سید جلال ساداتیان، سفیر اسبق ایران در انگلیس، در گفتوگو با خبرنگار سیاست خارجی برنا درباره احیای دیپلماسی با توجه به مواضع مقامهای رسمی ایران و آمریکا اظهار کرد: احیای دیپلماسی به مسیری بسیار پرفرازونشیب تبدیل شده است. از همان ابتدا نیز این روند با چالشهای متعددی همراه بود. درگیریهایی که طی چند مرحله رخ داد، از جمله جنگ رسمی که به هر صورت به ایران تحمیل شد، در شرایطی اتفاق افتاد که جمهوری اسلامی همواره وارد گفتوگو شده بود. اما در میانه مذاکرات، بدعهدیهایی صورت گرفت و پس از آن نیز حملات غافلگیرانهای رخ داد؛ هم در جنگ ۱۲ روزه، هم در ادامه آن و هم در مرحله اخیر که حدود دوهفته به طول انجامید. در مجموع، سه بار چنین اتفاقی تکرار شده است.
وی افزود: واقعیت این است که در سوی دیگر ماجرا، مسئولان مربوطه در ایران که عمدتاً در شورای عالی امنیت ملی متمرکز هستند، یعنی همه طرفهایی که تصمیمساز و تصمیمگیر بودند، در نهایت جمعبندیها را با رهبر معظم انقلاب هماهنگ میکردند، گزارشها را خدمت ایشان ارائه میدادند و ایشان نیز بر اساس توصیههای شورای عالی امنیت ملی، دیدگاههای خود را مطرح میکردند.
سفیراسبق ایران در انگلیس گفت: موضوع، اعتماد یا بیاعتمادی به طرف مقابل نیست. مسئله این است که منافع ملی، امنیت ملی و منافعی که برای کشور ایجاد شده، صرفاً از طریق میدان جنگ قابل تثبیت نیست. میدان جنگ زمانی اهمیت دارد که شما دست برتر یا دستکم موقعیتی برابر به دست آورده باشید؛ پس از آن باید این موقعیت را به امتیاز تبدیل کرده و از آن بهرهبرداری کنید و این دقیقاً وظیفه دیپلماسی است.
ساداتیان افزود: دیپلماسی نه فقط برای ایران، بلکه برای همه کشورها از گذشته تاکنون وجود داشته و امروز نیز قواعد آن همچنان برقرار است. البته این به معنای غفلت از دشمن یا اعتماد به او نیست. نباید از این احتمال غافل شد که طرف مقابل ممکن است قصد فریب، غافلگیری، دروغگویی یا خرید زمان برای تجهیز خود را داشته باشد. جمهوری اسلامی و مسئولان کشور همه این موارد را تجربه کردهاند و لفاظیها و جنگ روانی ترامپ را نیز بهخوبی میشناسند.
وی ادامه داد: با وجود این، تلاشهای میانجیهایی مانند پاکستان و قطر و همچنین برخی کشورهای عربی از جمله عربستان و قطر، که به دلیل نگرانی از آسیب دیدن زیرساختهای خود در اثر افزایش تنشها منافع مستقیمی در کاهش بحران دارند، در جریان بوده است. این کشورها نیز رایزنیهای خود را فعال کردهاند. از سوی دیگر، لابی صهیونیستی در آمریکا که نفوذ قابل توجهی در کابینه، کنگره، رسانهها و میان سرمایهداران برجسته این کشور دارد، تلاش میکند دیدگاههای نتانیاهو و رژیم صهیونیستی را به کرسی بنشاند و ترامپ را به سمت سیاستهای مورد نظر خود سوق دهد.
در مقابل، آمریکا نیز با محدودیتهای نظامی روبهرو است و پنتاگون به ترامپ توصیههایی ارائه میدهد که نشان میدهد همه طرحهایی که در ذهن او وجود دارد، قابلیت اجرا ندارد و باید با برنامههای واقعبینانهتری پیش برود. مجموعه این فشارها، در کنار لابی کشورهای عربی و تلاشهای میانجیها، موجب شده است ترامپ نیز تحت فشار متقابل قرار گیرد.
وی خاطرنشان کرد: ما باید با اشراف کامل بر این شرایط و شناخت وضعیت ترامپ، تلاش کنیم دستاوردهای مهمی را که از طریق موشکباران پایگاههای آمریکا در منطقه، ایستادگی مردم، درایت دولت، توان نظامی و قدرت سایبری کشور به دست آمده است، به نتایج ملموس تبدیل کنیم.
ساداتیان ادامه داد: حضور مردم در صحنه، مدیریت دولت و حفظ دسترسی مردم به کالاها در شرایط جنگی، با وجود انتقادهای موجود نسبت به افزایش قیمتها، از جمله عواملی است که مانع تحقق اهداف آمریکا برای برهم زدن روحیه جامعه شده است.
وی افزود: در کنار این مسائل، قدرت نظامی، توان سایبری و هدف قرار دادن نقاط حساس دشمن و وارد کردن خسارتهای جدی به آن، موجب شده است ترامپ دچار تردید شود و بهطور مداوم از مذاکره سخن بگوید.
دیپلمات پیشین کشورمان در پایان تأکید کرد: این مذاکرات باید به دستاوردهای نقد و ملموس برای کشور تبدیل شود و راه تحقق این هدف، دیپلماسی است. دیپلماسی به هیچ وجه به معنای اعتماد به آمریکا، ترامپ یا طرف مقابل نیست، بلکه ابزاری برای تبدیل دستاوردهای میدانی به نتایج سیاسی و تأمین منافع ملی است. تنها از طریق جنگ نمیتوان به اهداف نهایی رسید؛ باید نقشه و طرحی وجود داشته باشد و این وظیفه بر عهده دیپلماسی است که این دستاوردها را به سرانجام برساند.
انتهای پیام/