سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

تحلیل واشنگتن پست از احتمال وقوع انقلاب در عربستان سعودی

آیا عربستان سعودی کشور بعدی است؟

۱۳۸۹/۱۲/۰۸ - ۱۸:۵۰:۰۰
کد خبر: ۲۳۸۰۹
شاهزاده سعودی هشدار داد آنچه در کشورهای عربی دیگر در حال رخ دادن است، در عربستان با شدت بسیار بیشتری به وقوع خواهد پیوست.

به گزارش سرویس بین الملل برنا به نقل از واشنگتن پست، در حالی که تونس، مصر، یمن و بحرین با موجی از ناآرامی و اعتراض های مردمی بر علیه نظام های دیکتاتوری مواجه شده اند و مردم لیبی با خشونت از سوی قذافی سرکوب می شوند، این سئوال مطرح است که آیا نوبت به عربستان سعودی هم خواهد رسید؟

واشنگتن پست در مقاله نسبتا مفصلی مفهوم انقلاب در پادشاهی سعودی را مورد بررسی قرار داده و دلایل مختلفی برای رد احتمال وقوع ناآرامی های مشابه در این کشور آورده است.

در این مقاله می خوانیم اگرچه صفحه ای در شبکه اجتماعی فیس بوک راه اندازی شده که روز 11 مارس در آن به عنوان روز خشم مردم عربستان اعلام شده و از سوی دیگر پادشاه سالخورده عربستان بلافاصله پس از بازگشت به کشورش برنامه خود برای اعمال تغییرات اقتصادی را اعلام کرد، اما به نظر می رسد احتمال شکل گیری ناآرامی در عربستان بسیار کم باشد.

با این وجود آیا رژیم سعودی به عنوان مهم ترین حافظ منافع ایالات متحده در منطقه متزلزل خواهد شد؟

واشنگتن پست در پاسخ به این سئوال به تاریخ انقلاب های مشابه در جهان عرب پرداخته و نوشت: این اولین باری نیست که انقلاب در خاورمیانه به موجی مسری تبدیل شده، در دهه 50 میلادی نیز هنگامی که جمال عبدالناصر در مصر به قدرت رسید تظاهرات ملی گرایانه ملت های عرب در منطقه شکل گرفت و نظام حاکم در اردن، سوریه، عربستان سعودی و حتی لیبی را به چالش کشید.

در آن زمان خانواده سلطنتی سعودی در حالی که شوکه شده بودند با انقلاب های منطقه اظهار همبستگی کردند و حتی مجبور شدند چند سالی به اقامتگاهی در مصر پناه ببرند.

اما چرا خاندان سعودی این بار خود را چندان در معرض خطر نمی دانند؟

اگرچه طلال بن عبدالعزیز، شاهزاده سعودی و برادر نانتی ملک عبدالله در گفتگوی اخیر خود با شبکه بی.بی.سی اطمینان خاطر داده که مشکلات عربستان سعودی حل شده است.

اما وی به عنوان فعال ترین چهره ناراضی خاندان سعودی در عین حال هشدار داده که آنچه رخ داده و همچنان در کشورهای عربی مانند بحرین در جریان است، می تواند با شکل بسیار بدتری در عربستان سعودی دیده شود.

از سوی شرایط در عربستان سعودی با کشورهایی که انقلاب در آنها شکل گرفت و حتی پیروز شد، مشابهت های بسیاری دارد.

تغییرات در مصر، لیبی، بحرین و دیگر کشورهای عرب توسط مردمی شکل گرفت که مخالف فساد و خودکامگی رهبران کشورشان بودند. این کشورها برنامه مشخصی برای جانشین شدن ولیعهد نداشتند. رهبران این کشورها به شدت در برابر اعلام استقلال ارتش آسیب پذیر بودند و از نظر اقتصادی نیز کشورهای ضعیفی داشتند. این شرایط در عربستان سعودی هم دیده می شود اما این کشور از جهات مختلفی با دیگر کشورهای عربی متفاوت است.

پیش از هر چیز شرایط اقتصادی عربستان آن را از دیگر کشورهای عرب متمایز می کند. در حالی که تولید ناخالص داخلی در مصر به زحمت به 6 هزار دلار می رسید و در تونس حدود 9 هزار دلار اعلام می شد، سرانه تولید ناخالص داخلی برای هر فرد در رژیم سعودی فراتر از 24 هزار دلار است.

