سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

کارشناس مسائل نوآوری و فناوری صنعت نفت در گفت‌و‌گو با برنا:

باید برخاست؛ برای ساختن آینده صنعت نفت

۱۴۰۵/۰۶/۰۷ - ۱۴:۳۸:۱۸
کد خبر: ۲۳۸۲۷۷۲
برنا - گروه اقتصادی؛ کارشناس مسائل نوآوری و فناوری صنعت نفت، با تأکید بر اینکه مسئله اصلی نظام پژوهش و فناوری کشور صرفاً کمبود دانش و فناوری نیست گفت: چالش اساسی‌تر گسست میان حلقه‌های زنجیره «مسئله تا بازار» است. برای ساختن آینده صنعت نفت، باید زمان تحقق فناوری، حل مسئله و ورود فناوری به میدان عملیاتی به یکی از شاخص‌های اصلی سیاست‌گذاری تبدیل شود.

عین‌اله تاجیک در گفت‌وگو با برنا با تشریح ضرورت بازنگری در نظام پژوهش، فناوری و نوآوری صنعت نفت اظهار کرد: پول ازدست‌رفته را می‌توان دوباره به دست آورد، تأسیسات آسیب‌دیده را بازسازی کرد و کارخانه را دوباره ساخت، اما زمان ازدست‌رفته قابل بازگشت نیست و در صنعت نفت، این موضوع معنایی فراتر از یک مفهوم اقتصادی دارد.

زمان؛ سرمایه راهبردی صنعت نفت

تاجیک افزود: در صنعت نفت، زمان صرفاً یک مفهوم تقویمی نیست؛ بلکه سرمایه‌ای راهبردی است. هر سال تأخیر در توسعه یک فناوری، هر پروژه‌ای که از مرحله پژوهش به محصول نمی‌رسد، هر تجهیز راهبردی که ساخت داخل آن به تعویق می‌افتد و هر شرکت دانش‌بنیانی که نمی‌تواند نخستین مشتری صنعتی خود را پیدا کند، بخشی از زمان توسعه فناورانه کشور را مصرف می‌کند.

وی ادامه داد: بنابراین، پرسش اساسی نباید فقط این باشد که «چقدر پژوهش کرده‌ایم؟» بلکه باید پرسید: «چه میزان زمان برای تبدیل دانش به ارزش صنعتی مصرف کرده‌ایم و چه مقدار از این زمان قابل کاهش است؟»

این کارشناس مسائل نوآوری و فناوری، با اشاره به تحولات حوزه انرژی و افزایش اهمیت تاب‌آوری زنجیره‌های تأمین در شرایط بحران، گفت: تحولات سال‌های اخیر نشان داده است که امنیت انرژی بدون برخورداری از ظرفیت فناورانه، صنعتی و زنجیره تأمین بومی و تاب‌آور امکان‌پذیر نیست. گزارش‌های منتشرشده درباره پیامد‌های اختلال در عرضه انرژی نیز نشان می‌دهد که شوک‌های انرژی می‌توانند از سطح صنعت به اقتصاد و زندگی عمومی منتقل شوند.

«زمان تحقق فناوری» باید به شاخص رسمی تبدیل شود

تاجیک با طرح مفهوم «زمان فناورانه» گفت: در ارزیابی نظام پژوهش و فناوری، معمولاً شاخص‌هایی مانند میزان بودجه، تعداد قراردادها، تعداد پروژه‌ها، مقالات، شرکت‌های دانش‌بنیان و فناوری‌های توسعه‌یافته مورد توجه قرار می‌گیرند؛ این شاخص‌ها مهم‌اند، اما کافی نیستند.

وی افزود: باید شاخص دیگری نیز به این مجموعه اضافه شود و آن «زمان تحقق فناوری» است؛ یعنی فاصله زمانی میان شناسایی نیاز صنعتی تا زمانی که فناوری واقعاً مسئله را حل کرده و در صنعت مورد استفاده قرار گیرد.

به گفته وی، برای هر فناوری راهبردی باید مشخص شود چه میزان زمان در مراحل مختلف از «نیاز» تا «تعریف مسئله، پژوهش، توسعه، نمونه‌سازی، آزمون، اعتبارسنجی، تأیید، خرید و بهره‌برداری» صرف شده و در کدام مرحله گلوگاه ایجاد شده است.

تاجیک تصریح کرد: اگر این زمان طولانی باشد، افزایش بودجه پژوهشی لزوماً به افزایش نوآوری منجر نمی‌شود؛ زیرا ممکن است منابع بیشتری وارد سیستمی شود که خود دارای گلوگاه‌های نهادی، قراردادی، حقوقی و مدیریتی است.

