سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

بررسی موانع و محدودیت‌های پوشش رسانه‌ای ورزش بانوان در ایران: تحلیلی بر عوامل ساختاری، فرهنگی و حرفه‌ای

قهرمانان در میادین، غریبه‌ها در صفحات؛ چرا روایتِ ورزش بانوان هنوز ناقص است؟

۱۴۰۵/۰۵/۰۷ - ۱۶:۱۳:۲۶
کد خبر: ۲۳۷۲۰۰۲
برنا - گروه ورزشی: در میان غوغای استادیوم‌ها و هیجانِ لحظاتِ پایانی مسابقات، تصویر ورزشکاران زن ایرانی همواره با ترکیبی از افتخار و چالش گره خورده است. آن‌ها در میادین، مرزهای توانمندی را جابه‌جا می‌کنند و نام ایران را بر سکوهای جهانی ثبت می‌کنند. اما وقتی از صفحات روزنامه‌ها و ستون‌های تحلیل‌های ورزشی به جای میادن‌ها نگاه می‌کنیم، با واقعیت متفاوتی روبرو می‌شویم.

با وجود همه‌گیر شدن اخبار مربوط به ورزش بانوان، هنوز یک شکاف عمیق میان «آنچه در میدان می‌گذرد» و «آنچه در متن نوشته می‌شود» احساس می‌شود. ما با رسانه‌ای مواجهیم که گاهی در تله‌ی کلیشه‌های جنسیتی گرفتار می‌شود و گاهی در سطحِ گزارش‌های خبریِ گذرا، از تحلیلِ عمیقِ مسیرِ قهرمانی آن‌ها باز می‌ماند. این مقاله به دنبال پاسخ به یک پرسش بنیادین است: چرا پوشش رسانه‌ای ورزش بانوان در ایران، با وجود پیشرفت‌های چشمگیر، همچنان با سدّ موانع ساختاری، فرهنگی و حرفه‌ای روبروست؟

تله‌ی خبر؛ وقتی رسانه از «تحلیلِ قهرمان» به «گزارشِ رویداد» سقوط می‌کند.
یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های پیش روی ورزش بانوان در فضای رسانه‌ای، نوعِ محتوایی است که حول محور آن‌ها تولید می‌شود. اگر بخواهیم از نگاه آماری به این موضوع بنگریم، متوجه یک الگوی تکراری و کمی نگران‌کننده می‌شویم: غلبه‌ی مطلقِ «خبر» بر «تحلیل».
طبق یافته‌های پژوهشی، بیش از ۵۷ درصد از محتوای منتشر شده در روزنامه‌های ورزشی برجسته، صرفاً در قالب «خبر» است. این یعنی رسانه‌ها بیشتر در پی دنبال کردنِ ردی از یک اتفاق هستند؛ بردن یا باختن، ثبت یک رکورد یا یک رویداد گذرا. اما آنچه ورزشکاران زن و هواداران آن‌ها به آن نیاز دارند، فراتر از یک گزارشِ صرف از «آنچه رخ داد» است. آن‌ها به «گزارش‌های عمیق»، «مصاحبه‌های تحلیلی» و «یادداشت‌های انتقادی» نیاز دارند؛ یعنی همان محتوایی که می‌تواند مسیرِ دشوارِ یک قهرمان را از زیرساخت‌های فرسوده تا سکوی قهرمانی، کالبدشکافی کند.
وقتی سهم گزارش‌ها، مصاحبه‌ها و یادداشت‌های تخصصی در برابر اخبارِ گذرا کمرنگ باشد، رسانه از یک «شریکِ استراتژیک» در مسیر توسعه ورزش، به یک «گزارش‌گرِ ساده» تبدیل می‌شود. این یعنی رسانه، به جای اینکه به ما بگوید «چگونه» یک قهرمان ساخته شد، فقط به ما می‌گوید «چه کسی» پیروز شد. این شکافِ محتوایی، دقیقاً همان جایی است که باعث می‌شود پوشش رسانه‌ای، علیرغم حجمِ بالا، همچنان در سطحِ «اطلاع‌رسانیِ سطحی» باقی بماند و نتواند به مرحله‌ی «روایت‌گریِ تأثیرگذار» برسد.

