به گزارش برنا، گسترش لندتکها در اقتصاد ایران را نمیتوان صرفاً نتیجه پیشرفت فناوری مالی دانست، بلکه این کسبوکارها پاسخی به یک نیاز اقتصادی واقعی هستند، نیازی که از شکاف میان عرضه رسمی اعتبار و تقاضای خانوارها برای تسهیلات خرد شکل گرفته است.
علیجانی در این راستا معتقد است : شبکه بانکی به دلایل مختلف از جمله محدودیتهای مقرراتی، فرآیندهای اعتبارسنجی، وثیقهمحوری، هزینههای عملیاتی و زمانبر بودن پرداخت تسهیلات، هنوز نتوانسته است دسترسی به اعتبار خرد را آنگونه که مصرفکننده انتظار دارد، سریع و ساده کند.
این اقتصاددان ادامه داد: لندتکها دقیقاً در همین نقطه وارد بازار شدهاند و تلاش کردهاند فرآیند دریافت اعتبار را از یک مسیر سنتی و پرهزینه به یک تجربه دیجیتال تبدیل کنند، بهگونهای که اعتبارسنجی، تعیین سقف اعتبار، خرید و بازپرداخت تا حد زیادی در بستر دیجیتال انجام شود.
اعتبار ارزان روی کاغذ میتواند گران تمام شود
علیجانی با تأکید بر تفاوت میان نرخ سود اسمی و هزینه واقعی اعتبار اظهار کرد: یکی از مهمترین موضوعاتی که در تحلیل عملکرد لندتکها باید مورد توجه قرار گیرد، نرخ هزینه مؤثر اعتبار است.
وی گفت: وقتی به مصرفکننده اعلام میشود یک اعتبار با نرخ مشخص در اختیار او قرار میگیرد، این نرخ بهتنهایی نمیتواند نشاندهنده هزینه واقعی تأمین مالی باشد. اگر مشتری علاوه بر سود، هزینه اشتراک، کارمزد، هزینه خدمات، هزینههای جانبی یا مبالغ دیگری پرداخت کند، باید مجموع این هزینهها در محاسبه قیمت واقعی اعتبار لحاظ شود.
وی افزود: حتی اگر بخشی از اعتبار اسمی نیز عملاً در اختیار مشتری قرار نگیرد، اما بازپرداخت بر مبنای کل مبلغ محاسبه شود، نرخ اعلامشده دیگر تصویر دقیقی از هزینه تأمین مالی ارائه نمیکند.
علیجانی تصریح کرد: بنابراین ممکن است اعتباری با نرخ اسمی ۲۳ درصد، از منظر اقتصادی برای مصرفکننده بسیار گرانتر تمام شود و هزینه مؤثر آن به محدوده ۵۰ تا ۷۰ درصد یا حتی بالاتر برسد.
این اقتصاددان البته تأکید کرد: نباید تمام این فاصله را به عنوان سود خالص لندتک تلقی کرد، زیرا این شرکتها نیز با هزینههایی مانند تجهیز منابع، اعتبارسنجی، نکول، فناوری، بازاریابی، ارائه خدمات به پذیرندگان و هزینههای عملیاتی مواجه هستند.
مشتری لندتک فقط پول نمیخرد
علیجانی درباره چرایی استقبال خانوارها از اعتبار دیجیتال گفت: برای درک رشد لندتکها باید ساختار اقتصاد تورمی ایران را در نظر گرفت.
وی افزود: در اقتصادی که قیمت کالاها و خدمات میتواند سریعتر از رشد درآمد خانوار افزایش پیدا کند، خانوار همیشه صرفاً به دنبال پول ارزان نیست، بلکه گاهی به دنبال امکان خرید در زمان مناسب است.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی، مصرفکننده در واقع فقط پول دریافت نمیکند، بلکه زمان، سرعت، سهولت و امکان انجام خرید را نیز خریداری میکند و این موضوع یکی از مهمترین مزیتهای رقابتی لندتکها در برابر بانکداری سنتی است.