وی پیشنهاد کرد: «زمان تحقق فناوری» به‌عنوان شاخص رسمی عملکرد در نظام پژوهش، فناوری و نوآوری صنعت نفت تعریف و برای آن داشبورد مدیریتی ایجاد شود.

مشکل صنعت نفت الزاماً کمبود فناوری نیست

این کارشناس ارشد مهندسی صنایع گفت: ایران از دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها، شرکت‌های دانش‌بنیان، سازندگان تجهیزات، متخصصان صنعتی و مراکز تحقیقاتی برخوردار است و در بسیاری از حوزه‌ها ظرفیت علمی و فناورانه قابل توجهی وجود دارد.

وی افزود: مسئله اصلی این است که این ظرفیت‌ها همیشه به یکدیگر متصل نیستند. ممکن است دانشگاه مسئله‌ای را پژوهش کند که صنعت تقاضای مشخصی برای آن ندارد؛ شرکت دانش‌بنیان فناوری‌ای توسعه دهد که مسیر آزمون آن روشن نباشد؛ نمونه صنعتی ساخته شود، اما خرید اول انجام نشود؛ یا فناوری پس از تأیید، در فرآیند تأمین مالی، قرارداد یا خرید متوقف بماند.

تاجیک تأکید کرد: بنابراین، مسئله را باید دقیق‌تر تعریف کنیم؛ گاهی مشکل فقدان دانش نیست، بلکه فقدان اتصال میان حلقه‌های زنجیره دانش تا بازار است.

باید از «پروژه» به «زنجیره ارزش نوآوری» عبور کنیم

کارشناس مسائل نوآوری و فناوری صنعت نفت، با انتقاد از نگاه صرفاً پروژه‌ای به پژوهش و فناوری، گفت: در مدل سنتی، زنجیره معمولاً با نیاز، فراخوان، قرارداد، پژوهش و گزارش پایان می‌یابد؛ اما در مدل جدید باید زنجیره‌ای کامل از «نیاز، اولویت، تعریف مسئله، پژوهش، فناوری، نمونه‌سازی، آزمون، اعتبارسنجی، تولید اول، خرید، بهره‌برداری، تجاری‌سازی، بازار و صادرات» شکل بگیرد.

وی گفت: تفاوت این دو نگاه بسیار بنیادی است. در مدل اول، ممکن است موفقیت با «تحویل گزارش» تعریف شود؛ اما در مدل دوم، موفقیت زمانی اتفاق می‌افتد که مسئله صنعت حل شود و ارزش واقعی ایجاد شود.

تاجیک افزود: بنابراین، باید تعریف موفقیت پژوهش را نیز تغییر دهیم. پژوهش زمانی موفق است که در مسیر حل یک مسئله واقعی صنعت قرار گیرد و فناوری زمانی موفق است که از آزمایشگاه عبور کرده و به میدان عملیاتی برسد.

«خریدار از ابتدا»؛ حلقه مفقوده توسعه فناوری

وی یکی از مهم‌ترین اصلاحات سیاستی در صنعت نفت را استقرار اصل Buyer from the Start ـ خریدار از ابتدا دانست و گفت: در بسیاری از نظام‌های سنتی، ابتدا فناوری توسعه پیدا می‌کند و سپس برای آن مشتری جست‌و‌جو می‌شود؛ در حالی که در صنعت نفت، به دلیل پیچیدگی عملیاتی و حجم سرمایه‌گذاری، باید از ابتدای مسیر مشخص باشد که مصرف‌کننده و خریدار نهایی فناوری چه کسی است.

به گفته وی  از همان ابتدای تعریف پروژه باید مشخص باشد کاربر نهایی فناوری چه کسی است، مالک مسئله کدام واحد است، نیاز دقیق چیست، مشخصات فنی چگونه تعریف می‌شود، معیار پذیرش چیست، محل آزمون کجاست و در صورت موفقیت، مسیر خرید و ورود به عملیات چگونه خواهد بود.

وی افزود: اگر این مسائل در ابتدای مسیر روشن نباشد، ممکن است یک فناوری از نظر علمی موفق باشد، اما از نظر صنعتی شکست بخورد.

«مالک مسئله» باید مشخص باشد

تاجیک با تأکید بر ضرورت تعیین مالک مسئله گفت: هر مسئله راهبردی صنعت باید یک «مالک مسئله» داشته باشد؛ یعنی مدیر یا واحدی که مسئولیت تعریف دقیق نیاز، همراهی با تیم فناوری، فراهم‌کردن محیط آزمون و پیگیری استقرار راه‌حل را بر عهده بگیرد.

وی اظهار کرد: وقتی مالک مسئله مشخص نباشد، مسئولیت میان چند واحد توزیع می‌شود و در نهایت هیچ‌کس پاسخگوی زمان تلف‌شده نیست.

