سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی و بین الملل

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

کارشناس روابط بین الملل در گفت‌وگو با برنا مطرح کرد؛

قطعنامه وین؛ جرقه‌ای در انبار باروت خلیج فارس

۱۴۰۵/۰۶/۲۰ - ۱۳:۰۷:۲۱
کد خبر: ۲۳۸۷۷۵۹
برنا - گروه سیاسی و بین‌الملل: تصویب قطعنامه شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی علیه ایران، هم‌زمان با تشدید درگیری‌های دریایی میان تهران و واشنگتن در خلیج فارس و تنگه هرمز، معادلات بحران را وارد مرحله‌ای تازه کرده است.

هم‌زمان با تصاعد درگیری‌های دریایی میان ایران و آمریکا در حوزه خلیج فارس و تنگه هرمز و در حالی که شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قطعنامه علیه ایران را تصویب کرده است، گمانه‌زنی‌ها درباره تعمیق بحران منطقه‌ای و بین‌المللی به اوج خود رسیده است. خبرنگار خبرگزاری برنا در گفت‌وگویی با «علی ودایع» کارشناس روابط بین الملل، ابعاد تغییر دکترین نظامی ایران،موازنه قدرت در خلیج فارس و آخرین احتمالات درباره پرونده اتمی ایران را بررسی می کند.

 طی روز‌های اخیر شاهد تغییر ملموسی در الگوی تقابل ایران و آمریکا در خلیج فارس بوده‌ایم. چرخش ایران از پدافند به سمت اقدامات آفندی پرهزینه در تنگه هرمز را چگونه تحلیل می‌کنید؟

ودایع: آنچه در خلیج فارس و معبر حیاتی تنگه هرمز مشاهده می‌شود، نشان‌دهنده یک تغییر بنیادی و محاسبه‌شده در دکترین بازدارندگی ایران است. اندیشکده‌های غربی مانند CSIS سال‌ها رفتار استراتژیک تهران را بر پایه «پدافند پسیو» و «صبر فعال» ارزیابی می‌کردند. آنچه امروز غربی‌ها آن را «آفند پرهزینه» می‌نامند، در واقع عملیاتی‌سازی دکترین دفع حمله در مبدا بر اساس منطق رئالیسم تهاجمی است. امروز ایران نمی‌تواند نسبت به تهدیدات با صبر و حوصله برخورد کند. آنچه که می‌بینیم در جهت تصاعد تنش نیست. تهران می‌خواهد واشنگتن را به سمت کنترل تنش محدود کند.

وی افزود: تجربه نبرد‌های اخیر اثبات کرد که اتکای صرف به سیستم‌های پدافندی در برابر حجم بالایی از تهدیدات ترکیبی، ضریب امنیت کامل ایجاد نمی‌کند. وقتی طرف مقابل شریان‌های صادرات انرژی یا امنیت دریانوردی را نشانه می‌رود، ماندن در وضعیت دفاعی محض، عین پذیرش فرسایش تدریجی است. پیام الگوی آفندی جدید که با پرتاب‌های انبوه‌سازی‌شده موشکی و پهپادی همراه است شفاف است. امنیت در خاورمیانه یک کل تجزیه‌ناپذیر است؛ امنیت یا برای همه، یا برای هیچ‌کس امنیت وجود ندارد.

هم‌زمان با این آتش‌باری‌های دریایی، شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در وین قطعنامه‌ای علیه ایران تصویب کرده است. این اقدام دیپلماتیک چه نسبتی با نبرد میدانی دارد؟

ودایع: این دو رویداد، دو روی یک سکه در یک جنگ ماتریسی ناهمگون هستند. غرب هرگاه در ابعاد نظامیکا و تروئیکا به شکل فوری دنبال ایجاد مشروعیت در جهت توجیه تخاصم با ایران هستند. نکته اینجاست که ابزار شورای حکام دچار فرسایش استراتژیک شده است؛ پاسخ تهران به هرگونه قطعنامه تنبیهی، نه انفعال، بلکه «توسعه زنجیره‌های فنی سانتریفیوژ‌ها و کاهش بیشتر تعهدات نظارتی» خواهد بود.