به گفته علیجانی، مشتری در مدل سنتی ممکن است با ضامن، وثیقه، شعبه، مدارک متعدد، اعتبارسنجی طولانی و زمان انتظار مواجه باشد، در حالی که لندتک تلاش میکند این زنجیره را کوتاه و دیجیتالی کند.
وی گفت: بنابراین محصولی که لندتک ارائه میکند صرفاً «اعتبار» نیست، بلکه ترکیبی از اعتبار و تجربه دسترسی است.
تورم به رشد اعتبار دیجیتال کمک میکند
این اقتصاددان با اشاره به اثر تورم بر رفتار مصرفکنندگان اظهار کرد: در محیط تورمی، مقایسه ساده نرخ سود اسمی نمیتواند رفتار متقاضی اعتبار را توضیح دهد.
وی افزود: وقتی خانوار احتمال میدهد قیمت کالایی که امروز به آن نیاز دارد در ماههای آینده افزایش پیدا کند، ممکن است حتی حاضر باشد هزینه مالی بیشتری بپردازد تا همان کالا را امروز خریداری کند.
علیجانی ادامه داد: در این شرایط، تصمیم مصرفکننده صرفاً مقایسه ۲۳ درصد و ۷۰ درصد نیست، بلکه مقایسه میان هزینه دریافت اعتبار و هزینه به تعویق انداختن خرید است.
وی هشدار داد: البته همین موضوع میتواند یک ریسک جدی نیز ایجاد کند. اگر اعتبار خرد برای خریدهای ضروری و مدیریت کوتاهمدت نقدینگی استفاده شود، میتواند ابزار مناسبی باشد، اما اگر خانوار برای تأمین مداوم هزینههای روزمره و جبران کسری درآمد خود به اعتبار متکی شود، احتمال انباشت بدهی افزایش پیدا میکند.
لندتکها هنوز رقیب اصلی بانکها نیستند
علیجانی با رد این تصور که لندتکها بخش عمده بازار بانکها را تصاحب کردهاند، گفت: در شرایط فعلی از نظر اندازه بازار، هنوز نمیتوان لندتکها را جایگزین بانکها دانست.
وی افزود: بر اساس گزارشهای منتشرشده، حدود ۲۰ پلتفرم تسهیلاتیار در سال ۱۴۰۳ بیش از ۶۷۰ هزار فقره وام به ارزش حدود ۳۷ هزار میلیارد تومان پرداخت کردهاند. با وجود رشد قابل توجه حجم تسهیلات، سهم تسهیلاتیاران از بازار تسهیلات خرد همچنان در حدود ۲ درصد برآورد میشود.
وی ادامه داد: برآوردهای مربوط به سال ۱۴۰۴ نیز سهم پلتفرمی و آنلاین از تسهیلات خرد را در محدوده ۲ تا ۳ درصد نشان میدهد، در حالی که سهم تسهیلات خرد و مصرفی از کل تسهیلات شبکه بانکی بسیار بزرگتر است.
این اقتصاددان گفت: بنابراین اینکه تصور کنیم لندتکها بازار بانکها را گرفتهاند، تحلیل دقیقی نیست؛ مسئله مهمتر سرعت رشد این صنعت و تغییری است که در رفتار مشتری ایجاد میکند.
تهدید اصلی برای بانکها تغییر رفتار مشتری است
علیجانی اظهار کرد: اهمیت لندتکها فقط در سهم فعلی آنها از بازار نیست، بلکه باید به روند رشد آنها توجه کرد.
وی افزود: ممکن است یک صنعت در حال حاضر سهم کوچکی از بازار داشته باشد، اما اگر با سرعت زیادی رشد کند و همزمان تجربه مشتری را تغییر دهد، در آینده میتواند به بازیگری اثرگذار تبدیل شود.
وی ادامه داد: لندتکها امروز الزاماً جایگزین بانکها نیستند، اما میتوانند بانکها را مجبور کنند مدل ارائه خدمات اعتباری خود را تغییر دهند.
