حسین ربیعی، کارشناس مسائل خاورمیانه، در گفتوگو با خبرنگار سیاست خارجی برنا درباره نتایج رایزنیهای ایران و عمان پیرامون عبور و مرور از تنگه هرمز اظهار کرد: هر اقدامی که به کاهش تنشهای موجود منجر شود، اقدامی مثبت و مبارک است و باید آن را ارج نهاد. تشدید تنشها، بسته ماندن تنگه هرمز و شرایط جنگی و نظامی حاکم بر منطقه، به نفع هیچیک از کشورهای منطقه نیست.
وی افزود: با توجه به اینکه تفاهمنامه قبلی احتمالاً دارای ابهاماتی بود که طرف عمانی را نیز به طور کامل راضی نمیکرد و این کشور خواستههای خود را دنبال میکرد، نشستن دو طرف بر سر میز مذاکره و دستیابی به راهحلی که امیدواریم دائمی باشد، اقدامی مثبت است. شاید بهتر بود پیش از امضای تفاهمنامه قبلی نیز ایران و عمان درباره نحوه کنترل و مدیریت عبور و مرور از تنگه هرمز، نقش و سهم هر یک از طرفین را به صورت دقیق مشخص میکردند تا ابهامات موجود، زمینهساز مشکلات بعدی نشود. با این حال، این اقدام را مثبت ارزیابی میکنم و امیدوارم دو کشور به راهحلی پایدار دست یافته باشند تا وضعیت عبور و مرور از تنگه هرمز به ثبات برسد.
وی درباره مواضع متناقض ترامپ در روند مذاکرات و تهدیدهای مطرحشده گفت: رفتار سیاسی دونالد ترامپ همواره همینگونه بوده و این موضوع صرفاً به پرونده تنگه هرمز محدود نمیشود. با این حال، به نظر میرسد ایران تلاش میکند نقش خود را در تنگه هرمز به صورت دائمی تثبیت کند. ایران صرفاً به تنگه هرمز به عنوان یک مسیر عبور و مرور نگاه نمیکند، بلکه آن را ابزاری دفاعی در چارچوب نبرد نامتقارن، چه از منظر اقتصادی و چه از منظر نظامی، میداند. ایران میتواند با کنترل یا در اختیار داشتن این گذرگاه، قدرت ملی خود را افزایش دهد؛ از همین رو، تلاش دارد از تنگه هرمز به عنوان یکی از ابزارهای قدرت ملی استفاده کند.
وی ادامه داد: در مقابل، ایالات متحده آمریکا که اصولاً به دنبال تضعیف و تحت فشار قرار دادن ایران است، تلاش میکند مانع از تحقق این هدف شود. به اعتقاد من، این تقابل به سادگی پایان نخواهد یافت. نه ایران حاضر است این ابزار را از دست بدهد و نه آمریکا میتواند بپذیرد که ایران از آن به عنوان یک اهرم بازدارنده بهره ببرد.
این کارشناس مسائل خاورمیانه تصریح کرد: اگر توافقی قطعی و دائمی میان طرفهای اصلی شکل نگیرد و همه آن را به طور کامل نپذیرند، شرایط تنش، تهدید و بیثباتی همچنان ادامه خواهد داشت. حتی اگر ترتیبات موقتی نیز مورد توافق قرار گیرد، لازم است هر دو طرف نقش و سهم یکدیگر را به رسمیت بشناسند تا این وضعیت پایان یابد. در غیر این صورت، حتی اگر تفاهمنامهای میان ایران و عمان امضا شود، بعید میدانم از دوام بالایی برخوردار باشد، مگر آنکه ایران و ایالات متحده آمریکا درباره جزئیات این موضوع به تفاهمی کامل و قطعی دست پیدا کنند.
ربیعی درباره نقش کشورهای حاشیه خلیج فارس در این روند نیز گفت: برای این کشورها، تنگه هرمز از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، زیرا بخش عمدهای از صادرات انرژی و همچنین کالاهای تجاری و صنعتی آنها از این مسیر عبور میکند. بنابراین، باز بودن تنگه هرمز و تداوم جریان امن انتقال کالا و انرژی، بخشی از منافع ملی آنها به شمار میرود.
وی افزود: از سوی دیگر، تشدید تنشها نیز برای این کشورها نگرانکننده بود. همانگونه که ایران اعلام کرده بود، در صورت حمله آمریکا به زیرساختهای ایران، تهران نیز میتواند اهدافی را که در دسترس دارد، مورد حمله قرار دهد. از این منظر، کشورهای منطقه نسبت به آسیبپذیری زیرساختهای خود احساس تهدید میکردند و نگران خسارتهای گسترده و بعضاً جبرانناپذیر بودند.
این کارشناس مسائل خاورمیانه در پایان خاطرنشان کرد: مجموعه این عوامل، یعنی نیاز به امنیت عبور و مرور در تنگه هرمز و همچنین نگرانی از تهدیدات احتمالی علیه زیرساختهای منطقه، موجب شد کشورهای حاشیه خلیج فارس از طریق تماس، میانجیگری یا اعمال فشار سیاسی، آمریکا را ترغیب کنند برنامه خود برای حمله به ایران را متوقف کند.
انتهای پیام/