میانِ مهارت و ظاهر؛ وقتی روایت‌ها در تله‌ی کلیشه‌ها گرفتار می‌شوند
اگر گمان کنیم که صرفاً با افزایشِ حجمِ اخبار، مشکلِ بازنماییِ ورزش بانوان حل می‌شود، دچار یک خطای استراتژیک شده‌ایم. مسئله، تنها «چقدر» نوشتن نیست، بلکه «درباره چه چیزی» نوشتن است. پژوهش نشان می‌دهد که حتی زمانی که رسانه‌ها به سراغ محتوای ورزشی می‌روند، با یک چالشِ کیفیِ جدی روبرو هستند: تقابلِ میان «مهارت» و «ظاهر».
آمارها حکایت از نوعی دوگانگیِ توزیع‌شده در متن‌های رسانه‌ای دارد. در حالی که حدود 7/51 درصد از مطالب به «مهارت‌های ورزشی» اختصاص یافته، اما رقمِ 8/35 درصدی که بر «ویژگی‌های غیرورزشی و ظاهری» تمرکز دارد، زنگ خطری برای متخصصانِ رسانه است. این یعنی در هر سه مورد از اخبار، رسانه به جای اینکه بر تکنیک‌های بازی، استراتژی‌های مربی یا تحلیلِ توانمندی‌های بدنیِ ورزشکار تمرکز کند، به سمتِ توصیفِ ویژگی‌های جنسیتی و ظاهریِ او متمایل می‌شود.
این رویکرد، ناخودآگاه، ورزشکار را از یک «قهرمانِ متخصص» به یک «سوژه برای تماشا» تقلیل می‌دهد. وقتی رسانه، بارها و بارها به جای تحلیلِ «چگونگیِ اجرای یک حرکت پیچیده»، بر «چگونگیِ ظاهرِ ورزشکار» تمرکز می‌کند، در واقع دارد بر این کلیشه تأکید می‌کند که ورزش بانوان، بیش از آنکه یک فعالیتِ حرفه‌ای و علمی باشد، یک فعالیتِ نمایشی است. این توازنِ به‌هم‌خورده، نه تنها اعتبارِ علمیِ ورزشکار را در نگاهِ مخاطب پایین می‌آورد، بلکه مسیرِ حرفه‌ای‌سازیِ این حوزه را نیز با بن‌بست‌های فرهنگی مواجه می‌کند.

از گزارش‌گریِ ساده تا روایت‌گریِ حرفه‌ای؛ ضرورتِ گذار به رسانه‌ی متخصص.
سفر از «خبر» به «تحلیل» و از «توصیفِ ظاهر» به «بازنماییِ مهارت»، دشوار است اما برای بقای حرفه‌ایِ ورزش بانوان، ضرورتی انکارناپذیر است. آنچه ما امروز در روزنامه‌ها و رسانه‌های ورزشی شاهد هستیم، نشان می‌دهد که ما در مرحله‌ی «اطلاع‌رسانیِ اولیه» ایستاده‌ایم، در حالی که جامعه‌ی ورزشی برای رشد، تشنه‌ی «تحلیلِ عمیق» است.
برای عبور از این بن‌بست، رسانه‌ها نباید تنها به دنبال «بازتابِ رویدادها» باشند، بلکه باید به «ساختنِ روایت‌ها» بپردازند. این گذار مستلزم سه تغییر بنیادین است: نخست، تخصصی‌سازیِ محتوا؛ به این معنا که خبرنگار ورزشی نباید تنها با دانشِ عمومی، بلکه باید با درکِ دقیق از فیزیکِ حرکت، استراتژی‌های فنی و چالش‌های فیزیولوژیکِ ورزشکاران زن بنویسد. دوم، شکستنِ کلیشه‌ها؛ رسانه باید آگاهانه از تله‌ی «توصیفِ جنسیتی» فاصله بگیرد و ورزشکار را نه در جایگاهِ یک سوژه برای تماشا، بلکه در جایگاهِ یک «متخصصِ میدان» بازنمایی کند. و سوم، تغییرِ نگاهِ ساختاری؛ از ایجادِ بسترهای تحلیلی و یادداشت‌های انتقادی که به جایِ «چه کسی برد؟»، به «چگونه پیروز شد؟» بپردازند.

اگر رسانه‌ها نتوانند از نقشِ یک گزارش‌گرِ ساده به یک روایت‌گرِ حرفه‌ای ارتقا یابند، همواره در حاشیه‌ی موفقیت‌های ورزش بانوان باقی خواهند ماند. وقت آن رسیده است که رسانه، به جای آنکه تنها سایه‌ای بر رویِ مسیرِ قهرمانیِ زنان باشد، به چراغی تبدیل شود که مسیرِ سختِ این قهرمانی‌ها را برای کل جامعه روشن می‌کند.

انتهای پیام/

نظر شما