علیجانی تصریح کرد: بانکی که اعتبار خرد را همچنان با فرم، ضامن، وثیقه، مراجعه حضوری و فرآیندهای طولانی تعریف کند، در مقابل پلتفرمی که اعتبار را در نقطه خرید و در مدت کوتاه ارائه میکند، به تدریج بخشی از مزیت رقابتی خود را از دست خواهد داد.
بانکها هم با محدودیتهای واقعی مواجهاند
این اقتصاددان با تأکید بر اینکه نقد عملکرد بانکها نباید به نادیده گرفتن محدودیتهای آنها منجر شود، گفت: بانکها با مجموعهای از الزامات و هزینهها مواجهاند که لندتکها الزاماً با همان ساختار روبهرو نیستند.
وی افزود: کفایت سرمایه، ذخیرهگیری، کنترل نقدینگی، الزامات مبارزه با پولشویی، مقررات نظارتی، هزینه نیروی انسانی، شعب و مجموعهای از تکالیف اعتباری، بخشی از محدودیتهای شبکه بانکی است.
علیجانی ادامه داد: در مقابل، لندتکها میتوانند بخشی از زنجیره ارزش اعتبار را با ساختاری متفاوت و دیجیتال مدیریت کنند.
وی گفت: بنابراین اگر بانک تحت محدودیت نرخ و مقررات فعالیت کند، اما همان اعتبار از طریق یک پلتفرم با هزینه مؤثر بالاتر به مصرفکننده برسد، از منظر رقابتی باید درباره توازن زمین بازی سؤال کرد.
راهحل تقابل بانک و لندتک نیست
علیجانی تأکید کرد: آینده بازار اعتبار دیجیتال نباید بر مبنای تقابل بانک و لندتک تعریف شود.
وی افزود: بانکها مزیتهایی مانند منابع مالی، مجوز، ترازنامه، مدیریت ریسک و زیرساخت پرداخت دارند و لندتکها نیز در حوزه داده، فناوری، اعتبارسنجی، شبکه پذیرندگان و توزیع دیجیتال اعتبار مزیت دارند.
وی ادامه داد: ترکیب این دو ظرفیت میتواند به یک مدل کارآمدتر منجر شود؛ به این معنا که بانک تأمینکننده منابع و مدیریتکننده ریسک باشد و لندتک نقش زیرساخت توزیع، اعتبارسنجی و ارتباط با مشتری را بر عهده بگیرد.
این اقتصاددان گفت: اگر این همکاری به شکل صحیح تنظیم شود، میتواند هزینه توزیع اعتبار را کاهش دهد، دسترسی خانوارها به تسهیلات را افزایش دهد و در نهایت رقابت را در بازار اعتبار تقویت کند.
نرخ مؤثر باید جلوی چشم مشتری باشد
علیجانی مهمترین اولویت تنظیمگری بازار اعتبار دیجیتال را شفافیت دانست و اظهار کرد: سیاستگذار نباید نخستین واکنش خود را سرکوب یا محدود کردن لندتکها قرار دهد، بلکه باید قیمت واقعی اعتبار را برای مصرفکننده شفاف کند.
وی افزود: هر محصول اعتباری باید حداقل سه عدد کاملاً روشن داشته باشد؛ مبلغ اسمی اعتبار، مبلغ خالصی که واقعاً در اختیار مشتری قرار میگیرد و مجموع مبلغی که مشتری در پایان دوره بازپرداخت خواهد کرد.
وی ادامه داد: در کنار این موارد نیز باید نرخ هزینه مؤثر سالانه اعتبار به شکل شفاف اعلام شود تا مشتری بتواند محصولات مختلف را با یکدیگر مقایسه کند.
علیجانی تصریح کرد: این الزام باید برای بانک و لندتک یکسان باشد. اگر بانک اعتباری با نرخ اسمی مشخص ارائه میکند، اما هزینههای جانبی نرخ واقعی را تغییر میدهد، این موضوع باید برای مشتری روشن باشد و اگر لندتک نیز اعتباری با هزینه مؤثر ۶۰ یا ۷۰ درصد عرضه میکند، مشتری باید همان عدد را ببیند.
