروژه به حسن مصطفوی و امیرحسین عسگری، ترکیب گروه نویسندگان نیز تغییر کرد و مهسا طالبی و پیام لاریان به تیم اضافه شدند.
در نهایت، فیلمنامهای که به مرحله تحویل رسید، حاصل همکاری پنج نویسنده بود؛ محمد داوودی، بنده، ارغوان قاسمنژاد، مهسا طالبی و پیام لاریان. این متن محصول کار همین گروه است و فرد دیگری خارج از این جمع در نگارش آن نقشی نداشته است.
«بامداد خمار» در مسیر اقتباس، جهانی متفاوت از رمان پیدا کرد
برنا: با توجه به اینکه «بامداد خمار» یک رمان شناختهشده است، نخستین مسئلهای که در اقتباس با آن مواجه شدید چه بود؟ آیا صرفا با انتقال داستان رمان به تصویر روبهرو بودید؟
آگاهمنش: «بامداد خمار» یک رمان عامهپسند و بسیار پرفروش است، اما تبدیل یک رمان دهه هفتادی به یک سریال نمایش خانگی، مسیر طولانیای دارد. ما ابتدا تلاش کردیم بفهمیم چه عواملی باعث شده این اثر تا این اندازه مورد استقبال مخاطبان قرار بگیرد.
به این نتیجه رسیدیم که برای تبدیل رمان به یک سریال، صرفا انتقال متن کافی نیست و باید ساختار آن بازطراحی شود. تلاش کردیم ضمن حفظ نقاط قوت اثر، برخی ضعفهای روایی و شخصیتپردازی را برطرف کنیم و جهانی بسازیم که ظرفیت روایت در قالب یک سریال بلند را داشته باشد.
به اعتقاد من، جهان فیلمنامه «بامداد خمار» نسبت به رمان تفاوت ساختاری پیدا کرده است؛ هم در کلیات و هم در جزئیات. آنچه در سریال دیده میشود، بر اساس فیلمنامهای است که گروه نویسندگان نوشتهاند، نه صرفا متن رمان.
*فاش کردن جزئیاتی تازه از فیلمنامه «بامداد خمار»
برنا: این بازطراحی در فیلمنامه دقیقا در چه بخشهایی اتفاق افتاد؟
آگاهمنش: عمده تغییرات در طراحی شخصیتها، روابط میان آنها و موقعیتهای داستانی رخ داد. از ابتدا به این نتیجه رسیدیم که برای گسترش جهان داستان باید شخصیتهای تازهای خلق شوند و شخصیتهای فرعی نیز نقش پررنگتری پیدا کنند. برای بسیاری از آنها پیشینه، انگیزه و مسیر داستانی مستقل طراحی کردیم تا در پیشبرد روایت نقش داشته باشند.
برای نمونه، رابطه عشق خجسته به منصور که اصلا در رمان وجود ندارد، در فیلمنامه به یکی از خطوط جدی داستان تبدیل شده است. همچنین خاندان عطاءالدوله و شخصیت پسرش اصلان، اختلاف بصیر و حسام، وساطت عمه کشور، خانواده و آشنایان رحیم و بسیاری از روابط میان شخصیتها در فرآیند نگارش گسترش پیدا کردند.
در بخش موقعیتها هم ماجرای عقدکنان و به هم خوردن آن و جزئیات کوچکی مانند خاموش شدن شمع سر سفره عقد و اتفاقات دیگری برای بسط روایت یک سریال ۳۰ قسمتی طراحی شد.
*از خلق اصلان تا خودسوزی خجسته؛ روایت آگاهمنش از تغییرات مهم «بامداد خمار»
برنا: میتوانید به نمونههای مشخصی از شخصیتهایی که در فیلمنامه بازطراحی شدند اشاره کنید؟
آگاهمنش: یکی از نمونهها شخصیت اصلان، پسر عطاءالدوله است. این شخصیت در رمان حضور کوتاهی دارد و عملا شخصیتپردازی نشده و کنش مهمی ندارد. ما این شخصیت را از نو طراحی کردیم؛ برای او گذشته، انگیزه و مسیر داستانی مشخصی نوشتیم، هرچند بخشی از آنچه نوشته شده بود در نسخه نهایی سریال حذف شد.
همچنین شخصیتهایی مانند «ماهک» و «طاووس» اساسا در رمان وجود ندارند و بهطور کامل در فرآیند نگارش فیلمنامه خلق شدند. اتفاقاتی مانند مرگ برخی شخصیتهای مهم خانواده، خودسوزی خجسته، حمله اصلان با قزاقها به خانواده بصیر و موارد دیگری که در ادامه داستان رخ میدهد، نیز در فیلمنامه طراحی شده است.
