سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

شوک هزینه‌ای در بازار تایر، لاستیک در شهریور ۱۴۰۵ تا کجا گران شد؟

۱۴۰۵/۰۶/۱۳ - ۰۶:۰۰:۰۳
کد خبر: ۲۳۸۴۹۹۸
برنا - گروه اقتصادی: بازار تایر در ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ تصویری متفاوت از وضعیت تولید و قیمت ارائه می‌دهد؛ از یک سو اختلال در تأمین مواد اولیه، رشد قیمت کائوچو، محدودیت‌های حمل‌ونقل و افزایش هزینه‌های جاری تولید، ظرفیت فعالیت بخشی از کارخانه‌ها را تحت فشار قرار داده و از سوی دیگر، قیمت انواع لاستیک در بازار آزاد در سایز‌ها و برند‌های مختلف فاصله قابل‌توجهی پیدا کرده است.

به گزارش برنا، بررسی قیمت‌های بازار نشان می‌دهد تایر‌های داخلی عمدتاً در محدوده ۳.۵ تا ۷.۱ میلیون تومان قرار دارند، در حالی که برخی محصولات خارجی تا بیش از ۱۶ میلیون تومان قیمت‌گذاری شده‌اند، شکافی که هم هزینه تولید و واردات و هم تفاوت برند و مشخصات فنی را در بازار تایر منعکس می‌کند.

بازار تایر در شهریور، فاصله قیمت‌ها بیشتر شد

قیمت‌های ثبت‌شده در بازار آزاد در دوازدهم شهریور نشان می‌دهد بازار تایر یک بازار یکدست نیست و اختلاف قیمت میان محصولات، حتی در ابعاد نزدیک، قابل‌توجه است. در بخش تایر‌های داخلی، یک حلقه لاستیک  ۱۷۵/۷۰ R ۱۳ گل P۶۶۰ حدود ۳ میلیون و ۵۵۰ هزار تومان قیمت دارد، در حالی که تایر دیگر  ۱۸۵/۶۵ R ۱۵ گل P۶۴۸ تا ۷ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان معامله می‌شود. در میان دیگر  محصولات نیز قیمت‌ها از حدود ۳ میلیون و ۶۵۰ هزار تومان برای سایز ۱۸۵/۶۵ R ۱ تا حدود ۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان برای کویرتایر ۱۸۵/۶۰ R ۱۴ متغیر است.

این اختلاف قیمت صرفاً به نام برند مربوط نمی‌شود؛ سایز، طرح آج، شاخص سرعت و بار، نوع خودرو، مواد مورد استفاده و شرایط عرضه نیز در تعیین قیمت نقش دارند. برای نمونه، تایر  ۲۰۵/۵۰ R ۱۶ گل P۶۲۴ حدود ۵ میلیون و ۲۵۰ هزار تومان قیمت دارد، در حالی که محصولی با سایز نزدیک از برند دیگر ، یعنی ۲۰۵/۵۰ R ۱۶ گل مارس، حدود ۵ میلیون تومان عرضه شده است. در بخش دیگری از بازار نیز  ۲۰۵/۶۰ R ۱۵ گل P۶۱۰ حدود ۶ میلیون و ۲۵۰ هزار تومان قیمت‌گذاری شده و تایر دیگر ۲۰۵/۶۰ R ۱۵ گل KB۷۷ حدود ۵ میلیون و ۵۵۰ هزار تومان ارزش دارد.

شکاف بزرگ میان تایر داخلی و خارجی

در بازار تایر خارجی، فاصله قیمت‌ها با محصولات داخلی به شکل محسوسی افزایش پیدا می‌کند. هانکوک ۲۰۵/۶۰ R ۱۵ مدل Kinergy Eco۲ K۴۳۵ حدود ۱۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان قیمت دارد و هانکوک ۱۸۵/۶۵ R ۱۴ نیز در محدوده ۸ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان تا ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان دیده می‌شود. قیمت میشلن ۲۰۵/۵۵ R ۱۶ مدل Primacy ۴ به حدود ۱۳ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان رسیده و کومهو ۲۰۵/۶۰ R ۱۵ مدل Solus HS۱۱ نیز با قیمت حدود ۱۶ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان در بازار عرضه شده است.