قیمت تبلیغاتی نباید جای قیمت واقعی را بگیرد
وی گفت: رقابت واقعی زمانی شکل میگیرد که مصرفکننده بتواند قیمت واقعی محصولات اعتباری را مقایسه کند، نه اینکه صرفاً با نرخهای تبلیغاتی مواجه شود.
این اقتصاددان افزود: شفافیت در قیمتگذاری نه تنها به نفع مصرفکننده است، بلکه در بلندمدت به نفع خود لندتکها نیز خواهد بود، زیرا باعث میشود بازیگران کارآمدتر از شرکتهایی که صرفاً بر جذابیت تبلیغاتی نرخها تکیه دارند، متمایز شوند.
لندتکها باید مراقب بدهی خانوار باشند
علیجانی درباره ریسکهای توسعه اعتبار خرد اظهار کرد: رشد لندتکها در کنار مزایایی که برای دسترسی به اعتبار ایجاد میکند، میتواند خطر افزایش بدهی خانوار را نیز به همراه داشته باشد.
وی افزود: اگر اعتبار دیجیتال برای خرید کالاهای بادوام یا مدیریت یک شوک موقت نقدینگی استفاده شود، میتواند کارکرد اقتصادی مثبتی داشته باشد، اما زمانی که مصرفکننده برای تأمین هزینههای جاری و کسری دائمی درآمد به اعتبار متوسل شود، اعتبار دیگر راهحل نیست و به تعویق انداختن مسئله تبدیل میشود.
وی ادامه داد: بنابراین توسعه اعتبار دیجیتال باید همزمان با اعتبارسنجی دقیق، ارزیابی توان بازپرداخت و جلوگیری از اعطای اعتبار بیش از ظرفیت مالی خانوار انجام شود.
سهم کوچک امروز میتواند بازار بزرگ فردا باشد
علیجانی گفت: سهم فعلی لندتکها از بازار اعتبار نباید باعث شود اهمیت این صنعت نادیده گرفته شود.
وی افزود: صنعت لندتک در نقطهای قرار دارد که هنوز فاصله زیادی با تسلط بر بازار بانکی دارد، اما رشد سریع آن نشان میدهد تقاضای قابل توجهی برای اعتبار سریع، دیجیتال و کماصطکاک وجود دارد.
وی ادامه داد: همین تقاضا میتواند در آینده بانکها را به سمت دیجیتالی کردن فرآیندهای اعتباردهی، استفاده گستردهتر از داده و کاهش اصطکاک در اعطای تسهیلات سوق دهد.
برنده نهایی باید مصرفکننده باشد
این اقتصاددان در جمعبندی گفت: مسئله اقتصاد ایران «لندتک یا بانک» نیست، بلکه مسئله اصلی قیمت واقعی اعتبار و کارایی زنجیره تأمین مالی است.
وی افزود: لندتکها محصول یک نیاز واقعی در اقتصاد ایران هستند و ضعفهای مدل سنتی بانکداری نیز واقعیت دارد، اما رشد اعتبار دیجیتال نباید باعث شود هزینه واقعی آن از نگاه مصرفکننده پنهان بماند.
علیجانی تصریح کرد: از یک طرف نباید به بهانه حمایت از بانکها، نوآوری مالی و حق انتخاب مصرفکننده محدود شود و از طرف دیگر نیز نباید به بهانه توسعه فناوری، هزینه بالای اعتبار و ریسک انباشت بدهی خانوار نادیده گرفته شود.
وی گفت: بانکها باید رقابتیتر شوند، لندتکها باید شفافتر فعالیت کنند و سیاستگذار باید میان این دو بازیگر زمین رقابتی متوازن ایجاد کند.
وی در پایان افزود: در نهایت برنده واقعی بازار اعتبار نه بانک است و نه لندتک؛ برنده باید مصرفکنندهای باشد که قیمت واقعی اعتبار را میداند و میتواند میان گزینههای مختلف، آگاهانه انتخاب کند.
انتهای پیام/