مریم نباتی: پشت یکی از کوچههای قدیمی امامزاده یحیی، جایی میان دیوارهای کاهگلی و خانههای فرسوده، تهران دیگری هنوز زنده است، با حیاطی آرام، حوضی در میانه، شمعدانیهای رنگارنگ و ارسیهایی که نور را از شیشههای رنگی به اتاقها میبرند. اینجا عمارت کاظمی است، خانهای قاجاری که بیش از یک قرن است از تغییر چهره پایتخت جان سالم به در برده.
از خانه یک رجل قاجاری تا موزه تهران قدیم
تهران را اگر فقط از خیابانهای شلوغ و برجهای بلندش بشناسیم، بخش بزرگی از حافظه این شهر را ندیدهایم. هنوز در دل پایتخت، کوچههایی وجود دارند که با عبور از چند پیچ، ناگهان عقربه زمان را عقب میکشند. محله امامزاده یحیی یکی از همین نقاط است. خانهها و بناهای تاریخی این محله، تکههایی از تهران قدیم را در میان بافت امروز شهر حفظ کرده است.
در همین بافت قدیمی، عمارت کاظمی ایستاده است. بنایی که در سال ۱۳۷۹ با شماره ۳۰۳۰ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد و پس از مرمت، با عنوان «خانه موزه تهران قدیم» به روی بازدیدکنندگان گشوده شد.
روایت این خانه به سال ۱۲۲۶ بازمیگردد، زمانی که محمدشاه قاجار بر تخت سلطنت بود. بانی بنا میرزا سید کاظم تفرشی بود، چهرهای بانفوذ در دربار که در دوره ناصرالدینشاه عنوان اصطبلدار سلطنتی و سپس لقب «وزیر دواب» را داشت.
خانه در اصل متعلق به میرزا سید احمد کاظمی، فرزند میرزا سید کاظم تفرشی، بود. خاندان کاظمی از خاندانهای شناختهشده تهران در دوره قاجار و پهلوی به شمار میرفتند و در عرصههای سیاسی و اجتماعی ایران حضور داشتهاند.
اما خود بنا، بیشتر از آنکه فقط یک خانه اعیانی باشد، تصویری از سبک زندگی طبقه مرفه و صاحبنفوذ تهران در آن دوره است. خانه در ابتدا بخشی از مجموعهای بزرگتر بوده و در طول زمان تغییراتی را پشت سر گذاشته است. شکل نهایی بنا در اواخر دوره قاجار و سپس در دوره پهلوی اول تکمیل شده است.
آنچه امروز از عمارت باقی مانده، حدود ۲۰۳۳ مترمربع وسعت دارد که عرصه و فضای باز آن حدود ۱۲۱۵ مترمربع و زیربنا حدود ۶۵۰ مترمربع است. همین اندازه نیز برای آنکه بتوان بخشی از ساختار یک خانه سنتی ایرانی را در آن خواند، کافی است.
دو حیاط، بخش بیرونی و اندرونی را از یکدیگر جدا میکنند. در حیاط جنوبی، حوض مرکزی و شمعدانیهای رنگارنگ قرار گرفتهاند و حیاط شمالی به بخش اندرونی تعلق داشته است. این تفکیک فضایی، تنها یک انتخاب معماری نبوده، بلکه بخشی از سبک زندگی خانوادههای آن روزگار را نیز بازتاب میداده است.
روایت قصه تهران با آجر و شیشه
در خانه کاظمی، معماری را نمیتوان از جزئیات جدا کرد. ارسیهای چوبی با شیشههای رنگی، آلتچینیهای ظریف، نقاشی پشت شیشه و تزیینات گچبری، بخشی از هویت این بنا را ساختهاند.
ساختمان اصلی حدود یکونیم متر بالاتر از سطح حیاط قرار گرفته است. شاهنشین، مهمترین بخش خانه است و تالارهای مرکزی در کنار گوشوارهها و راهروهای باریک، ساختار داخلی بنا را شکل میدهند. سقفهای تیرپوش با خرپاهای چوبی و پوشش شیروانی اندودشده با کاهگل نیز از دیگر ویژگیهای معماری آن هستند.
