به گزارش خبرنگار ورزشی برنا، فدراسیون فوتبال در ماههای اخیر بیش از هر زمان دیگری به شفافسازی درباره تصمیمها و عملکرد مدیران خود نیاز دارد بهخصوص زمانی که مجموعهای از پرسشهای بیپاسخ درباره نحوه اداره امور مطرح میشود و افکار عمومی انتظار دارد مسئولان، به جای سکوت، درباره جزئیات تصمیمهای خود توضیح دهند. در این میان، نام هدایت ممبینی دبیرکل فدراسیون فوتبال بیش از گذشته در مرکز این پرسشها قرار گرفته است.
بخش قابل توجهی از ابهامات اخیر به موضوعات مالی و اجرایی مربوط به تیم امید بازمیگردد. از زمانبندی قرارداد مربوط به اردوی ترکیه گرفته تا تفاوتهایی که در برخی اسناد و ارقام منتشرشده دیده میشود. فارغ از اینکه در نهایت بررسیهای رسمی درباره این موارد به چه نتیجهای برسد، پرسش اصلی این است که چرا درباره چنین موضوعاتی توضیحی روشن و قانعکننده از سوی مسئولان فدراسیون ارائه نمیشود؟ طبیعی است که وجود اختلاف در اسناد، به تنهایی به معنای اثبات تخلف نیست، اما دقیقا به همین دلیل است که پاسخگویی و شفافسازی ضرورت پیدا میکند.
موضوع فقط به یک اردو یا یک قرارداد محدود نمیشود. در هفتههای گذشته، ابهاماتی درباره نحوه تخصیص برخی هزینهها، پرداختهای مرتبط با اردوها و حتی تفاوت میان برخی اسناد مطرح شده است. این مسائل اگر توضیح روشنی داشته باشند، میتوانند در کوتاهترین زمان ممکن برای افکار عمومی روشن شوند اما ادامه سکوت، به جای آنکه حاشیهها را کاهش دهد، آنها را گستردهتر میکند.
از سوی دیگر، ماجرای انتخاب نماینده سوم ایران در رقابتهای آسیایی نیز یکی دیگر از موضوعاتی است که هنوز درباره روند تصمیمگیری آن پرسشهایی مطرح است. اینکه چگونه در نهایت نام یک باشگاه در این فرآیند قرار گرفت و چه مبنایی برای تصمیم نهایی وجود داشت، موضوعی است که انتظار میرود متولیان فوتبال کشور درباره آن شفاف صحبت کنند. شاید هر کدام از این اتفاقات به تنهایی قابل توضیح باشند، اما کنار هم قرار گرفتن آنها تصویری از یک مسئله بزرگتر ایجاد میکند و آن چیزی نیست جز ضعف در اقناع افکار عمومی.
دبیرکل فدراسیون فوتبال، یکی از مهمترین جایگاههای اجرایی این مجموعه را در اختیار دارد و طبیعتا مسئولیت او فقط امضای مکاتبات و اداره امور اداری نیست. افکار عمومی از چنین جایگاهی انتظار پاسخگویی دارد بهخصوص زمانی که نام مدیر مربوطه در اسناد و تصمیمات مورد مناقشه دیده میشود. سکوت در برابر پرسشهای رسانهای، حتی اگر به معنای پذیرش هیچ اتهامی نباشد، راه مناسبی برای مدیریت یک بحران خبری نیست.
ممبینی میتواند درباره تمام این موارد توضیح بدهد ، میتواند بگوید کدام سند معتبر است، اختلاف ارقام از کجا ناشی شده، فرآیند تصمیمگیریها چگونه بوده و مسئولیت هر بخش بر عهده چه فرد یا نهادی است. چنین توضیحی نهتنها به نفع فوتبال است، بلکه میتواند از اعتبار شخصی مدیران فدراسیون نیز صیانت کند. اما اگر قرار باشد پرسشهای جدی بیپاسخ بمانند و هر روز موضوع تازهای به فهرست ابهامات اضافه شود، دیگر نمیتوان انتظار داشت که افکار عمومی صرفاً با سکوت قانع شود.
در چنین شرایطی، بحث استعفا را نیز نمیتوان صرفا یک مطالبه احساسی یا رسانهای دانست. وقتی یک مدیر ارشد به هر دلیل نتواند اعتماد و اطمینان لازم را نسبت به عملکرد خود ایجاد کند، کنار رفتن میتواند یکی از راههای پایان دادن به حاشیهها و فراهم کردن امکان بررسی دقیقتر امور باشد. استعفا الزاما به معنای اثبات تخلف نیست، گاهی یک مدیر برای حفظ اعتبار خود و مجموعهای که در آن مسئولیت دارد، ترجیح میدهد از سمتش کنار برود تا مسیر برای بررسی بیطرفانهتر مسائل باز شود.
اکنون توپ در زمین هدایت ممبینی است. او میتواند با ارائه توضیحاتی روشن، مستند و بدون ابهام به پرسشهای مطرحشده پاسخ دهد و نشان دهد که بسیاری از حاشیههای اخیر ناشی از سوءبرداشت یا نقص در اطلاعرسانی بوده است. اما اگر قرار باشد روند سکوت و بیپاسخ ماندن پرسشها ادامه پیدا کند، شاید زمان آن رسیده باشد که به جای اصرار بر ماندن، گزینه استعفا نیز جدی گرفته شود، تصمیمی که در چنین شرایطی میتواند بیش از آنکه نشانه ضعف باشد، اقدامی برای حفظ اعتبار فردی و کمک به آرام شدن فضای فوتبال ایران تلقی شود.
انتهای پیام/