در شرایطی که بهای نفت هر روز بالاتر و بالاتر می رود، رژیم سعودی برای مقابله با نارضایتی های عمومی منابع مالی بیشتری به مردم اختصاص می دهد. بنابراین جای تعجب نیست که پادشاه عربستان چهارشنبه گذشته بسته اقتصادی خود به ارزش بیش از 35 میلیارد دلار را با هدف افزایش فرصت های تحصیلی خارج از کشور، اعمال سوبسید در بخش مسکن، کاهش بیکاری و ایجاد فرصت های شغلی جدید به نمایش گذاشت.

بیکاری در عربستان سعودی به گفته شخص ملک عبدالله مهم ترین مشکل امنیت ملی این کشور است. آمار بیکاری جوانان زیر 30 سال در این کشور در سال 2009 میلادی حدود 30 درصد اعلام شد که نشان دهنده اوج مشکلات مدیریتی رژیم سعودی است. به عبارت دیگر فقر در عربستان سعودی یک واقعیت است، اما پادشاه این کشور که در شرایط کنونی به وضوح نگران به نظر می رسد، با منابع نفتی از به چشم آمدن فقر در کشورش جلوگیری می کند.

دیگر تفاوت رژیم سعودی با همسایگان عربش که حداقل در طول 10 سال گذشته احزاب مخالف خودشان را سرکوب کرده اند، این است که پادشاه سعودی حداکثر استفاده از نیروهای القاعده را کرده است.

رژیم سعودی بخصوص پس از یک رشته حملات تروریستی در سال 2003 نیروهای القاعده را به شدت تحت تعقیب قرار داد و توانست با سرکوب مظنونان به همکاری با این گروه در گوشه و کنار عربستان رهبران مذهبی منتقد را رفته رفته با خود همراه کند.

رژیم سعودی از نظر وفاداری نیروهای امنیتی نیز در مقایسه با دیگر کشورهای عرب از ثبات بیشتری برخوردار است، زیرا اعضای ارشد ارتش عربستان را شاهزاده های سعودی و فرزندانشان تشکیل می دهند. ارتش، گارد ملی و حتی پلیس مذهبی عربستان بطور کامل تحت فرمان شاهزاده های سعودی اداره می شود و به همین دلیل حیات نظامیان در عربستان به ادامه حیات خاندان سعودی وابستگی کامل دارد.

واشنگتن پست آخرین دلیل عدم احتمال شکل گیری انقلاب در عربستان را نظام مند بودن سیستم ولیعهدی و جانشینی در این کشور عنون کرده و معتقد است خلأ جانشین در تونس و مصر یکی از عوامل شکل گیری انقلاب در این کشور ها بوده است.

اما این روزنامه آمریکایی در ادامه آشکارا به تناقض شعارهای کاخ سفید و مواضعش در قبال عربستان اشاره می کند و از زبان یک شاهزاده سعودی این سئوال را مطرح می کند که "چه نسبتی بین ایالات متحده با کشوری وجود دارد که زنان در آن اجازه رانندگی ندارند و قوانین مانند قطع ید یا اعدام در آن جاری می شود؟"

اما پاسخ نویسنده مقاله واشنگتن پست اگرچه برای ما قابل پیش بینی است اما از آنجا که اعتراف به واقعیت است اهمیت زیادی دارد. وی می نویسد پاسخ این سئوال سخت بسیار ساده است اهیمت ژئوپلتیک عربستان موجب می شود که ایالات متحده با این کشور روابط دوستانه گسترده ای داشته باشد.

عربستان سعودی برای ایالات متحده منافع بسیاری دارد. این کشور که به نوشته واشنگتن پست به همسایگانش حمله نمی کند، هر از چندگاهی با خرج سرمایه های هنگفت تلاش می کند سرنوشت ملت های منطقه را در انتخابات های مختلف محلی تحت تأثیر قرار دهد. عربستان که داوطلب شده در شرایط موجود تولید نفت خود را افزایش دهد تا کمبود نفت به دلیل انقلاب در تونس، مصر و لیبی در کشورهای غربی جبران شود در عملیات های ضد تروریستی زیادی نیز با واشنگتن همکاری های نزدیکی داشته و دارد و یکی از کلید های ایالت متحده برای کنترل ایران به شمار می رود.

در ادامه واشنگتن پست به موضع کارتر درباره انقلاب ایران اشاره می کند و می نویسد کارتر در سخنانی در سال 1977، یعنی تنها چندماه پیش از سقوط شاه گفت: ایران جزیره ثبات درمنطقه پرتنش خاورمیانه است.

نویسنده مقاله با اشاره به پیش بینی اشتباه کارتر می نویسند اگرچه واشنگتن نمی خواهد که رژیم سعودی سقوط کند، اما پیش بینی حوادث خاورمیانه غیرممکن است.

 

نظر شما