صدور انقلاب اسلامی یکی از آرمانهای بلند بنیانگذار جمهوری اسلامی بود که رهبر فرزانه انقلاب نیز در ادامه راه ایشان همواره آن را مورد نظر داشته و این سیاست یکی از اصول دیپلماسی ایران در عرصه بین المللی بوده و هست.
بعد از انقلاب اسلامی تا امروز دنیای غرب با استفاده از عناصر خود در منطقه با تحمیل 8 سال جنگ به ایران و همچنین بهرهگیری از اهرمهای سیاسی و اقتصادی با تحریم های متنوع و پی در پی و در کنار آن تلاش برای تفرقه افکنی های قومی و مذهبی تمام تلاش خود را کرد تا انقلاب اسلامی ایران و حذف دیکتاتوری از کشورمان در بهمن 57 به الگویی برای جهانیان تبدیل نشود.
اما آنچه امروز در کشورهایی مانند تونس، مصر، لیبی،بحرین، عمان و عربستان در حال وقوع است و استکبار ستیزی ملتهای بیدار منطقه نشان از الگوبرداری مردم از انقلاب اسلامی ایران دارد.
امام خمینی(ره) می فرمایند: "من امیدوارم که ملت هاى دیگر هم توجه بکنند و اقتدا بکنند به این ملت ایران. ملت مصر اعتنا نکند به این حکومت جائرى که اعلام میکند که ما هرکس اسم از اسلام ببرد سرکوب مىکنیم. بدانند که اسلام در مصر در خطر است و واجب است بر زن و مرد مصرى که قیام کنند و این حکومت فاسد را، که از اول اعلام جنگ با اسلام داده است، سرکوب کنند."
حضرت آیت الله العظمی خامنهای (مد ظله العالی) نیز در مراسم 14 خرداد سال 89 میفرمایند: "امام، نهضت را جهانى میدانست و این انقلاب را متعلق به همه ملتهاى مسلمان، بلكه غیر مسلمان معرفى می كرد. امام از این ابائى نداشت. این غیر از دخالت در امور كشورهاست، كه ما نمی كنیم؛ این غیر از صادر كردن انقلاب به سبك استعمارگران دیروز است، كه ما این كار را نمی كنیم، اهلش نیستیم؛ این معنایش این است كه بوى خوش این پدیدهى رحمانى باید در دنیا پراكنده شود، ملتها بفهمند كه وظیفهشان چیست، ملتهاى مسلمان بدانند كه هویتشان چگونه است و كجاست."
اگرچه دستگاه های جاسوسی استعمارگران تلاش میکنند انقلاب های زنجیره ای در کشورهای اسلامی را مدیریت و باحذف شخصیتهای دیکتاتور، حکومتهایی جعلی و وابسته به خود را در این کشورها روی کار بیاورند اما موج بیداری اسلامی در این برهه به کابوسی برای دنیای استکبار تبدیل شده است.
کشورهای سلطهگر به ویژه آمریکا در انقلابهای اسلامی منطقه تلاش می کنند همانطور که بعد از انقلاب ایران عوامل و عناصر خود را در حاکمیت موقت به وجود آمده نفوذ دادند تا سلطه خود را حفظ کنند، عمل کرده و این سیاست را پیگیری کنند.
اما در صورتی که آمریکایی ها نتوانند حاکمیت این کشورها را بعد از انقلاب مردمی به دست خود بگیرند در مرحله بعد با توجه به موقعیت سیاسی جغرافیایی این کشورها راهکارهایی متفاوت اتخاذ خواهند کرد.
شاید آمریکایی ها ترجیح می دهند انقلاب مردم بحرین با کمکهای تسلیحاتی آنها و کشور عربستان که منفعت مالی هم برای آنها در پی خواهد داشت، سرکوب و جلوی هرگونه انقلاب در عمان و عربستان گرفته شود.
از سوی دیگر آمریکا تمام تلاش خود را برای روی کار آمدن یک حکومت وابسته به آمریکا در کشور مصر با توجه به همسایگی این کشور با رژیم اشغالگر قدس به عمل می آورد و از هر تلاشی برای مصادره انقلاب مردم مصر به نفع خود فروگذار نخواهد کرد.
در جایگاه دیگر پسر معمر قذافی دیکتاتور خونخوار لیبی در اظهار نظری به صراحت از تجزیه این کشور سخن می گوید و آمریکاییها نیز با اتخاذ مواضعی دوپهلو اگر امید خود را در جایگزین کردن یک حکومت وابسته به خود در لیبی از دست بدهند، می توانند با تجزیه این کشور همانند سودان موافقت و این مسئله را یک امر مردمی محسوب کنند.
این در حالی است که بحرانهای پی در پی اقتصادی آمریکا و ورشکستگی اقتصاد این کشور در این برهه نیاز شدیدی به رشد حقیقی دارد و یکی از بهترین اهرم های رشد اقتصاد آمریکا رونق گرفتن بازارهای تسلیحاتی این کشور است.
سرکوب انقلاب های مردمی در کشورهایی مانند تونس، مصر، بحرین، لیبی و... با تسلیحات غربی و آمریکایی و از سوی دیگر تجزیه برخی از این کشورها با توجه به اینکه می تواند زمینه ای مناسب برای ایجاد بازار فروش تسلیحات نظامی باشد، یکی از رویکردهای استکبارگران در این کشورها است.
اما اینکه چقدر تلاش های غرب به سرکردگی آمریکا در مدیریت خیزش مردم مسلمان منطقه موفق خواهد بود، سوالی است که اکنون شاید با گذشت 32 سال از انقلاب اسلامی ایران به صورت عملی به آن پاسخ داده شده است.