به گزارش خبرنگار موسیقی برنا، سیدمحمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با حضور در مراسم اختتامیه بیستوششمین جشنواره بینالمللی موسیقی که ساعاتی پیش در تالار وحدت برگزار شد، یادداشتی آماده کرده بود که متن کامل آن در پی میآید:
کوبه ها و زخمه ها آوای زخم سینههاست/ آه هجرانی به روی غربت آیینههاست. اگر به زمزمهها شرط، ذکر تسبیح است پس ای تمام ترنم ز غیر دوست مگو، پس از تمام ترانه به غیر دوست مخوان. که هر چه هست در این پرده، پردهداری ماست که هر چه هست در این نغمه، ذکر یاد خداست.
رسول زیباییها (ص) فرمود: "هر که قرآن را به آهنگ نخواند از ما نیست." کلام خدا را که خدای کلام است به تغنی خواندن یعنی زیبایی بر زیبایی افزودن. در صف منا بودن است. چه رمزی است در این موسیقی که حتی سخن خداوند تبارک و تعالی را در آن قالب باید ریخت تا طالب، بیشتر پیدا کند.
الم نشرح لک صدرک در بحر هزج "مفاعیلن مفاعیلن" اینچنین عروضی، عروس بزم تقرب و خلوت انس میتواند باشد که محفل انس با قرآن و آن موسیقی عیان و پنهان و شور جمع عاشقان، همان منظور "لیس منا من لم یتغن بالقرآن" است.
آواز خوش از کام و دهان و لب شیرین/ گر نغمه کند ور نکند دل بفریبد. ور پرده عشاق و صفاهان و حجاز است/ از حنجره مطرب مکروه نزیبد.
شعر و موسیقی در فرهنگ تاجیک که با فرهنگ ایرانی اسلامی ارتباطی نزدیک دارد به شیر و شکر تشبیه گذشته است. سپیدی هر دو، جایگاهش در سبد مصرف و اختلاطپذیری آنان که چون در هم حل گشتند، جداییناپذیرند و به همراهی ناگزیر. همه و همه، شعر و موسیقی را به شیر و شکر تعبیرپذیر میکند و چه خوب است اگر شاعر و موسیقیدان نیز شیرین و شکرین شوند. خلق آثار بزرگ از ارتباط این دو سرچشمه گرفته است.
شاعر شهیر شهریر چون با ابوالحسن صبا، انیس و جلیس بود به اقتضای همنفسی آن دو بزرگ کارها، فخامت مییافت و آثار، کرامت. ناآشنایی شاعر با دنیای موسیقی و بیگانگی موسیقیدان با عوالم شعر، کارها را یک بار مصرف میکند آن هم به ضرورت ارائه آمار. شاعران هر چه بیشتر با موسیقی آشنایی داشتند با ظرافت اندیشه همنوایی داشتند و قدرت سخنآرایی.
از سرآمدان و رشیدقامتان این سروستان، حافظ شیرازی است همان لسانالغیب: آن مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت/ و آهنگ بازگشت به راه حجاز کرد.
و این رند عالمسوز که با مصلحتبینی کاریش نیست سر سازشش با شعبدهبازان سخن، نباشد: بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه/ زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد.
انصاف را که اگر غزل حفاظ را به وادی این بحث وارد کنیم و بر این سیاق، مقلد، حرف این است که: فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید/ شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد.
و حقیقت مطلب، طهارت در موسیقی است. طریقی که موسیقی از آن به جایگاه حقیقیاش دست مییازد و نرد تعالی میبازد، عبور از مسیر فرهنگ مطهر است: چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست/ نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود
والحق که در این محفل، بی ادبان را راهی نیست و ناپاکان را جایگاهی. هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود. در آن روز که پردهها پس میرود و هنگام هنگامه قضاوت میشود آنان را که حرمت نگه داشتند و بر طهارت این مقام احترام گذاشتند شأن و منزلت معلوم خواهد شد. میدانید که هنوز هم برخی از اهل موسیقی بیوضو دست به ساز نمیبرند و سینه این راز بزرگ را نمیدرند که وضوع، ضیاء است و نغمغ، ذکر. که با طهارت اظهار ارادت نور علی نور است: غصل در اشک زدم کاهل طریقت گویند/ پاک شو اول و پس دیده بر آن پاکانداز.
ا
ز آن فراتر و بر این مدعا، رساتر آنکه در فرهنگ خوشاهنگ هندیان باستان، آنان که بر دستگاهها و ردیفهای موسیقی مسلط نبودند اجازه دست بر ساز را نداشتند و انگشت بر این باور میگذاشتند که هر زخمه خطا، زخمی است که بر بال فرشتگان زده میشود و تیغی است که بر تن ملائکه فرو میرود و این بدان معناست که آسمان نیز نگران سلامت موسیقی است. لهو و لعب، فرشتگان را میآزارد و زخمههای ناروان، زخم بر تن ایشان میآرد و ابرهای چنین آسمانی، بارانی مسموم دارد: داند از جان مرد موسیقیشناس/ نظم موسیقی کیهان را سپاس.