به این ترتیب، اختلاف قیمت میان ارزان‌ترین و گران‌ترین نمونه‌های فهرست‌شده به حدود ۱۲ میلیون و ۶۵۰ هزار تومان می‌رسد. این فاصله نشان می‌دهد بازار تایر در شهریور ۱۴۰۵ علاوه بر مسئله افزایش هزینه تولید، با مسئله مهم دیگری نیز روبه‌رو است: دوگانگی میان تایر‌های تولید داخل و محصولات وارداتی و اثر مستقیم هزینه‌های تجارت، حمل‌ونقل و تأمین بر قیمت نهایی.

مواد اولیه، حلقه‌ای که فشار را به کارخانه منتقل می‌کند

اما پشت این قیمت‌ها، مسئله مهم‌تری در سمت عرضه قرار دارد. کاهش ظرفیت تولید تایر تنها نتیجه افت تقاضا یا ضعف بازار نیست؛ اختلال در تأمین مواد اولیه، افزایش قیمت کائوچو و مشکلات حمل‌ونقل، بخشی از ظرفیت تولید را تحت فشار قرار داده است.

کارشناسان معتقدند صنعت تایر به دلیل ماهیت زنجیره تأمین خود، نسبت به کوچک‌ترین اختلال در مواد اولیه حساس است. کائوچوی طبیعی، کائوچوی مصنوعی، دوده صنعتی، مواد شیمیایی، سیم فولادی و برخی مواد پتروشیمی از اجزای اصلی تولید تایر هستند و افزایش قیمت یا تأخیر در تأمین هر یک از این نهاده‌ها می‌تواند برنامه تولید کارخانه را تحت تأثیر قرار دهد.

به گفته فعالان این صنعت، مشکل زمانی شدیدتر می‌شود که افزایش هزینه مواد اولیه با محدودیت انتقال این هزینه به قیمت محصول نهایی همراه شود. در چنین شرایطی تولیدکننده از یک سو با افزایش هزینه تمام‌شده روبه‌رو است و از سوی دیگر نمی‌تواند متناسب با رشد هزینه‌ها قیمت فروش را افزایش دهد. نتیجه طبیعی چنین فشاری، کاهش حاشیه سود و در برخی موارد کاهش انگیزه یا امکان تولید در ظرفیت کامل است.

کائوچو از نهاده تولید به عامل تعیین‌کننده قیمت تبدیل شد

یکی از مهم‌ترین متغیر‌های اثرگذار بر وضعیت فعلی، قیمت کائوچو است. بر اساس اظهارات فعالان زنجیره تأمین، کائوچوی طبیعی که پیش‌تر در محدوده ۱۸۰۰ تا ۲۵۰۰ دلار خریداری می‌شد، در برخی معاملات و با احتساب هزینه‌های رسیدن محموله به مرز‌های ورودی، به محدوده ۳۰۰۰ دلار و حتی بالاتر رسیده است.

این تغییر فقط یک افزایش قیمت در فاکتور خرید نیست؛ افزایش قیمت کائوچو مستقیماً هزینه تولید تایر را بالا می‌برد و هنگامی که هم‌زمان هزینه حمل، بیمه، تأمین مالی و زمان خواب سرمایه نیز افزایش پیدا کند، فشار نهایی بسیار بیشتر از رشد قیمت خود ماده اولیه خواهد بود.

به گفته کارشناسان، تایر محصولی نیست که بتوان هزینه‌های اضافی زنجیره تولید آن را برای مدت طولانی از قیمت نهایی جدا کرد. اگر قیمت نهاده‌ها افزایش پیدا کند، اما قیمت فروش ثابت بماند، فشار ابتدا روی حاشیه سود تولیدکننده ظاهر می‌شود و در صورت تداوم، می‌تواند به کاهش تولید، محدود شدن عرضه و در مرحله بعد افزایش قیمت بازار منجر شود.

هزینه‌های تولید از بازار جلو زده است

بررسی اظهارات مطرح‌شده در زنجیره تأمین تایر نشان می‌دهد هزینه‌های جاری واحد‌های تولیدی از ابتدای سال حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش یافته است. این رشد در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که افزایش قیمت مجاز محصول نهایی پایین‌تر از رشد هزینه‌های تولید باشد.

