به گزارش خبرگزاری برنا به نقل از روابط عمومی موزه سینمای ایران؛ پنجاه و یکمین نشست «شبهای مستند» شامگاه روز دوشنبه ۹ شهریور، با نمایش ۲ مستند «ایران؛ سرزمین ادیان» ساخته منوچهر طیاب و «به یاد دوست» ساخته سیاوش نقشبندی و اسعد نقشبندی به مناسبت سالمرگ زندهیاد منوچهر طیاب، نویسنده و مستندساز برگزار شد. این برنامه با همکاری انجمن تهیهکنندگان سینمای مستند و فیلمخانه ملی ایران در سالن «فردوس» موزه سینمای ایران برگزار شد و اجرای نشست را فخرالدین سیدی فیلمساز برعهده داشت.
در ادامه مراسم اسعد نقشبندی فیلمساز درباره نحوه آشنایی خود با منوچهر طیاب گفت: من از سال ۱۳۷۵ با منوچهر طیاب آشنا شدم و در حال ساخت مستند «همراه باد» بود که در آنجا به عنوان عکاس همکاری داشتم. این آشنایی باعث شد تا در روزهای آخری که در ایران بود و بالغ بر بیست و اندی سال میشود، ارتباط صمیمانهای بین ما ایجاد شود به طوری که در همه پروژههای پس از آن در کنار او بودم و وظایف دیگری همچون مدیر تولید و مجری طرح را هم بر عهده میگرفتم.
وی درباره چالشهای ساخت نسخه دوم مستند «دریای پارس» در سال ۱۳۸۵ عنوان کرد: در سال ۱۳۸۵، زمانی که بحث تحریف نام خلیج فارس و جایگزینی آن با عبارت «عربی» بر سر زبانها افتاد، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به این نتیجه رسید که با توجه به برنامهریزیهای قبلی برای ساخت فیلمی درباره خلیج فارس که به سرانجام نرسیده بود، بهتر است هرچه سریعتر این پروژه کلید بخورد تا پاسخی باشد به ادعاهای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس. اگرچه طیاب در آن زمان مقیم وین اتریش بود اما سالی چند ماه را در ایران سپری میکرد. پس از گفتگویی که با هم داشتیم، دوست عزیزم، ارسطو مداح گیوی، نیز به جمع ما پیوست. در نهایت، بدون آنکه قراردادی با وزارت ارشاد منعقد کرده باشیم یا بودجهای در اختیار داشته باشیم، راهی جنوب شدیم. با وجود نبود پشتوانه مالی، بخش قابلتوجهی از کار را پیش بردیم. در آن مقطع ۲ راه پیش رو داشتیم؛ یا بازمیگشتیم و زحماتمان بینتیجه میماند، یا مستند را با هزینهای اندک ادامه میدادیم، چراکه مطمئن بودیم پس از اتمام، حتما مخاطب و خریدار خواهد داشت. مداح گیوی تأکید کرد که از ابتدای همکاری اصلاً به مسائل مالی نیندیشیده است و من نیز پاسخ دادم که موضع من هم روشن است. به هر روی، فیلم به سرانجام رسید.
سرمایه معنوی در مستند مهم است
نقشبندی اظهار کرد: در سال ۱۴۰۴، فیلمخانه ملی ایران در حین بازبینی آرشیو خود، موفق شد بخشی از راشهای مستند «دریای پارس» را بیابد، مرمت و بازسازی کند و سرانجام آن را به نمایش بگذارد. روی حلقههای فیلم هیچ برچسب یا نوشتهای وجود نداشت، اما هنگامی که فیلم در دستگاه قرار گرفت، در یکی از نماها، روی کلاکت، عبارت «دریای پارس» و نام منوچهر طیاب به وضوح دیده شد. بدین ترتیب، فیلمخانه از هویت این اثر ارزشمند و سازنده آن آگاه شد.
این فیلمساز در پایان تاکید کرد: در زمان قبل از انقلاب اسلامی هم سانسور وجود داشت و اگر فیلمی وفق مرادشان نبود، قطعا جلوی آن را میگرفتند. مستند «در سوگ شهر خاموش» هم گرفتار همین مسئله شد و از میان بیشمار فیلمهای طیاب، این فیلم و «دریای پارس» هرگز به نتیجه نرسیدند.
همچنین ارسطو مداح گیوی درباره شیوه فعالیت منوچهر طیاب گفت: یکی از خوشبختی های من این است که با تعدادی از مستندسازان قدیمی مثل کامران شیردل، منوچهر طیاب و محمدرضا مقدسیان همکاری داشتهام و مهمترین نکته درباره شیوه فعالیت آنها این بود که به بودجه فکر نمیکردند و فقط به فکر ساخت مستند بودند. من یاد گرفتم که در حوزه مستند بیش از سرمایه مالی، به سرمایه معنوی نیاز است.
وی مستند «دریای پارس» را اولین و تنها فیلم آنامورفیک ویدیویی سینمای ایران دانست و بیان کرد: پس از مشکلاتی که راجع به بودجه این مستند پیش آمد، قرار شد که ادامه فیلمبرداری با یک دوربین کوچک و معمولی صورت بگیرد. ابتدا، کوچکترین دوربینی که میتوانست پروگرسیو بگیرد، تهیه شد و برای اینکه از کل رزولوشن استفاده شود، منوچهر طیاب چند ماه صبر کرد تا یک لنز آنامورفیک به دستش برسد و روی این دوربین قرار گرفت. بدینگونه اولین و تنها فیلم ویدیویی آنامورفیک سینمای ایران ساخته شد و بعد از آن هم فیلمهای «زاگرس»، «البرز» و «آستان قدس رضوی» را با آن ساختیم. هنگامی که میخواستیم در ترکمن صحرا و یزد از این دوربین استفاده کنیم، به دلیل مشکلات اداری و وعدههای عملی نشده، امکان ساخت آن ۲ فیلم به وجود نیامد.
انتهای پیام/