در زیرزمین، طاقهای کلیل و آجرکاریهای نفیس، فضای متفاوتی ایجاد کردهاند که با مصالح سادهای مانند آجر، در دست معمار و استادکار، به عنصری تزیینی تبدیل شده است.
بادگیرهای یزدی نیز در میان ویژگیهای معماری این خانه جای دارند. بادگیرها زمانی بخشی از سیمای تهران قدیم بودند و امروز نمونههای باقیمانده از آنها ارزش تاریخی بیشتری پیدا کردهاند.
خانه کاظمی تنها تالار و اتاق نداشته است. مطبخ، آبانبار، اسطبل و رختشویخانه نیز در مجموعه آن قرار داشتهاند. وجود رختشویخانه از ویژگیهای قابل توجه بناست که در بسیاری از خانههای آن دوره وجود نداشت یا به این شکل باقی نمانده است.
اگر بنا را همچون یک روایت بخوانیم، هر یک از این فضاها بخشی از زندگی روزمره ساکنان را بازگو میکنند؛ از محل پذیرایی و حضور مهمانان و رجال گرفته تا محل نگهداری دام، شستوشوی لباس و تأمین آب.
مرمت خانه از سال ۱۳۸۶ و به سفارش معاونت فنی و عمرانی شهرداری منطقه ۱۲ آغاز شد و تا حدود سال ۱۳۹۰ ادامه پیدا کرد. در این پروژه تلاش شد بخشهایی مانند شاهنشین، حیاطها، ارسیهای رنگی، طاقها و فضاهای خدماتی سنتی احیا شوند و در عین حال، هویت معماری قاجاری بنا حفظ شود.
بعد از مرمت، خانه وارد مرحله تازهای از زندگی خود شد. برگزاری برنامههایی مانند کلاسهای موسیقی و سپس شکلگیری موزه مردمشناسی، کارکرد جدیدی برای بنا تعریف کرد.
ویترینهای خالی، زخمی بر حافظه موزه
امروز خانه کاظمی صرفا یک بنای تاریخی نیست. نگارخانه، موزه مردمشناسی، تماشاخانه، تالار مشاهیر و کتابخانه تخصصی تهرانشناسی، مجموعهای را شکل دادهاند که قرار است گذشته تهران را برای نسل امروز قابل لمس کند.
در موزه، اشیا و روایتهای مربوط به زندگی مردم، مشاغل و سبک زندگی گذشته اهمیت ویژهای دارند. اینجا قرار است تهران نه از خلال تاریخ رجال و اتفاقات سیاسی بلکه با زندگی مردم عادی، ابزارهای روزمره و شیوه زیستن آنها هم نشان داده شود. این موزه یک زخم هم بر تن دارد که هنوز نمیتوان آن را از روایت خانه جدا کرد.
۱۱ تیر سال ۱۳۹۹، سارقان با ورود به خانه موزه تهران قدیم، بخش قابل توجهی از اشیای موزه مردمشناسی را سرقت کردند. ارزش تقریبی اشیای سرقتشده حدود سه میلیارد تومان اعلام شد و پس از آن، ویترینهایی که زمانی بخشی از تاریخ زندگی مردم تهران را در خود جای داده بودند، خالی ماندند.
حالا وقتی در فضای عمارت قدم میزنیم، تضاد عجیبی میان شکوه باقیمانده بنا و غیبت بخشی از اشیای آن احساس میشود و به ما یادآوری میکند که میراث فرهنگی فقط دیوار و سقف نیست.
خانهای که هنوز قصه میگوید
عمارت کاظمی هنوز در دل محله امامزاده یحیی ایستاده، با همان حیاط آرام، حوضی که میان شمعدانیها جا گرفته و ارسیهایی که نور را از شیشههای رنگی عبور میدهند. اما بخشی از گذشتهای که قرار بود در این خانه روایت شود، دیگر در ویترینها نیست. با این حال، خانه هنوز قصه میگوید، از تهران روزگار قاجار، از خانههایی که حیاط داشتند و اندرونی و بیرونی و از مردمانی که در همین کوچهها زندگی میکردند.
انتهای پیام/