و عرفان موسیقی اینجا سخن میآغاز و پنجه در پنجه کلام میاندازد و به کرامتش مینازد: بانگ گردشهای چرخ است اینکه خلق/ مینوازندش به طنبور به حلق. ما همه اجزای آدم بودهایم/ در بهشت این لحنها بشنودهایم.
و اینها همه را از پیام روح اجسام بیروح میگیرد که جان میپذیرد. آنگاه که ماهیتی مستقل میگیرد:
خشک سیم و خشک چوب و خشک پوست/ از کجا میآید این آوای دوست.
و نی را که چون از خود تهی میگردد و نی میگردد، نای معرفت میشود به سمت حکایت هجران میرود:
دو دهان داریم گویا همچو نی/ یک دهان پنهانست در لبهای وی. با لب دمساز خود گر جفتمی/ همچو نی من گفتنیها گفتمی.
نی کلام نفی استف بیجهتش نی ننامیدند. لا اله الا الله. نی میگوید از خود تهی شو تا از خدا لبریزت کنند. "قولو لا اله الا الله تفلحو" خود را نفی کن تا به اجازه حکایت دوست و هر چه ازوست، اثبات شوی. تا به همراهی او سوی ماندگاری روی. هفت بند نی حکایت از هفت شهر عشق میکند. هفت بند مویه دارد و هفت آسمان بویه: ترا به هفت نای خود ز هجر مویه میکنم/ ترا به هفت بند دل ز دوست بویه میکنم.
آری: نی حدیث راه پرخون میکند / قصههای عشق مجنون میکند.
و این نالهها را اصیلترین حکایت انسان دورافتاده از اصل خویش میداند و آدمیان را به گوش فرا دادن بر این نغمههای پرسوز میخواند:
آتش است این بانگ نای و نیست باد/ هر که این آتش ندارد نیست باد.
و دف را که سیلیخور حوادث روزگار است بیوضو دست بر آن نبرید که محرم اسرار است و عمری ز دقالباب اهل راز بیدار و هشیار است. حلقه به گوش است و در محضر بیدلان جاننثار است. عرفان کهن دارد این با گوش اهل دل محرم و چنگ که چنگ بر زخمهای اهل درد میکشد: چنگ خمیده قامت میخواندت به عشرت/ بشنو که پند پیران هیچت زیان ندارد.
خمیدگیاش رکوع است در مقابل عظمت خلقت و نوایش ذکر محبت خالق "سبحان ربی العظیم و بحمده". از زخم زخمههایش خون غیرت و ارادت جاری است و بر چهره نوایش عرق تعلق چونان جویباری است: جان بی جمال جانان میل جهان ندارد/ دردا که این معما شرح و بیان ندارد.
به کوک، گوشمالی میشود و ای کاش چنگیان نیز به گوشمالی روزگار، کوک میشدند چونان پیر چنگی مولانا. در پیوند باورهای دینی و موسیقی اصیل هم همین بس که باید گفت: رستنگاه موسیقی دینی در ایران، محرم بوده است. کوتاه کنم سخن، دراز است حدیث.
کاش که میشد عرفان موسیقی را قبل از آموزش نواختن و خواندن در جان این خیل عظیم جاری نمود که اگر این معرفت عارض گردد موسیقیدان با نااهلان معارض گردد. دیگر هیچ دستی بیوضو و دلی بیخضوع به سمت سازی نخواهد رفت و به جانب آوازی مایل نخواهد شد: چون دایره ما ز پوست پوشان توییم/ در دایره حلقه به گوشان توییم. گر بنوازی ز جان خروشان توییم/ ور ننوازی هم از خموشان توییم.
بگذاریم و بگذریم. بیستوششمین دوره جشنواره بینالمللی موسیقی فجر از بسیاری جهات با گذشته متفاوت بود. یمن آغاز آن در هفته وحدت و تقارن افتتاح جشنواره با ولادت با سعادت سرور کائنات و مفخر موجودات رسول گرامی اسلام علیه آلاف الثناء والتحیات کرامتی مضاعف بر آن افزود و تمایز شاخصش استقبال بینظیر دوستداران موسیقی بود. از تمامی گردانندگان و پدیدآورندگان ایثار و آثار بینهایت سپاسگزارم و امیدوارم زیباییهای این هنر به همراه عرفان آن بیش از پیش معرفی و شناسانده شود. توفیق، رفیق طریق عزت و اعتبار یکایک شما گرامیان باد. و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین.
بیستوششمین جشنواره بینالمللی موسیقی فجر از 2 تا 8 اسفندماه در شش استان برگزار شد.