در چنین شرایطی، حتی افزایش حجم تولید نیز الزاماً به معنای کاهش قیمت نیست. اگر هزینه مواد اولیه، انرژی، حمل‌ونقل و تأمین مالی سریع‌تر از بهره‌وری رشد کند، افزایش تعداد تولیدشده نمی‌تواند به‌تنهایی قیمت تمام‌شده هر حلقه تایر را پایین بیاورد.

این همان نقطه‌ای است که کاهش ظرفیت تولید اهمیت پیدا می‌کند. کارخانه‌ای که مواد اولیه کافی یا صرفه اقتصادی لازم برای تولید در ظرفیت کامل را ندارد، حتی اگر بازار مصرف داشته باشد، نمی‌تواند الزاماً پاسخ کامل و مستمر به تقاضا بدهد.

حمل‌ونقل، متغیری که مستقیماً روی قیمت لاستیک می‌نشیند

در کنار مواد اولیه، حمل‌ونقل نیز به یکی از عوامل اصلی فشار بر صنعت تایر تبدیل شده است. افزایش هزینه جابه‌جایی، نامشخص شدن زمان ورود محموله‌ها، افزایش هزینه‌های بیمه و مسیر و همچنین خواب سرمایه، هزینه واقعی واردات مواد اولیه را افزایش می‌دهد.

به گفته فعالان بازار، مشکل فقط افزایش کرایه حمل نیست. زمانی که زمان رسیدن یک محموله مشخص نباشد، تولیدکننده ناچار است برای حفظ موجودی ایمن، سرمایه بیشتری در مواد اولیه نگهداری کند. این سرمایه تا زمان ورود کالا و مصرف آن در خط تولید بلااستفاده می‌ماند و هزینه مالی آن در نهایت بخشی از هزینه واقعی تولید محسوب می‌شود.

از همین رو، اختلال لجستیکی می‌تواند هم‌زمان سه اثر داشته باشد: هزینه خرید مواد اولیه را افزایش دهد، ظرفیت تولید را کاهش دهد و قیمت تمام‌شده محصول را بالا ببرد.

تناقض بازار، کمبود مواد اولیه در کنار ورود محصول نهایی

یکی از مهم‌ترین چالش‌های فعلی، شکل‌گیری تناقض میان تولید داخلی و واردات محصول نهایی است. در شرایطی که بخشی از کارخانه‌ها به دلیل محدودیت مواد اولیه نمی‌توانند با ظرفیت کامل فعالیت کنند، بازار برای جبران کمبود عرضه به سمت محصول وارداتی می‌رود.

این وضعیت در کوتاه‌مدت می‌تواند کمبود تایر را کاهش دهد، اما هم‌زمان هزینه بیشتری به بازار تحمیل می‌کند؛ زیرا تایر وارداتی علاوه بر قیمت پایه، تحت تأثیر هزینه حمل، بیمه، تجارت، تأمین مالی و سایر هزینه‌های مرتبط با ورود کالا قرار دارد.

در بازار ۱۲ شهریور نیز این تفاوت به‌خوبی قابل مشاهده است. در حالی که برخی محصولات داخلی مانند بارز ۱۷۵/۷۰ R ۱۳ حدود ۳ میلیون و ۵۵۰ هزار تومان قیمت دارند، محصولات خارجی مانند کومهو ۲۰۵/۶۰ R ۱۵ تا حدود ۱۶ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان قیمت‌گذاری شده‌اند. این فاصله، اهمیت ظرفیت تولید داخلی و دسترسی پایدار به مواد اولیه را بیش از گذشته برجسته می‌کند.

بازار مصرف، فشار قیمت به انتخاب خریدار منتقل شد

افزایش قیمت تایر در نهایت خود را در رفتار مصرف‌کننده نشان می‌دهد. تایر برخلاف بسیاری از کالا‌های مصرفی، محصولی نیست که بتوان خرید آن را برای همیشه به تعویق انداخت؛ اما افزایش قیمت می‌تواند زمان تعویض تایر را به تأخیر بیندازد، تقاضا برای برند‌های ارزان‌تر را افزایش دهد و خریداران را به سمت انتخاب محصولاتی با قیمت پایین‌تر سوق دهد.

