حسین آجرلو، کارشناس مسائل غرب آسیا در گفتوگو با خبرنگار سیاست خارجی برنا با اشاره به راهبرد چندوجهی آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران اظهار کرد: راهبرد آمریکا دووجهی نیست، بلکه چندوجهی است. یکی از وجوه آن، تهدیدات نظامی است. ما شاهد حضور لجستیکی و نظامی آمریکا در منطقه هستیم که البته پیش از این نیز درگیریهای نظامی و مقطعی و کنترلشدهای وجود داشته و همچنان تجهیزات و ابزارهای نظامی آمریکا در مناطق جنوبی فعال هستند. این حضور لجستیکی نشاندهنده تداوم تهدید نظامی است.
وی افزود: در کنار تهدیدات نظامی، آمریکا فشار سیاسی و دیپلماتیک علیه ایران را نیز افزایش داده است. برای مثال، از ائتلاف عربستان که ماهیتی ضدایرانی دارد حمایت کرده و عمان را نیز برای نرسیدن به توافق تهدید کرده است. حتی در مواردی از کره جنوبی درخواستهایی داشته که مجموعه این اقدامات نشان میدهد آمریکا به دنبال ایجاد یک اجماع بینالمللی است؛ اجماعی که در طول جنگ حاصل نشد و اکنون واشنگتن تلاش میکند کمپین دیپلماتیک و سیاسی خود علیه جمهوری اسلامی ایران را ادامه دهد.
آجرلو ادامه داد: وجه سوم راهبرد آمریکا، تشدید تحریمهاست. آمریکا تحریمها را هم به صورت افقی و هم عمودی گسترش میدهد. از یک سو حوزههای جدیدی را دربر میگیرد و شاهد افزایش قطعنامههای تحریمی و گسترش حوزه تحریمها هستیم و از سوی دیگر، محاصره طولی را نیز افزایش میدهد؛ به این معنا که محاصره دریایی ایران را تشدید میکند تا ورود و خروج کالا و منابع از ایران تحت تأثیر قرار گیرد.
این کارشناس مسائل غرب آسیا، کمپینهای امنیتی و تلاش برای ایجاد آشوب داخلی و حمایت از گروههای تروریستی را از دیگر ابعاد راهبرد آمریکا عنوان کرد و گفت: در کنار این موارد، اقدامات رسانهای و موضوعات امنیتی نیز دنبال میشود. بنابراین، راهبرد آمریکا علیه ایران یک راهبرد دووجهی نیست و بیش از دو وجه دارد.
وی با بیان اینکه در شرایط فعلی تمرکز اصلی آمریکا بیش از هر چیز بر حوزه اقتصادی قرار گرفته است، تصریح کرد: آنچه اکنون در تحلیل من بیش از هر چیز مورد تأکید آمریکاییها قرار دارد، بحث اقتصادی است. تحلیل و درک آنها این است که فشارهای اقتصادی ناشی از محاصره و همچنین جنگ، فشار قابل توجهی بر اقتصاد ایران وارد کرده و این شرایط میتواند بسترساز تحولاتی شود که در نهایت ایران را به سمت پذیرش خواستههای آمریکا، چه در موضوع تنگهها و چه در سایر مسائل، سوق دهد. به نظر میرسد آمریکا اکنون بیش از سایر ابزارها بر این مسئله متمرکز شده است.
آجرلو در ادامه درباره اخبار مربوط به کاهش ذخایر موشکی و پدافندی آمریکا گفت: در مورد کاهش ذخایر و داراییهای پدافندی آمریکا باید گفت که هر جنگی تبعات و پیامدهایی دارد. بهخصوص جنگی که ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد، با توجه به ماهیت هواپایه آن، برای دفع تهدیدات علیه خود و همچنین کشتیهایش در مناطق مختلف، نیازمند استفاده از سامانههای پدافندی بود؛ چراکه ایران از قدرت آفندی موشکی و پهپادی برخوردار است.
وی افزود: راهبرد آمریکا در جنگ با ایران، همانطور که بعدها مقامات آمریکایی و ترامپ نیز اعلام کردند، این بود که جنگ در کوتاهمدت به پایان برسد؛ زیرا آنها تصور میکردند در یک جنگ کوتاهمدت، قابلیت کنترل شرایط وجود دارد. اما زمانی که جنگ به نزدیک ۴۰ روز کشیده شد و پس از آن نیز درگیریهای کنترلشده دیگری شکل گرفت، این مسئله باعث شد بخشی از ذخایر و تجهیزات پیشبینیشده آمریکا بیش از برآورد اولیه مورد استفاده قرار گیرد.
این کارشناس مسائل غرب آسیا ادامه داد: این موضوع چند پیامد دارد. نخست اینکه برای رقبای آمریکا، این جنگ میتواند به یک تله برای واشنگتن تبدیل شود. آنها میتوانند با ابزارهای مختلف و همکاری با بازیگران دیگر، از جمله روسیه و ایران، مشکلات آمریکا را در این حوزه تشدید کنند.
آجرلو با اشاره به هزینه بالای تولید سامانههای پدافندی آمریکا اظهار کرد: البته بخشی از سر و صداهایی که درباره کمبود تسلیحات مطرح میشود نیز باید از این منظر دیده شود. تسلیحات مرتبط با پدافند، مانند پاتریوت، هزینه بسیار بالایی دارند و تولید آنها در صنایع نظامی آمریکا نیازمند بودجه قابل توجهی است. بنابراین، بخشی از انتشار و درز این اخبار، علاوه بر انتقاداتی که مطرح میشود، میتواند نوعی بازی از سوی وزارت دفاع آمریکا و پنتاگون برای دریافت بودجه بیشتر باشد.
وی افزود: همانطور که میدانید، اکنون بر سر موضوع بودجه اختلافات و بحثهای شدیدی وجود دارد و وزارت دفاع آمریکا برای سال آینده درخواست بودجه اضافی در حدود یک تریلیون و ۳۰۰ میلیارد دلار تا یک تریلیون و ۱۰۰ میلیارد دلار مطرح کرده است. بنابراین، این مسئله را باید از دو وجه بررسی کرد.
آجرلو در پایان خاطرنشان کرد: در مجموع، این موضوع یک پیام مهم دارد؛ اینکه اگر آمریکا وارد جنگهای فرسایشی شود، این مسئله میتواند برای خود آمریکا و همچنین رقبای آن، از جمله چین، روسیه و ایران و سایر بازیگرانی که در رقابتهای چندبعدی با واشنگتن قرار دارند، اهمیت داشته باشد و آنها بتوانند از این شرایط برای تحت فشار قرار دادن آمریکا استفاده کنند. بهخصوص اینکه آمریکا در اوکراین نیز درگیر یک جنگ است و متحدانش، از جمله اوکراین، همچنان نیازمند سامانههای پدافندی هستند.
انتهای پیام/