 این تحلیل در واشنگتن وجود دارد که رفتار‌های آفندی ایران ریسک ورود به یک جنگ تمام‌عیار را افزایش داده است. نگاه شما به این ارزیابی‌ها چیست؟

ودایع: اصلی‌ترین آسیب در تحلیل شاهین‌های جنگ طلب این است که رفتار‌های دفاعی ایران را از فیلتر عینک خود تحلیل می‌کنند. غرب مایل است ساختار بازی به شکلی تنظیم شود که تحریم اقتصادی و ضربه موضعی برای خودش بی‌هزینه باشد؛ اما وقتی شریان‌های انرژی، امنیت ناوبری و مقرّ نیروهایشان با پاسخ متقابل روبه‌رو می‌شود، اسم آن را تصاعد ناخواسته بحران می‌گذارند.

وی ادامه داد: باید دقت داشت؛ رفتار جدید ایران یک پاسخ عقلانی به عدم توازن هوشمند است. اگر نگاه رئالیستی داشته باشیم؛ بازدارندگی یک‌طرفه، افسانه است. ادامه وضعیت تنش با ایران بدون در نظر گرفتن «درب خروج» منجر به تصاعد هزینه استقرار و امنیت شناور‌های غربی در منطقه می‌شود. نکته اینجاست که هر لحظه ممکن است کنترل وضعیت از دست خارج شود.

تصویب قطعنامه شورای حکام، سناریو‌های آتی تقابل ایران و آمریکا به کدام سمت حرکت خواهد کرد؟

ودایع: اگر بخواهیم واقع‌بینانه و بدون روتوش به صحنه نگاه کنیم، خروجی نشست وین صرفاً یک بیانیه کاغذی در مقر آژانس نیست. این مصوبه مستقیماً تعیین‌کننده درجه حرارت درگیری‌ها در آب‌های خلیج فارس و سطح تقابل استراتژیک منطقه خواهد بود. صدور یک قطعنامه ضدایرانی در وضعیت فعلی، دقیقاً حکم انداختن جرقه در انبار باروت را دارد.

وی خاطرنشان کرد: تاریخ تحولات دیپلماتیک و نظامی سه دهه اخیر یک الگوی تکرارشونده و معنا‌دار را به ما نشان می‌دهد؛ ما پیش از این هم بار‌ها شاهد یک فاصله زمانی معنا‌دار و محاسبه‌شده بین صدور قطعنامه‌های شورای حکام و آغاز تهاجم یا تشدید فشار‌های سخت علیه ایران بوده‌ایم. غربی‌ها ابتدا شالوده «اجماع‌سازی حقوقی» را می‌چینند تا بلافاصله پس از آن، پروژه مهار یا ضربه را در میدان عملیاتی کلید بزنند.

به گفته ودایع، اینجاست که با یک پارادوکس ساختاری در رفتار واشنگتن و تل‌آویو روبه‌رو هستیم. آمریکا و اسرائیل در علنی‌ترین شکل ممکن، ناهنجارترین و زیاده‌خواهانه‌ترین رفتار‌ها را در عرصه روابط بین‌الملل نمایش می‌دهند. از ترور و خرابکاری صنعتی گرفته تا هدف قرار دادن شریان‌های اقتصادی اقدامات خصمانه بازیگران مداخله گر است. همین بازیگران، زمانی که پای توسعه‌طلبی، تامین منافع حداکثری و مداخله‌گرایی به میان می‌آید، به کاتولیک‌تر از پاپ تبدیل شده و پشت هنجارها، مفاهیم و نهاد‌های بین‌المللی سنگر می‌گیرند و ضربات محدود تاکتیکی در جهت وزن کشی ادامه داشته باشد. در عین حال، تصاعد غیرقابل بازگشت مبتنی بر نردبان هرمان منجر به خلق بحران پیچیده‌تر از جنگ ۴۰ روزه یا تجربه جنگ ۱۲ روزه خواهد شد. هزینه‌های این بازی دیگر فقط متوجه تهران نخواهد بود، بلکه تمام شریان‌های انرژی و پایگاه‌های سنتکام در منطقه را در بر خواهد گرفت.

انتهای پیام/

نظر شما