سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی و بین الملل

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

۲۵ شهریور، روز ملی خرما، فرصتی برای روایت ظرفیت‌های فرهنگی نخلستان‌ها به‌عنوان میراثی زنده است

نخل، بیش از یک درخت

۱۴۰۵/۰۶/۲۵ - ۰۹:۰۰:۰۲
کد خبر: ۲۳۸۹۵۷۶
خرما را معمولاً در یک جعبه می‌بینیم؛ مرتب، بسته‌بندی‌شده و آماده فروش. کمتر به این فکر می‌کنیم که پیش از رسیدن به قفسه فروشگاه، چه قصه‌ای پشت آن وحود دارد. از داستان نخلستان، نخل‌دار و مهارت‌هایی که نسل‌به‌نسل منتقل شده و فرهنگی که در سایه همین درخت شکل گرفته، کم می‌دانیم.

فریبا نباتی - دبیر گروه اجتماعی: یک‌بار در جمعی، کسی از انواع خرما در کرمان می‌گفت و از نوعی خرما که برای مردم آن منطقه حکم آجیل دارد و پای ثابت شب‌نشینی‌هاست. چشم‌های متعجب شنوندگان، اما از ناشناخته ماندن میوه‌ای خبر می‌داد که تصور می‌کنیم با آن بسیار آشناییم!

خرما را معمولاً در یک جعبه می‌بینیم؛ مرتب، بسته‌بندی‌شده و آماده فروش. کمتر به این فکر می‌کنیم که پیش از رسیدن به قفسه فروشگاه، چه قصه‌ای پشت آن وحود دارد. از داستان نخلستان، نخل‌دار و مهارت‌هایی که نسل‌به‌نسل منتقل شده و فرهنگی که در سایه همین درخت شکل گرفته، کم می‌دانیم.

در جنوب ایران، نخلستان با زندگی مردم عجین شده. از خوزستان و بوشهر تا هرمزگان، کرمان و سیستان‌وبلوچستان، بخشی از معیشت، فرهنگ و حتی خاطرات جمعی مردم با نخل و فصل برداشت خرما گره خورده است. در این گوشه ایران، با رسیدن فصل خرما، مجموعه‌ای از دانش‌ها و مهارت‌های قدیمی دوباره به جریان می‌افتد، از شناخت خاک و آب و زمان مناسب آبیاری و گرده‌افشانی تا مراقبت از نخل، برداشت، فرآوری و شیوه‌های سنتی نگهداری خرما.

برای نخل‌دار، بسیاری از این کار‌ها بخشی از زندگی روزمره است، اما همین مهارت‌های عادی‌شده و بومی، برای یک غیربومی می‌تواند بخشی از یک تجربه منحصر‌به‌فرد فرهنگی باشد. این‌جا همان جایی است که مفهوم «میراث ناملموس» معنا پیدا می‌کند. میراثی که نه در یک شیء موزه‌ای، در مهارت‌ها و سبک زندگی مردم زنده مانده است.

خرما در اقتصاد کشاورزی ایران جایگاه مهمی دارد، اما در اقتصاد گردشگری هنوز به اندازه ظرفیتش دیده نشده است. گردشگر می‌تواند فقط یک بسته خرما بخرد و از منطقه عبور کند، اما می‌تواند تجربه‌ای متفاوت هم داشته باشد، وارد نخلستان شود، با نخل‌دار درباره زندگی و کارش گفت‌و‌گو کند، فرآیند برداشت را ببیند، خرما را بچشد، غذا‌های محلی را امتحان کند، با محصولات ساخته‌شده از برگ و الیاف نخل آشنا شود و شب را در یک اقامتگاه بوم‌گردی بگذراند.

ایران برای ساختن چنین تجربه‌ای ظرفیت کمی ندارد. چند استان دارای نخلستان یعتی تنوع ارقام خرما، تفاوت اقلیم‌ها، شیوه‌های تولید و فرهنگ‌های محلی مرتبط با نخل، وسعتی که می‌تواند هر منطقه را صاحب یک روایت فرهنگی و گردشگری کند.

این اتفاق با یک جشنواره مناسبتی یا چند غرفه فروش خرما محقق نمی‌شود. گردشگری خرما و نخل نیازمند طراحی یک محصول واقعی است تا گردشگر بتواند آن را انتخاب کند، برایش هزینه بپردازد و با خاطره‌ای متفاوت از مقصد بازگردد. سرمایه در این مدل گردشگری مردم محلی‌اند. در این مدل، گردشگر وارد بخشی از زندگی مردم منطقه می‌شود و درآمد حاصل از آن نیز می‌تواند به جای محدود شدن به فروش محصول، میان مجموعه‌ای از کسب‌وکار‌های محلی جریان پیدا کند.

این شیوه می‌تواند به حفظ میراث ناملموس هم کمک کند. وقتی یک مهارت سنتی برای گردشگر ارزش پیدا کند، حفظ و انتقال آن به نسل بعد نیز انگیزه بیشتری خواهد داشت. اگر غذای محلی، روش سنتی فرآوری یا مهارت نخل‌داری بتواند برای جامعه محلی درآمد ایجاد کند، به بخشی از اقتصاد منطقه تبدیل می‌شود. ابتکاری که خرما را هم محصول کشاورزی، هم سوغات سفر و هم به مقصد سفر تبدیل می‌کند.

البته باید به یک نکته هم توجه داشت، روایت نخلستان، بدون توجه به ظرفیت آن، می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد. نخلستان و زندگی جامعه محلی نباید به معنای هجوم گردشگران و تبدیل زندگی مردم به یک نمایش باشد. باید طبیعت، ظرفیت منطقه و زندگی جوامع محلی نیز در نظر گرفته شود تا فراهم کردن امکان تجربه یک فرهنگ زنده اتفاق بیفتد و نشان دهد پشت این محصول ساده، چه میراث بزرگی پنهان شده است. اگر این قصه درست روایت شود، نخل دیگر یک درخت نخواهد بود و خرما هم فقط یک محصول.

نظر شما