علی رضایی/ «حالا پشت مدافعان... خداداد عزیزی... توی دروازه... این غزال تیزپای فوتبال ایران». جملاتی که خواندید مربوط به روزهای خوشی است که گلزن بازی مقابل استرالیا اعتبار گرفت و به واسطه آن، این روزها بر زشتیهای فوتبال ایران میافزاید. هفته به هفته، روز به روز و حالا ساعت به ساعت!
تحلیل مشکلات جدی که خداداد عزیزی در فوتبال ایران ایجاد کرده کار سختی نیست. خداداد به اعتبار دوران بازی (بخوانید گل به استرالیا) دست به هر کاری میزند و کسی هم جلودارش نیست؛ نه مقامات مسئول که به او اجازه دفاع از همه زشتیها میدهند و نه حتی اهالی فوتبال. قسمت سیاهتر ماجرا آن است که متولی تیمش، تیم تراکتور که اصیل و ریشهدار در استان آذربایجان شرقی است، نه تنها تذکری به وی نمیدهد که انگار مشوق وی در این راستاست.
باور ندارید؟ به صحنههای هفتههای پیشین دقت کنید که یک بازیکن در این تیم خطا کرد اما واکنشی که از سرپرست این تیم مشاهده شد، اینگونه بود: وقیحانه، با لحنی طلبکار و کاملا فرافکنانه.
عدم برخورد صحیح با یکی از مشوقات زشتی در فوتبال ایران باعث شد تا هیچ خط قرمزی برای وی وجود نداشته باشد و عاقبتش بشود یک فایل صوتی که هیچ رسانه رسمی نتواند آن را منتشر کند چون مثل همیشه شامل فحاشیهای تند است.
پس از این همه جوالدوز البته باید به خودمان به عنوان اهالی رسانه یک سوزن بزنیم؛ به اینکه نباید به چنین افرادی تریبون بدهیم و نباید به هیچ نحوی به انتشار محتوای شنیع چنین افرادی بپردازیم.
باید مطالبهگر باشیم که نه چنین کلماتی بشنویم و نه حتی مجبور شویم به نقد آن بپردازیم. همه اینها البته برای بعد از رخ دادن این زشتیهاست. برای پیشگری از دفعات بعد باید از همین حالا به فکر بود. مثل آموزش رفتار پسندیده و در چارچوب ادب؛ درست برعکس تمام رفتارهای غزال تیزپا در زشتیها!
انتهای پیام/