سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

اقتصاد رفتاری و درد پرداخت

۱۴۰۵/۰۵/۱۶ - ۱۴:۵۴:۳۷
کد خبر: ۲۳۷۴۳۸۷
مجید طلیمی رییس مرکز مطالعاتی مدیریت دانش خاورمیانه در یاداشتی نوشت، اقتصاد رفتاری به عنوان یکی از پویاترین شاخه‌های علوم بین‌رشته‌ای، به جستجوی روشی برای دقیق‌تر و عملی‌تر کردن مدل‌های اقتصادی می‌پردازد. در واقع، هدف اقتصاد رفتاری نزدیک‌تر کردن تحلیل‌های اقتصادی به دنیای حقیقی و رفتار واقعی انسان‌هاست.

به گزارش خبرگزاری برنا از تهران، مجید طلیمی رییس مرکز مطالعاتی مدیریت دانش خاورمیانه در یاداشتی نوشت، اقتصاد رفتاری به عنوان یکی از پویاترین شاخه‌های علوم بین‌رشته‌ای، به جستجوی روشی برای دقیق‌تر و عملی‌تر کردن مدل‌های اقتصادی می‌پردازد. در واقع، هدف اقتصاد رفتاری نزدیک‌تر کردن تحلیل‌های اقتصادی به دنیای حقیقی و رفتار واقعی انسان‌هاست.

این حوزه موضوعاتی پیرامون انگیزه‌ها، تحلیل هزینه و فایده، علت و معلول و کارایی اقتصادی را بررسی می‌کند و با در نظر گرفتن نگرش‌های برگرفته شده از روان‌شناسی، علوم اعصاب، جامعه‌شناسی، سیاست و حقوق به غنی‌تر کردن علم اقتصاد متعارف کمک می‌کند. در نتیجه این تلفیق، تحلیل‌های اقتصادی متنوع‌تر، ملموس‌تر و در پیش‌بینی رفتارهای مصرف‌کنندگان مفیدتر خواهند بود.

یکی از مفاهیم کلیدی و جذاب در علوم رفتاری و اقتصاد رفتاری، اصطلاح «درد پرداخت» (Pain of Paying) است. این اصطلاح در سال ۱۹۹۶ میلادی توسط اوفر زلرمایر (Ofer Zellermayer) حین نوشتن پایان‌نامه دکترای خود در دانشگاه کارنگی ملون، زیر نظر جورج لونستین (George Loewenstein) ابداع شد.

درد پرداخت به احساسات منفی تجربه شده در فرایند پرداخت برای خدمات یا کالا اشاره دارد. در واقع هرچه خرید ضرر و درد کمتری داشته باشد، انسان‌ها تمایل بیشتری برای مخارج دارند. قیمت محصولات در این فرایند بسیار دخیل است و هرچه قیمت محصول بیشتر باشد، درد پرداخت نیز بیشتر خواهد شد.

ما درد پرداخت را تجربه می‌کنیم زیرا اساساً موجوداتی زیان‌گریز هستیم و طبق نظریات دانیل کانمن (برنده جایزه نوبل اقتصاد)، رنجِ از دست دادن یک مبلغ در ذهن ما دو برابر لذتِ به دست آوردن همان مقدار دارایی است.

بنابراین، درد پرداخت نقش مهمی را در خودمدیریتی فرد در بررسی میزان مخارج خود ایفا می‌کند و مانند یک سیستم هشداردهنده از نابودی منابع مالی جلوگیری می‌کند. مطالعات دانشگاهی با استفاده از تصویربرداری مغزی (fMRI) نیز تأیید کرده‌اند که این درد صرفاً یک استعاره نیست و هنگام خروج پول نقد، بخش‌هایی از مغز که به درد فیزیکی واکنش نشان می‌دهند، فعال می‌شوند.

به نظر می‌رسد که این درد در هنگام خرید با کارت‌های اعتباری کاهش پیدا می‌کند؛ زیرا میزان ملموس بودن کارت اعتباری که از پلاستیک تهیه شده، از پول نقد کمتر است. در نتیجه، از بین رفتن منابع مالی (پول) به اندازه قبل قابل مشاهده و ملموس نیست.

 در واقع، پرداخت با اسکناس نسبت به پرداخت با کارت، احساس نامناسب‌تری را در پرداخت‌کننده ایجاد می‌کند. این احساس ارتباط تنگاتنگی با «حساب‌کتاب ذهنی» (Mental Accounting) دارد؛ مفهومی جدید که دانشمندان در حال تکمیل مباحث مربوط به آن هستند و نشان می‌دهد مغز انسان چگونه زمان و نحوه پرداخت‌ها را دسته‌بندی می‌کند.