تاجیک افزود: از منظر مهندسی صنایع، این موضوع به مدیریت فرایند و حذف گلوگاه‌ها مربوط است. اگر جریان ارزش را از ابتدا تا انتها ترسیم کنیم، می‌توانیم نقاط توقف، دوباره‌کاری‌ها و زمان‌های بدون ارزش‌افزوده را شناسایی کنیم.

شرکت دانش‌بنیان بدون «مشتری اول» به بازار نمی‌رسد

وی با بیان این که یکی از مشکلات مهم زیست‌بوم فناوری، فاصله میان «توانایی ساخت» و «توانایی فروش» است و یک شرکت دانش‌بنیان ممکن است فناوری مناسبی تولید کرده باشد، اما برای ورود به صنعت نیازمند نخستین مشتری، محیط آزمون، اعتبارسنجی صنعتی و سابقه عملکرد باشد. افزود: صنعت نفت می‌تواند با طراحی سازوکار‌های روشن برای «خرید  اول»، «آزمون صنعتی»، «تولید اول» و «قرارداد‌های توسعه فناوری» نقش مهمی در عبور شرکت‌های دانش‌بنیان از دره میان فناوری و بازار ایفا کند.

به گفته این کارشناس، حمایت واقعی از شرکت دانش‌بنیان فقط پرداخت تسهیلات یا انعقاد قرارداد پژوهشی نیست؛ بلکه مهم‌تر از آن، ایجاد امکان عبور فناوری از مسیر واقعی صنعت و رسیدن به بازار است.

از تعداد پروژه‌ها به میزان حل مسئله برسیم

تاجیک پیشنهاد کرد ارزیابی عملکرد پژوهش و فناوری صنعت نفت از «تعداد فعالیت‌ها» به «میزان حل مسئله» تغییر کند.

وی گفت: به جای اینکه فقط بپرسیم چند پروژه تعریف شده است، باید بپرسیم چند مسئله اولویت‌دار حل شده، چه میزان زمان کاهش یافته، چه مقدار هزینه صرفه‌جویی شده، چه میزان وابستگی کاهش یافته، چند فناوری وارد عملیات شده و چند محصول توانسته است به بازار داخلی یا صادراتی برسد.

وی افزود: این تغییر نگاه، نظام ارزیابی را نیز متحول می‌کند و به جای تشویق سازمان به تولید خروجی‌های قابل شمارش، آن را به سمت ایجاد نتیجه واقعی سوق می‌دهد.

ضرورت ایجاد «داشبورد زمان تحقق فناوری»

این کارشناس ارشد مهندسی صنایع یکی از پیشنهاد‌های عملی خود را ایجاد «داشبورد زمان تحقق فناوری» عنوان کرد و گفت: این داشبورد می‌تواند برای فناوری‌های راهبردی صنعت نفت، زمان طی‌شده در هر مرحله را ثبت و گلوگاه‌های نظام نوآوری را آشکار کند.

وی افزود: برای مثال، اگر یک فناوری در مرحله پژوهش فقط چند ماه زمان صرف کرده، اما برای تأیید یا خرید چند سال منتظر مانده است، نباید مسئله را صرفاً به عملکرد پژوهشگر نسبت داد؛ بلکه باید گلوگاه واقعی در زنجیره تصمیم‌گیری شناسایی شود.

وی تصریح کرد: این داشبورد می‌تواند به مدیران ارشد نشان دهد که «زمان» در کدام نقطه از زنجیره از بین می‌رود و کدام اصلاح مدیریتی، حقوقی، مالی یا قراردادی می‌تواند این زمان را کاهش دهد.

نوآوری بدون حکمرانی یکپارچه، پراکنده می‌شود

وی با اشاره به ضرورت بازطراحی حکمرانی پژوهش و فناوری اظهار کرد: صنعت نفت به یک نظام یکپارچه نیاز دارد که پژوهش، فناوری، نوآوری و تجاری‌سازی را حلقه‌های جداگانه نبیند.

این کارشناس مسائل نوآوری و فناوری تاکید کرد: زنجیره واقعی باید از «نیازسنجی و اولویت‌گذاری» آغاز شود و تا «بازار و صادرات» ادامه پیدا کند. اگر یکی از حلقه‌هاحذف شود، منابع در نقطه‌ای از زنجیره متوقف خواهند شد.

وی خاطرنشان کرد: در چنین ساختاری، شورای سیاست‌گذار باید بیشتر نقش هدایت، اولویت‌گذاری، رفع موانع و نظارت بر نتیجه را ایفا کند و مسئولیت اجرای هر مسئله نیز به‌صورت روشن مشخص باشد.