*کاراکترهایی که از چند اشاره به نقش اصلی رسیدند
برنا: این تغییرات فقط به خلق شخصیتهای جدید محدود میشد یا شخصیتهای موجود در رمان هم در فرآیند نگارش فیلمنامه دستخوش تغییر شدند؟
آگاهمنش: این بازطراحی فقط به شخصیتهای جدید محدود نبود. بسیاری از شخصیتهای موجود در رمان نیز بسط پیدا کردند و برای آنها پیشینه، روابط و تعارضهای تازهای طراحی شد. برای مثال، عموی محبوبه در رمان شخصیت چندان پرداختهشدهای نیست، اما در فیلمنامه برای او گذشته، روابط و کارکرد داستانی مشخصی تعریف شد. همچنین شخصیت خجسته و روابط او با دیگر شخصیتها، از جمله منصور و محبوبه، گسترش پیدا کرد و خطوط روایی تازهای برای آن شکل گرفت.
حتی شخصیتهای خانواده رحیم و اطرافیان او نیز در فیلمنامه توسعه پیدا کردند. در رمان، برخی از این شخصیتها یا اصلا وجود ندارند یا تنها اشاره کوتاهی به آنها شده است. ما همان ظرفیتهای محدود را گسترش دادیم، برای آنها هویت، پیشینه و نقش مشخصی در روند داستان طراحی کردیم. برای نمونه، در رمان تنها اشارهای کوتاه به یک دخترخاله وجود دارد، اما ما همان اشاره را تبدیل به شخصیتی کردیم که در مسیر داستان نقش دارد و به پیشبرد روایت کمک میکند.
*تلاش کردیم سریال را از نگاه طبقاتی فاصله دهیم
برنا: یکی از نقدهایی که درباره رمان مطرح شده، نگاه طبقاتی آن به شخصیتهاست. آیا در فرآیند اقتباس تلاش کردید این نگاه را تغییر دهید؟
آگاهمنش: درست میگویید. یکی از ویژگیهای رمان این است که نگاه طبقاتی در آن بسیار پررنگ است. در این اثر، شخصیتهای طبقه مرفه معمولا افرادی متشخص و محترم تصویر میشوند، اما در مقابل، شخصیتهایی مانند رحیم، مادرش و اطرافیانشان اغلب بهعنوان افرادی فرصتطلب، سوءاستفادهگر یا فاقد شان اجتماعی معرفی میشوند.
برداشت ما این بود که این نگاه نیاز به بازنگری دارد. به همین دلیل تلاش کردیم در اقتباس، شخصیتها را انسانیتر و چندبعدیتر کنیم و آنها را صرفا بر اساس جایگاه اجتماعیشان تعریف نکنیم. البته بخشی از این تغییرات هنوز در قسمتهای منتشر شده سریال دیده نشده است.
*بخش مهمی از شخصیتها و خطوط روایی سریال در رمان وجود نداشت
برنا: با توجه به توضیحاتی که ارائه کردید، اگر بخواهید درباره میزان تغییرات فیلمنامه نسبت به رمان، جمعبندی داشته باشید، مهمترین تفاوت را در چه میدانید؟
آگاهمنش: بخش قابل توجهی از شخصیتها، روابط و خطوط روایی که امروز در سریال دیده میشود، در متن رمان وجود نداشت یا تنها در حد یک اشاره کوتاه مطرح شده بود. ما همان ظرفیتها را شناسایی کردیم، گسترش دادیم و به شخصیتها و روایتهایی تبدیل کردیم که در فیلمنامه کارکرد مشخص داشته باشند. تلاش ما این بود که در کنار حفظ نقاط قوت رمان، از جمله رابطه محبوبه و رحیم و مسئله تفاوتهای طبقاتی، جهانی خلق کنیم که ظرفیت روایت یک سریال بلند را داشته باشد.
*حذف نام نویسندگان اصلی، نادیده گرفتن یک حق معنوی است
برنا: در نهایت، مطالبه اصلی شما و گروه نویسندگان چیست؟
آگاهمنش: مطالبه ما روشن است؛ ابتدا باید از ما دلجویی شود. میخواهیم نام گروه نویسندگان اصلی در تیتراژ درج شود. ما معتقدیم فیلمنامهای که در ساخت سریال مورد استفاده قرار گرفته، حاصل کار این گروه است، برای همین حقوق معنوی ما باید رعایت شود.
در این مسیر، مکاتبات و مستندات زیادی وجود دارد؛ از جمله نامهای به ساترا و پیگیریهایی که درباره این موضوع انجام شده است. در نهایت، انتظار ما این است که موضوع از مسیر قانونی و حرفهای بررسی شده و حقوق معنوی نویسندگان به رسمیت شناخته شود.
انتهای پیام/