علاوه بر نوع ابزار مبادله، میزان موجودی حساب شخص، نوع کارت مورداستفاده و تاریخ انجام تراکنش نیز بر این احساس تأثیرگذار هستند. تحقیقاتی که در مؤسسات برتر جهانی در مورد تأثیر نحوه پرداخت بر رفتار و احساس مصرف‌کنندگان انجام‌ شده، نشان می‌دهد که حرکت به سمت فناوری‌های مالی جدید، این پدیده روانی را کمرنگ‌تر کرده است. پرداخت با کیف‌پول‌های دیجیتال، خریدهای اعتباریِ تأخیری و کارت‌های غیرتماسی (Contactless) می‌تواند با حذف اصطکاک فیزیکی، حس ناخوشایند درد پرداخت را از بین برده و حتی در مواردی این حس را به لذت خرید تبدیل کند؛ تحولی که اگرچه برای رشد کسب‌وکارها مطلوب است، اما اهمیت ارتقای سواد مالی برای جلوگیری از خریدهای هیجانی را بیش از پیش پررنگ می‌سازد.

میزان تجربه درد پرداخت، مستقیماً به شفافیت و ملموس بودن (Saliency) ابزار پرداخت و زمان‌بندی آن بستگی دارد:

​۱- پول نقد در برابر کارت‌های اعتباری: خروج اسکناس از جیب، از دست رفتن منابع را به‌صورت ملموس و آنی به مغز مخابره می‌کند. در مقابل، پرداخت با کارت‌های پلاستیکی جدایی میان «لحظه مصرف» و «لحظه پرداخت واقعی» ایجاد کرده و درد روانی را به شدت کاهش می‌دهد. 

​۲- کیف پول‌های دیجیتال و پرداخت‌های غیرتماسی (Contactless): تحقیقات اخیر مجله Journal of Consumer Research نشان می‌دهد که ابزارهایی مانند Apple Pay، Google Wallet و فناوری‌های NFC به دلیل حذف اصطکاک فیزیکی، احساس درد پرداخت را به حداقل ممکن می‌رسانند و در برخی موارد فرایند خرید را به یک تجربه بصری لذت‌بخش تبدیل می‌کنند.

​۳- مدل‌های «الان بخر، بعداً پرداخت کن» (BNPL): سرویس‌های نوین BNPL با تقسیم‌بندی هزینه‌ها و به تأخیر انداختن زمان تسویه، سازوکار حسابداری ذهنی (Mental Accounting) مغز را دور می‌زنند. زمانی که رنج پرداخت از لذت استفاده از کالا جدا می‌شود، تمایل مصرف‌کننده به خریدهای هیجانی و سنگین تا ۳۰ درصد افزایش می‌یابد.

پژوهش‌های معاصر نشان می‌دهند که شدت این احساس ناخوشایند تحت تأثیر چند متغیر کلیدی تغییر می‌کند:

 ​حجم و نسبت تمکن مالی: موجودی حساب فرد و تناسب قیمت کالا با دارایی کلی او؛ هرچه قیمت بالاتر باشد، پاسخ درد در مغز شدیدتر است. ​

شفافیت تراکنش: هرقدر تراکنش انتزاعی‌تر باشد (مانند اشتراک‌های خودکار ماهانه)، مغز کمتر متوجه خروج دارایی می‌شود. ​نوع کارت و مبدأ حساب: پرداخت از حساب پس‌انداز معمولاً درد بیشتری نسبت به پرداخت از کارت‌های اعتباری یا بن‌های هدیه ایجاد می‌کند.

بر این اساس ؛ ​شناخت دقیق سازوکار «درد پرداخت» هم برای سیاست‌گذاران کسب‌وکارها در جهت بهینه‌سازی تجربه مشتری (CX) و هم برای نهادهای نظارتی مالی جهت ارتقای سواد مالی جامعه اهمیت بنیادی دارد.

 در حالی که کاهش درد پرداخت به رونق تجارت الکترونیک و تسهیل مبادلات کمک می‌کند، از سوی دیگر می‌تواند جوامع را به سمت بدهی‌های فردی و رفتارهای مصرف‌زدگی افراطی سوق دهد. توازن میان «تسهیل پرداخت» و «حفظ آگاهی مالی مصرف‌کننده»، چالش اصلی اقتصاد رفتاری در عصر بانکداری دیجیتال است.

 

نظر شما