روایت فناوری نیز بخشی از زنجیره ارزش است

این کارشناس مسائل نوآوری و فناوری در ادامه بر اهمیت ارتباطات و روایتگری فناوری تأکید کرد و گفت: فناوری‌ای که ایجاد شده، اما دیده، فهمیده و مستند نشده است، بخشی از ارزش خود را از دست می‌دهد.

وی افزود: باید میان «دستاورد فناوری» و «روایت دستاورد فناوری» ارتباط نظام‌مند ایجاد شود؛ البته روایتگری نباید به تبلیغ یا بزرگ‌نمایی تبدیل شود، بلکه باید فرایندی مبتنی بر داده، شواهد، تجربه و زبان قابل فهم برای مخاطب باشد.

تاجیک گفت: در صنعت نفت می‌توان زنجیره‌ای را تعریف کرد که از «مسئله صنعت» آغاز شود و از مسیر «پژوهش، فناوری، نوآوری و دستاورد» به «روایت رسانه‌ای، آگاهی و اعتماد عمومی» برسد.

وی افزود: این موضوع به‌ویژه در شرایطی اهمیت دارد که بخش مهمی از افکار عمومی از پیچیدگی‌های فناوری صنعت نفت اطلاع ندارد و دستاورد‌های واقعی ممکن است به دلیل ضعف در ارتباطات علمی و تخصصی دیده نشوند.

صنعت نفت باید از «واکنش» به «آینده‌سازی» برسد

وی با بیان اینکه صنعت نفت نباید صرفاً در زمان بحران به فکر فناوری بیفتد، تاکید کرد: فناوری راهبردی باید پیش از ایجاد بحران توسعه یافته، آزمایش شده و آماده استقرار باشد.

تاجیک  با اشاره به این که تحولات اخیر منطقه و بازار انرژی نشان داده است که تاب‌آوری، امنیت انرژی و تداوم تولید به ظرفیت فناورانه و توان داخلی برای واکنش سریع وابسته است تصریح کرد: در چنین شرایطی، فناوری دیگر موضوعی تزئینی یا صرفاً پژوهشی نیست؛ بلکه بخشی از امنیت و تداوم عملیات صنعت است.

پنج اقدام فوری برای اصلاح نظام نوآوری صنعت نفت

این کارشناس مسائل نوآوری و فناوری در پاسخ به این پرسش که از کجا باید آغاز کرد، پنج اقدام را پیشنهاد کرد:

نخست؛ تعریف «زمان تحقق فناوری» و اندازه‌گیری آن برای فناوری‌های راهبردی.

دوم؛ ایجاد بانک ملی مسائل و نیاز‌های فناورانه صنعت نفت با تعیین «مالک مسئله».

سوم؛ استقرار اصل «خریدار از ابتدا» و تعیین مسیر خرید و بهره‌برداری پیش از آغاز توسعه فناوری.

چهارم؛ طراحی سازوکار مشخص برای «آزمون صنعتی، تولید اول و خرید اول» محصولات فناورانه.

پنجم؛ ایجاد داشبورد مدیریتی برای پایش کل زنجیره «نیاز تا بازار» و شناسایی نقاط توقف و گلوگاه‌های آن.

آینده صنعت نفت را باید از امروز ساخت

تاجیک در بخش دیگری از این گفت‌و‌گو اشاره کرد: ما نمی‌توانیم زمان ازدست‌رفته را بازگردانیم، اما می‌توانیم از تکرار آن جلوگیری کنیم.

وی افزود: مسئله اصلی امروز این نیست که آیا کشور دانشمند، دانشگاه، پژوهشگاه یا شرکت دانش‌بنیان دارد یا خیر؛ مسئله این است که آیا نظام تصمیم‌گیری ما می‌تواند این ظرفیت‌ها را در زمان مناسب به حل مسئله واقعی صنعت تبدیل کند یا نه.

این عضو خانواده صنعت نفت تأکید کرد: صنعت نفت برای ساختن آینده خود به یک تغییر پارادایم نیاز دارد؛ عبور از «پروژه» به «زنجیره ارزش»، از «تعداد فعالیت‌ها» به «نتیجه»، از «توسعه فناوری بدون مشتری» به «خریدار از ابتدا» و از «زمان به‌عنوان یک متغیر پنهان» به «زمان به‌عنوان شاخص حکمرانی».

تاجیک در پایان خاطرنشان کرد: باید برخاست؛ نه فقط برای جبران خسارت‌های گذشته، بلکه برای ساختن آینده‌ای که در آن هیچ فناوری راهبردی سال‌ها پشت در‌های تصمیم‌گیری منتظر نماند. آینده صنعت نفت را امروز می‌سازیم و اگر امروز زمان را مدیریت نکنیم، فردا هزینه آن را با از دست دادن فرصت‌های فناورانه خواهیم پرداخت.

انتهای پیام/

نظر شما