نوید کمالی، کارشناس مسائل بینالملل، در گفتوگو با خبرنگار سیاست خارجی برنا، در تشریح ابعاد راهبرد جدید آمریکا در قبال ایران و تشدید فشارهای اقتصادی، دریایی و پهپادی، اظهار کرد: بدون شک آنچه امروز از سوی آمریکا در قبال ایران دنبال میشود، صرفاً تشدید تحریمهای اقتصادی نیست، بلکه شاهد شکلگیری یک راهبرد فشار چندلایه هستیم که فشار اقتصادی، محدودسازی صادرات نفت، فشار بر شبکههای مالی و تجاری، کنترل مسیرهای دریایی و استفاده از ظرفیتهای اطلاعاتی و پهپادی را در کنار یکدیگر قرار داده است.
وی افزود: هدف اصلی واشنگتن این است که هزینههای ادامه وضعیت موجود برای ایران را افزایش دهد و از این طریق اهرمهای بیشتری برای تحمیل خواستههای خود در مذاکرات ایجاد کند. در واقع، دولت آمریکا معتقد است عوارض پرشمار فرسایش اقتصادی، بهخصوص در حوزه اجتماعی ایران، میتواند بهسرعت جامعه را درگیر تنش داخلی کرده و حتی زمینه را برای جنگ داخلی فراهم کند.
کمالی با بیان اینکه باید میان افزایش فشار و دستیابی به نتیجه سیاسی تفاوت قائل شد، گفت: تجربه تاریخی نشان داده است که تحریم و فشار اقتصادی، اگرچه میتواند هزینههای قابل توجهی ایجاد کند، اما لزوماً به تغییر رفتار راهبردی یک کشور منجر نمیشود. بنابراین، تصور اینکه صرفاً با تشدید تحریمها یا ایجاد محدودیت دریایی میتوان ایران را وادار به پذیرش همه مطالبات آمریکا کرد، با واقعیتهای ژئوپلیتیکی منطقه سازگار نیست. به همین دلیل، آمریکاییها به دنبال بهرهبرداری از نارضایتی داخلی بهعنوان ابزاری برای پیشبرد سیاست خود در قبال تهران هستند.
این کارشناس مسائل بینالملل درباره احتمال شکلگیری ائتلاف پهپادی آمریکا نیز اظهار کرد: در این زمینه باید با دقت نگاه کرد. واشنگتن در سالهای اخیر تلاش کرده است به جای اتکا به حضور مستقیم و پرهزینه نیروهای نظامی، از شبکهای از متحدان منطقهای، سامانههای بدون سرنشین، ظرفیتهای شناسایی و مراقبتی و اطلاعاتی استفاده کند.
وی ادامه داد: بنابراین، چنین ائتلافی در مرحله نخست احتمالاً به دنبال افزایش توان شناسایی، مراقبت، رهگیری و کنترل محیط پیرامونی کشورمان خواهد بود. البته این مسئله یک تهدید جدی برای امنیت کشورمان محسوب میشود و میتواند ریسک برخورد و محاسبه غلط را افزایش دهد و از هماکنون باید برای دفع تهدیدات و آسیبهای آن تدبیر کرد.
کمالی در ادامه با اشاره به موضوع تنگه هرمز گفت: در موضوع تنگه هرمز، مسئله صرفاً یک نقشه جدید برای عبور کشتیها نیست؛ بلکه موضوع به امنیت، حاکمیت و مدیریت ترافیک دریایی در یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان مربوط میشود. توافق احتمالی ایران و عمان از این منظر اهمیت ویژهای دارد، زیرا میتواند زمینهساز شکلگیری یک سازوکار منطقهای برای مدیریت تردد و کاهش تنش باشد.
وی افزود: مخالفت آمریکا با ترتیباتی که نقش تعیینکننده ایران در مدیریت تردد هرمز را به رسمیت بشناسد نیز دقیقاً از همین منظر قابل تحلیل است. واشنگتن نمیخواهد ترتیبات جدید به تثبیت نقش ایران بهعنوان بازیگر اصلی امنیت تنگه منجر شود.
این کارشناس مسائل بینالملل تصریح کرد: از سوی دیگر، تهران نیز منطقی است که بازگشایی کامل تنگه را یک اقدام یکطرفه تلقی نکند. وقتی ایران برای بازگشایی مسیرهای تردد شروطی مانند رفع محاصره، کاهش یا رفع تحریمهای نفتی و آزادسازی داراییهای خود مطرح میکند، در واقع تلاش دارد میان «امنیت کشتیرانی» و «هزینههای تحمیلشده به ایران» نوعی موازنه ایجاد کند.
کمالی با تأکید بر اینکه راهبرد مطلوب تهران باید مبتنی بر منافع ملی باشد، اظهار کرد: از منظر منافع ملی، راهبرد مطلوب تهران نه بستن دائمی تنگه هرمز است و نه واگذاری مدیریت امنیت آن به قدرتهای فرامنطقهای. ایران باید از هرمز بهعنوان یک اهرم ژئوپلیتیکی استفاده کند، اما همزمان اجازه ندهد این اهرم بهانهای برای دائمی شدن حضور نظامی آمریکا در منطقه شود.
وی خاطرنشان کرد: در این میان، همکاری با عمان و سایر کشورهای ساحلی میتواند فرصتی برای شکلدهی به یک سازوکار امنیتی منطقهای باشد. به طور کلی باید دقت کنیم که رقابت اصلی در هرمز بر سر این نیست که چه کسی میتواند مدت بیشتری مسیر را مسدود کند، بلکه بر سر این است که چه کسی میتواند قواعد امنیت و تردد در این آبراه راهبردی را تعیین کند.
کمالی در پایان گفت: از این رو، تهران باید تلاش کند این قواعد را بر مبنای منافع ملی، حاکمیت کشورهای منطقه و بدون وابستگی به حضور قدرتهای فرامنطقهای شکل دهد و در این مسیر حداکثر هوشمندی را به خرج دهد تا شاهد رونق گرفتن راههای جایگزین در منطقه نباشیم.
انتهای پیام/