کارشناسان معتقدند در شرایط کاهش قدرت خرید، حساسیت مشتری نسبت به اختلاف قیمت میان برند‌ها بیشتر می‌شود. به همین دلیل، فاصله چند میلیون تومانی میان تایر‌های داخلی و خارجی می‌تواند ترکیب تقاضا را تغییر دهد و سهم محصولات اقتصادی‌تر را در بازار افزایش دهد.

از سوی دیگر، بازار تایر یک بازار کاملاً قیمتی نیست. ایمنی، عمر مفید، مشخصات فنی و تناسب تایر با خودرو نیز در تصمیم خرید نقش دارد؛ بنابراین هرچه فشار اقتصادی بیشتر شود، رقابت میان «قیمت» و «کیفیت» در تصمیم مصرف‌کننده جدی‌تر خواهد شد.

کاهش ۵۰ درصدی تولید؛ زنگ خطر برای سمت عرضه تایر

در کنار افزایش هزینه‌ها، کاهش حدود ۵۰ درصدی تولید تایر نیز به یکی از مهم‌ترین نشانه‌های فشار بر سمت عرضه تبدیل شده است؛ افتی که در صورت تداوم می‌تواند فاصله میان تولید و نیاز بازار را بیشتر کند. کارشناسان معتقدند چنین کاهشی صرفاً به معنای کاهش فعالیت کارخانه‌ها نیست، بلکه می‌تواند زنجیره‌ای از پیامدها شامل کاهش موجودی بازار، افزایش هزینه ثابت به ازای هر حلقه، افت بهره‌وری خطوط تولید و در نهایت افزایش فشار قیمتی را به همراه داشته باشد. به گفته فعالان زنجیره تأمین، زمانی که کارخانه هم‌زمان با کمبود کائوچو و سایر مواد اولیه، افزایش هزینه حمل‌ونقل و رشد هزینه‌های جاری مواجه می‌شود، حفظ تولید در ظرفیت عادی دشوارتر خواهد شد. در این شرایط، اگر تولید ۵۰ درصد کاهش پیدا کند اما هزینه‌های ثابت همچنان برقرار باشد، هزینه سرشکن‌شده تولید هر حلقه افزایش می‌یابد و همین مسئله می‌تواند فشار بیشتری بر قیمت نهایی وارد کند. بنابراین، کاهش تولید در کنار رشد قیمت مواد اولیه، یکی از عوامل مهمی است که می‌تواند بازار تایر را در شهریور ۱۴۰۵ با محدودیت عرضه و نوسان بیشتر قیمت مواجه کند.

شهریور ۱۴۰۵، مسئله فقط گرانی نیست

تصویر بازار تایر در شهریور ۱۴۰۵ را نمی‌توان فقط با واژه «گرانی» توضیح داد. آنچه در سمت عرضه اتفاق می‌افتد، ترکیبی از افزایش قیمت نهاده‌ها، اختلال در تأمین، رشد هزینه‌های تولید، مشکلات حمل‌ونقل و محدودیت انتقال کامل هزینه‌ها به قیمت محصول است.

به گفته کارشناسان، اگر این عوامل هم‌زمان ادامه پیدا کنند، فشار بازار فقط به افزایش قیمت محدود نخواهد شد و می‌تواند بر میزان عرضه نیز اثر بگذارد. در چنین شرایطی، سیاست مؤثر برای بازار تایر تنها کنترل قیمت نهایی نیست؛ بلکه باید زنجیره تأمین از مواد اولیه تا حمل‌ونقل و تولید را هدف قرار دهد.

قیمت‌های ثبت‌شده در دوازدهم شهریور یک پیام روشن برای بازار دارد: فاصله قیمت‌ها میان برند‌ها و سایز‌های مختلف افزایش یافته، محصولات وارداتی با اختلاف قابل‌توجهی نسبت به بسیاری از تولیدات داخلی عرضه می‌شوند و در سمت تولید نیز هزینه‌ها در حال فشار آوردن به ظرفیت کارخانه‌هاست؛ بنابراین مسیر آینده قیمت تایر بیش از آنکه فقط به میزان تقاضای مصرف‌کننده وابسته باشد، به ثبات زنجیره تأمین، قیمت مواد اولیه، هزینه حمل‌ونقل و امکان ادامه تولید با ظرفیت اقتصادی وابسته خواهد بود.

نظر شما